هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 849: تسعین یا سبعین؟!

این رومی گوید: مردی به دهی رفت. عالم آن روستا او را به خانه خویش دعوت نموده و چند روزی از او پذیرایی نمود. روزی آن عالم خطاب به میهمانش گفت: من مدتی است که امام جماعت این مردم هستم و درباره برخی از آیات قرآن با اشکال مواجه شده ام. میهمان گفت: اشکالات خود را از من مپرس. عالم گفت: به عنوان نمونه در سوره حمد به مشکلی برخورده ام و آن مشکل در این آیه است: ایّاکَ نعبُدُ وَ ایاک چی تِسعین** تسعین یعنی: نود.*** یا سبعین؟** سبعین یعنی: هفتاد.***البته من آن را به شکل تسعین قرائت می کنم چون به احتیاط نزدیک تر است. **ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 77.***

حکایت 850: اظهار فضل

اصعمی گوید: عیسی بن عمر چنین حکایت می نمود: مردی لَحّان** لحان: کسی که بسیار غلط سخن گفته و اعراب کلمات را اشتباه تلفظ کند.*** مردی همانند خود را ملاقات نموده از او پرسید: مِن أَینَ جِئتَ؟ یعنی: از کجا آمده ای))؟ آن مرد گفت: مِن عندِ اَهلُونا (به جای آن که بگوید: اهلینا) **فتح/ 11، ترجمه: حفظ) اموال و خانواده های ما، ما را به خود مشغول داشت)).*** اخذ نموده ای. **ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 123.***

حکایت 851: حماقت در مساحت

آورده اند که: اعرابیی در موقع مجامعت** آمیزش جنسی، مقاربت.*** با زن اجنبیه** زن نامحرم.*** نشست و چون اراده جماعت کرد به فکر معاد افتاد و برخاست تا برود. زن گفت: کجا می روی؟
اعرابی گفت: خداوند در قرآن فرموده: وَ جنَّة عَرضُها السَّمواتُ و الاَرضُ** آل عمران/ 133، ترجمه: و بهشتی که وسعت آن، آسمان ها و زمین است. نکته: در قرآن مرجید مورد دیگری وجود دارد که شبیه آیه مذکور است و آن مورد چنین است: وَ جنَّة عَرضُها کَعَرضِ السَّمآءِ وَ الأَرضِ حدید / 21. ترجمه: و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است.*** بنابراین هر که بهشتی را که عرض آن مابین آسمان ها و زمین است به مقدار عرض چهار انگشت از میان پای تو بفروشد در علم مساحت احمق خواهد بود. **ر. ک: الخراش / 324 (با اندکی تفاوت).***