هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 811: نادانترین مردم

روزی معاویه به یکی از اهالی قوم سبأ گفت: خویشان تو چقدر نادان بودند که یک زن ( بلقیس: ملکه سبا) بر آن ها حکومت می کرد. آن مرد گفت: نادان تر از خویشان من، اقوام تو بودند آن گاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن ها را به حق فراخواند، گفتند: اللَّهُمَّ إِن کَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ.** انفال / 32، درباره توضیح آیه مذکور ر. ک: تفسیر نمونه 7 / 153 - 152، الغدیر 1 / 266 - 239.*** یعنی: بار خدایا! اگر این از جانب تو آمده است و حق است، بر ما از آسمان بارانی از سنگ ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست)). گفتند: بار خدایا اگر او به حقیقت از جانب توست پس ما را هدایت کن؛ معاویه ساکت شد.** ر. ک: مکالمه قرآنی 1 / 35، به نقل از: صفوة التفاسیر 1 / 505، زهر الربیع / 50، درباره نظیر این حکایت ر. ک: محاضرات الادبآء 1 / 344.***
فقال عدوّ الله لَلهُمَّ اءنْ یکن - کما قال حقاً بی عذاباً فاوقع
فعُوجل من افق السمآء بکفره - بجَندلة فانکبَّ ثاوٍ بمَصرَع
بومحمد عوثی غسانی))

حکایت 812 : شوره زار

ابوزید نحوی چنین حکایت می کند: مردی از قبیله قیس به همراه فرزندش از کنار ابوعلقمة المعتوه که دارای ریش بلند بود - می گذشتند. آن فرزند خطاب به ابوعلقمه گفت: ای ابوعلقمه چرا ریش مردان قبیله قیس کم پشت و اندک است، ولی ریش مردان یمن زیاد و پرپشت است؟
ابوعلقمه در پاسخ گفت: از آن جا که خدای تعالی می فرماید: وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِدًا.** اعراف / 58، ترجمه: سرزمین پاکیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگار می روید امّا سرزمینهای بد طینت (و شوره زار)، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید.*** همانند ریش پدرت که کم پشت و اندک است. با شنیدن این سخن، پدر آن فرزند دست خود را از میان دست فرزندش بیرون کشیده و از خجالت در میان انبوه مردم پنهان گردید.** ر. ک: زهر الربیع / 37، در تفسیر کنز الدقائق چنین آمده است: روزی عمرو عاص از امام حسین علیه السلام پرسید: چرا ریش شما این قدر پرپشت است ولی ریش ما اندک؟
حضرت فرمود: وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِدًا. ر. ک: لطیفه های شیرین با آیات قرآنی / 22، به نقل از: تفسیر کنز الدقایق ذیل آیه 58 سوره اعراف.***
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست - در باغ لاله روید و در شوره زار خس

حکایت 813: فاطمه افضل است یا عایشه؟!

از ابن جوزی** عبدالرحمن بن علی حنبلی. ابن جوزی همان کسی است که در پاسخ به این سؤال که علی افضل است یا ابوبکر؟ گفت: مَن بِنتُهُ فی بَیتِهِ یعنی: افضل کسی است که دختر او در خانه او بود. ***پرسیدند: فاطمه زهرا افضل است یا عایشه؟ گفت: عایشه، به دلیل این که خداوند فرمود: فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ** نسآء / 59، ترجمه: خداوند مجاهدان را بر قاعدان برتری بخشیده است.*** فدک فاطمه را گرفتند، سکوت کرد ولی عایشه تجهیز لشکر کرده و با علی علیه السلام جنگید **امام علی علیه السلام در نهج البلاغه - خطبه 156 - می فرماید: اما فلانی ( عایشه) پس افکار و خیالات زنانه بر او چیره شد، و کینه ها در سینه اش چون کوره آهنگری شعله ور گردید. اگر از او می خواستند آنچه را که بر ضد من انجام داد نسبت به دیگری روا دارد سر باز می زد، به هر حال احترام نخست او برقرار است و حسابرسی اعمال او با خدای بزرگ است.*** به طوری که از دو لشکر هجده هزار تن کشته شدند.** ر. ک: مردان علم در میدان عمل 1 / 438، این حکایت از مصادیق ذم شبیه به مدح است.***
تَجَمَّلتِ تَبَلَّغتِ وَ اءِنْ عِشتِ تَفَیَّلتِ - لَکِ التُّسعُ مِنَ الثُّمنِ و للکُلِّ تَصَرَّفتِ