هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 851: حماقت در مساحت

آورده اند که: اعرابیی در موقع مجامعت** آمیزش جنسی، مقاربت.*** با زن اجنبیه** زن نامحرم.*** نشست و چون اراده جماعت کرد به فکر معاد افتاد و برخاست تا برود. زن گفت: کجا می روی؟
اعرابی گفت: خداوند در قرآن فرموده: وَ جنَّة عَرضُها السَّمواتُ و الاَرضُ** آل عمران/ 133، ترجمه: و بهشتی که وسعت آن، آسمان ها و زمین است. نکته: در قرآن مرجید مورد دیگری وجود دارد که شبیه آیه مذکور است و آن مورد چنین است: وَ جنَّة عَرضُها کَعَرضِ السَّمآءِ وَ الأَرضِ حدید / 21. ترجمه: و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است.*** بنابراین هر که بهشتی را که عرض آن مابین آسمان ها و زمین است به مقدار عرض چهار انگشت از میان پای تو بفروشد در علم مساحت احمق خواهد بود. **ر. ک: الخراش / 324 (با اندکی تفاوت).***

بخش بیست و یکم: لطایف و ظرایف ، فصل سوم: سورچرانان

فانَّهُم لاکِلُونَ مِنها فَمالِئُونَ مِنهَا البُطُونَ
صافات / 66.

حکایت 852: قرائت مآئده

نقل است که ابن حجاج))** ابوعبدالله حسین بن احمد بن حجاج.*** را به همراه عده ای به منزلی دعوت نمودند. بر خلاف انتظار، علما را دیرتر از حد معمول برای میهمانان حاضر کردند و سفره را پس از زمانی طولانی، گستردند. ابن حجاج چون دید بالبداهه ( فوراً) گفت:
یا ذاهبا فی داره جائیا - من غیر معنی لا و لا فآئده
قد جنَّ اضیافک من جوعهم - فاقرء علیهم سورة المائده
یعنی: ای صاحب خانه که بدون جهت و بی اثر رفت و آمد می کنی. میهمان تو از گرسنگی دیوانه شدند (بهتر آن است که برای جلوگیری از دیوانگی آن) سوره مائده را (که افسون گرسنگان است) برایشان تلاوت کنی.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 3 / 486. به نقل از: محاضرات الادباء (راغب اصفهانی).***
پر کرده است ته چین از عطر خود فضا - رادل می رود زدستم صاحبدلان خدا
راپرخواری من و شیخ از خلق بود مخفی - دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
گردیده است تا دیگ نرم از وفور روغن - ساقی بشارتی ده پیران پارسا را
ای شیخ چون نشینی در صدر سفره سور - با دوستان مروت با دشمنان مدارا
از نان جو پلو را من بیش دوست دارم - هر کس به قدر فهمش فهمیده مدعا را
رو جام را رها کن در ظرف قورمه بنگر - تا بر تو عرضه دارند احوال مُلک دارا
بیضاوی از خورش ها مشتاق قورمه سبزی است - گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
ادیب بیضاوی))