هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 828: صد و هشتاد درجه تفاوت!

آورده اند که: عبدالله پسر احمد بن حنبل را دیدند که به هنگام نماز آیه اول سوره مبارکه علق را چنین می خواند: اِقرأ بِاسمِ ربِّکَ اَلَّذِی خُلِقَ** صورت صحیح آیه چنین است اِقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، ترجمه: بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، نکته: چهار سوره ای که سجده واجب دارند ( سوره های عزائم) به هنگام نماز، موجب باطل شدن نماز است این چهار سوره عبارتند از: الف: سوره سجده. ب: سوره فصلت. ج: سوره نجم. د: سوره علق.*** (به جای: خَلَق). به او گفتند: تو و پدرت ( احمد بن حنبل) صد و هشتاد درجه با یکدیگر فرق دارید زیرا پدرت بر این عقیده بود که قرآن مخلوق نیست (و قدیم است) ولی تو می پنداری که پروردگار مخلوق است!** ر. ک: ربیع الابرار 1 / 626 - 625.***

حکایت 829: سران کفر و نفاق

اعرابیی فرزندش را نزد معلمی آورد تا بدو قرآن بیاموزد پس از مدتی از فرزند پرسید: به کدام سوره رسیده ای؟ گفت: به قُل یا اَیُّها الکَافِرُونَ** سوره کافرون.*** اعرابی گفت: تو در گروه بدی قرار گرفته ای. پس از مدتی دیگر دوباره از فرزندش پرسید: الان به کدام سوره رسیده ای؟ گفت: به اِذا جآءَکَ المُنافِقُونَ** سوره منافقون. *** اعرابی گفت: نمی پردازی مگر به سران کفر. همان بهتر است که به چوپانی گوسفندانت بپردازی.** ر. ک: زهر الربیع / 111.***

حکایت 830: نقش نگین انگشتر احمق

آورده اند که: معاویه روزی از اصحاب خویش پرسید: به چه وسیله می توان احمق را بدون همنشینی با او شناخت؟ برخی گفتند: به وسیله راه رفتن و رأی و نظرش. معاویه گفت: خیر، چنین نیست بلکه احمق به وسیله کنیه و همچنین نقش نگین انگشترش، شناخته می شود.
در همان حال آنان درباره نشانه های شناخت احمق با یکدیگر گفتگو و بحث می کردند، ناگهان مردی خطا به مرد دیگر فریاد بر آورد: ای ابویاقوت. معاویه چون این کنیه را شنید، ابویاقوت را به حضور طلبید و پس از مدتی گفتگو پیرامون مسایل مختلف از وی پرسید: نقش نگین انگشتر تو چیست؟ ابویاقوت پاسخ داد: نقش نگین انگشتر من این است ما لِیَ اَرَی الهُدهُدَ اَم مِنَ الغآئِبینَ.** نمل / 20، ترجمه: (چرا هدهد ( شانه به سر) را نمی بینم با این که او از غایبان است؟!) (نکته: حالاگر اسم این شخص (سلیمان) بوده، اندکی می توان عمل او را توجیه نمود).*** اطرافیان معاویه پس از شنیدن سخن ابویاقوت خطاب به معاویه گفتند: ای امیرالمؤمنین! مطلب همان است که شما (درباره نشانه های احمق) فرموده بودی.** ر. ک: اخبار الحمق و المغفلین / 32.***
فلا تصحب اخا حُمُق - و ایاک و ایاه
فکَم مِن جاهل اَردی - حکیما حین اخاه
و للقلب علی القلب - دلیل حین یلقاه
و للناس من الناس - مقاییس و اشباه