هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 845: مزه زیتون

شخصی زیتون خورد و بسیار آن را مذمت کرد. گفتند: چرا از زیتو بد می گویی و حال آن که خدا در قرآن از زیتون تعریف کرده و گفته وَ التِّین و الزَّیتُونِ؟!** تین/ 1، ترجمه: قسم به انجیر و زیتون.*** گفت: خدا زیتون را نچشیده تعریف کرده است اگر خورده بود تعریف نمی کرد!** ر. ک: ریاض الحکایات/ 192.***

حکایت 846: کمرشکن!

ابوعثمان جاحظ گوید: یحیی بن جعفر برایم چنین حکایت نمود: همسایه ای داشتم که بی اندازه طویل اللحیة ( ریش دراز) بود. او تمامی شب را با گریه و آه و زاری سپری می نمود. شبی صدای گریه های بلندش مرا از خواب بیدار نمود در حالی که وی ناله های گوش خراش سر داده و مرتب بر سر و سینه اش می کوبید و آیه ای از قرآن را تکرار می نمود. من وقتی که چنین دیدم با خود گفتم: چه خوب است گوش فرا دهم و ببینم کدام آیه است که او را این چنین از خود بی خود نموده و مرا از خواب ناز بازداشته است. به دنبال این فکر، به صدای او گوش دادم. با کمال تعجب شنیدم که این آیه را می خواند: وَ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًی فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ.** بقره / 222، ترجمه: و از تو، (ای پیامبر) در باره حیض ( عادت ماهیانه زنان) سؤال می کنند، بگو: چیز زیانبار و آلوده ای است، از این رو در حالت قاعدگی، از آنان کناره گیری کنید (و با آنان آمیزش ننماید)... .))*** با دیدن این جریان دانستم که آن چه درباره افراد دراز ریش گفته اند، حق است. **ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 137.***
بالعلم یدرک کلب فی خساسته - ما لیس یدرک الانسان لو جهلا
معلم الکلب حل فی ذبیحته - و جاهل الذبح فی افساده عملا

حکایت 847: با میل و رغبت آشامیدن!

گویند: مردی از کنار نقّال و قصه گویی می گذشت. شنید که او این آیه را قرائت می کند: یَتَجَّرعَه وَ لا یَکادُ یُسیغُهُ** ابراهیم/ 17.*** یعنی: به زحمت جرعه، جرعه آن (آب بدبوی متعفن) را سر می کشد و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد)). مرد گفت: اللهمَّ اجعَلنا مِمَّن یَتَجَرَّعه وَ یُسیغُهُ.
یعنی: پروردگارا! ما را از کسانی قرار ده که آن را به زحمت جرعه، جرعه، سر می کشند و به میل خود آن را می آشامند)).** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 133.***
اتق الاحمق أن تصحبه - انما الاحمق کالثوب الخلق
کلما رقّعت منه جانبا - حرّکته الریح وهناً فانخَرَق