هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 838: موسی که خر نداشت!

آورده اند که: کاتب بسیار خوش نویسی بود که هرگاه قرآن می نوشت تصرفاتی در آیات می کرد. شخصی مبلغ زیادی به وی داد تا برایش یک نسخه قرآن نوشته و استنساخ نماید و با او شرط نمود که هیچگونه تصرفی در آیات ننماید. کاتب نیز قبول کرد ونوشت. چون قرآن را آورد و به آن شخص داد گفت: در هیچ جای آن تصرفی نکرده ام مگر در یک جا که هر چه فکرکردم نتوانستم خودداری کنم. آن شخص پرسید: آنجا کجا بود؟ گفت: در آن جا که نوشته بود خرَّ موسی** اعراف / 143، ترجمه: موسی علیه السلام بر زمین افتاد.*** من نوشتم خَرَّ مُوسی به این دلیل که حضرت عیسی خر داشت موسی که خر نداشت.** ر. ک: گنج جواهر دانش یا جواهر العددیه 1 / 377.***

حکایت 839: نردبان بلند

گویند: شخصی شنید که مردی این آیه را می خواند: وَ فِی السَّماءِ رِزقُکُم وَ ما تُوعَدُونَ؟** ذاریات / 22، آیات دیگری که از لحاظ مفهوم با آیه فوق شباهت دارند عبارتند از: یونس / 31، نمل / 64، سبأ/ 24، فاطر / 3، غافر/ 13.*** یعنی: و روزی ( رزق) شما در آسمان است و آن چه به شما وعده داده می شود))؛ گفت: نردبان به این بلند از کجا بیاوریم!** ر. ک: زهر الربیع/ 236، محاضرات الادبآء 1 / 140.***

حکایت 840: کوتاه ترین دیوار

اعرابیی به نام مُجرم پشت سر امام جماعتی در صف اول نماز گزارده بود. امام در نماز قرائت سوره مرسلات را آغاز نمود تا بدین آیه رسید: أَلَمْ نُهْلِکِ الاَْوَّلِینَ** مرسلات / 16، ترجمه: آیا ما اقوام نخستین را هلاک نکردیم.*** اعرابی چون چنین شنید از صف اول خارج گردیده و در آخرین صف جای گرفت. امام در ادامه قرائت، خواند: ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِینَ** مرسلات / 17، ترجمه: ترجمه: سپس دیگران را به دنبال آنها می فرستیم (و هلاک می کنیم).*** اعرابی با شنیدن این آیه به صفوف وسط رفت امام ادامه داد: کَذَلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ** مرسلات / 18، ترجمه: (آری) این گونه با مجرمان رفتار می کنیم.*** اعرابی با شنیدن این آیه پا به فرار گذاشت و در همان حال می گفت: اینان تنها به دنبال من هستند و دیواری کوتاه تر از من نیافته اند.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 117، محاضرات الادبآء 4 / 449.***