هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 840: کوتاه ترین دیوار

اعرابیی به نام مُجرم پشت سر امام جماعتی در صف اول نماز گزارده بود. امام در نماز قرائت سوره مرسلات را آغاز نمود تا بدین آیه رسید: أَلَمْ نُهْلِکِ الاَْوَّلِینَ** مرسلات / 16، ترجمه: آیا ما اقوام نخستین را هلاک نکردیم.*** اعرابی چون چنین شنید از صف اول خارج گردیده و در آخرین صف جای گرفت. امام در ادامه قرائت، خواند: ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِینَ** مرسلات / 17، ترجمه: ترجمه: سپس دیگران را به دنبال آنها می فرستیم (و هلاک می کنیم).*** اعرابی با شنیدن این آیه به صفوف وسط رفت امام ادامه داد: کَذَلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ** مرسلات / 18، ترجمه: (آری) این گونه با مجرمان رفتار می کنیم.*** اعرابی با شنیدن این آیه پا به فرار گذاشت و در همان حال می گفت: اینان تنها به دنبال من هستند و دیواری کوتاه تر از من نیافته اند.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 117، محاضرات الادبآء 4 / 449.***

حکایت 841: ابونصف القرآن!

به مردی گفتند: کنیه ات چیست؟
گفت: ابوعبدالله السمیع البصیر** السمیع البصیر اسراء/ 1. غافر / 20، 56، شوری/ 11، ترجمه: شنوا و بینا. ***اَلَّذِی یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَی الْأَرْض!** وَ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ حج / 65، ترجمه: و آسمان را نگه می دارد تا بر زمین فرونیفتند.***
گفتند: مرحبا به تو ای ابونصف القرآن!.** ر. ک: زهر الربیع / 225، درباره شبیه این حکایت ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 157، محاضرات الادباء 3 / /339***
لکل داء دوآء یستطب به - الا الحماقة اعیت من یداویها

حکایت 842: هدیه ای به پسر عمو

اصمعی گوید: اعرابیی را دیدم که نماز می خواند ولی قرائتش صحیح نبود بدین جهت سوره حمد و سوره اخلاص ( توحید) را به او یاد دادم او نیز آن دو سوره را در نمازش خواند پس از مدتی دوباره او را دیدم که در حال نماز خواندن بود ولی تنها سوره حمد را می خواند و سوره اخلاص را قرائت نمی نمود. از او پرسید: چرا سوره اخلاص را نمی خوانی؟ گفت: آن سوره را به پسرعمویم هدیه کردم و دوست ندارم هدیه ای را که بخشیده ام باز پس گیرم.** ر. ک: زهر الربیع / 228.***