هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 848: گچکار

ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن جوزی - صاحب کتاب اخبار الحمقی و المغفلین - به نقل از برخی عالمان گوید: مردی نادان در مصحف نگریست. آن گاه به اطرافیانش گفت: من دو غلط در مصحف یافته ام آن دو را اصلاح کنید. پرسیدند: آن دو غلط کدام است؟ گفت: یکی کلَّ بنآء و غوَّاص**ص / 37، ترجمه: هر بنابراین و غواصی از آن ها. ***که غلط است و باید به کلّ بنّآء وَ جَصَّاص** ترجمه: هر بنا و گچکاری.*** تغییر یابد و دیگری والتِّینَ و الزَّیتُونِ** تین / 1، ترجمه: قسم به انجیر و زیتون.*** که باید به و الجُبنِ و الزَّیتُونِ** ترجمه: قسم به پنیر و زیتون.*** تبدیل شود.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 192.***
و کم من غائب قولا صحیحا - و آفته من الفهم السقیم
متنبی

حکایت 849: تسعین یا سبعین؟!

این رومی گوید: مردی به دهی رفت. عالم آن روستا او را به خانه خویش دعوت نموده و چند روزی از او پذیرایی نمود. روزی آن عالم خطاب به میهمانش گفت: من مدتی است که امام جماعت این مردم هستم و درباره برخی از آیات قرآن با اشکال مواجه شده ام. میهمان گفت: اشکالات خود را از من مپرس. عالم گفت: به عنوان نمونه در سوره حمد به مشکلی برخورده ام و آن مشکل در این آیه است: ایّاکَ نعبُدُ وَ ایاک چی تِسعین** تسعین یعنی: نود.*** یا سبعین؟** سبعین یعنی: هفتاد.***البته من آن را به شکل تسعین قرائت می کنم چون به احتیاط نزدیک تر است. **ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 77.***

حکایت 850: اظهار فضل

اصعمی گوید: عیسی بن عمر چنین حکایت می نمود: مردی لَحّان** لحان: کسی که بسیار غلط سخن گفته و اعراب کلمات را اشتباه تلفظ کند.*** مردی همانند خود را ملاقات نموده از او پرسید: مِن أَینَ جِئتَ؟ یعنی: از کجا آمده ای))؟ آن مرد گفت: مِن عندِ اَهلُونا (به جای آن که بگوید: اهلینا) **فتح/ 11، ترجمه: حفظ) اموال و خانواده های ما، ما را به خود مشغول داشت)).*** اخذ نموده ای. **ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 123.***