هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 814: در کنار علماء

برخی از بزرگان صوفیه از قاضی عضد پرسیدند: مشایخ صوفیه در کجای قرآن یاد شده اند؟
گفت: در کنار علماء در آن جا که خدای تعالی می فرماید: هَل یَستَوی َالَّذِینَ یَعلَمُون و َالَّذِینَ لا یَعلَمُونَ** زمر/ 9***
یعنی: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟)).** ر. ک: زهر الربیع / 378، این حکایت، از مصادیق ذم شبیه به مدح است.***

حکایت 815: تکیه بر ستمگران، ممنوع!

منصور - یکی از خلفای عباسی - به عارفی گفت: چه چیز تو را از آمدن به نزد ما باز می دارد؟ عارف گفت: خداوند سبحان ما را از شما باز داشته است چرا که می فرماید: وَ لاَ تَرْکَنُواْ إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ** هود/ 113.*** یعنی: و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد)).
سپس منصور، عارف را نزد خود خواند و گفت: آن چه از من خواهی بگو.
عارف گفت: خواهم که مرا به درگاه خویش نخوانی، تا خود آیم و چیزی به من ندهی تا از تو خواهم. آن گاه منصور گفت: ما مِهر خود را در دل هر دانشمندی افکندیم مگر این شخص.** ر. ک: ماهنامه بشارت شماره 8 / 62.***

بخش بیست و یکم: لطایف و ضرایف، فصل اول: بخیلان

وَ مَن یَبخَل فاءِنَّما یَبخَلُ عَن نَفسِهِ.
محمد/ 38.