هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 827: بیوه مرد فرصت طلب!

مبرد می نویسد: ابوجعفر منصور دوانیقی، کسی را برای سرپرستی حقوق نابینایان و بیوه زنان و یتیمان معین کرده بود. یکی از فرصت طلبان به همراه فرزندش به نزد این سرپرست آمد و از او خواست که اسمش را جزو بیوگان بنویسد. سرپرست گفت: بیوگان زن هستند چگونه نام تو را جزو آن ها بنویسم؟ گفت: اگر نمی شود پس جزو نابینایان بنویس. گفت: آری این یکی می شود زیرا خداوند فرموده است: فانَّها لا تَعمَی الابصارُ وَ لکِن تَعمَی القُلُوبُ التی فِی الصُّدورِ** حج / 46.*** یعنی: چرا که چشم های ظاهر نابینا نمی شود بلکه دلهایی که در سینه هاست کور می شود)). مرد گفت: پس نام فرزندم را هم جزو یتیمان بنویس. سرپرست گفت: این کار را هم می کنم زیرا بچه ای که پدرش تو باشی در واقع یتیم است.** ر. ک: قرآن پژوهی / 779 به نقل از: وفیات الاعین 4 / 315.***
لیس الیتیم مَن قد مات والده - اءنّ الیتیم یتیم العلم و الادب

حکایت 828: صد و هشتاد درجه تفاوت!

آورده اند که: عبدالله پسر احمد بن حنبل را دیدند که به هنگام نماز آیه اول سوره مبارکه علق را چنین می خواند: اِقرأ بِاسمِ ربِّکَ اَلَّذِی خُلِقَ** صورت صحیح آیه چنین است اِقرَأ بِاسمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، ترجمه: بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، نکته: چهار سوره ای که سجده واجب دارند ( سوره های عزائم) به هنگام نماز، موجب باطل شدن نماز است این چهار سوره عبارتند از: الف: سوره سجده. ب: سوره فصلت. ج: سوره نجم. د: سوره علق.*** (به جای: خَلَق). به او گفتند: تو و پدرت ( احمد بن حنبل) صد و هشتاد درجه با یکدیگر فرق دارید زیرا پدرت بر این عقیده بود که قرآن مخلوق نیست (و قدیم است) ولی تو می پنداری که پروردگار مخلوق است!** ر. ک: ربیع الابرار 1 / 626 - 625.***

حکایت 829: سران کفر و نفاق

اعرابیی فرزندش را نزد معلمی آورد تا بدو قرآن بیاموزد پس از مدتی از فرزند پرسید: به کدام سوره رسیده ای؟ گفت: به قُل یا اَیُّها الکَافِرُونَ** سوره کافرون.*** اعرابی گفت: تو در گروه بدی قرار گرفته ای. پس از مدتی دیگر دوباره از فرزندش پرسید: الان به کدام سوره رسیده ای؟ گفت: به اِذا جآءَکَ المُنافِقُونَ** سوره منافقون. *** اعرابی گفت: نمی پردازی مگر به سران کفر. همان بهتر است که به چوپانی گوسفندانت بپردازی.** ر. ک: زهر الربیع / 111.***