هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 792: گوش و کنایه

دانش آموزی نزد معلم قرآن خود آیاتی را قرائت می نمود هنگامی که به: وَ اءنّ عَلیکَ اللَّعنةَ اِلی یَومِ الدّینِ** حجر / 35، ترجمه: و لعنت تا روز قیامت بر تو ( ابلیس) خواهد بود.*** رسید آن را چند بار تکرار کرد. معلم گفت: عَلَیکَ وَ علی اَبَویکَ.** (لعنت) بر تو و بر پدر و مادر تو. ***دانش آموز گفت: در این آیه عَلی اَبَوَیکَ وجود ندارد تنها عَلَیکَ است اگر می خواهید اَبَوَیکَ را نیز به آن ملحق کنم.** ر. ک: روضات الجنات 3 / 192. لطائف الطوائف / 388، محاضرات الادبآء 1 / 54.***

حکایت 793: آیه ای مناسب بر سنگ گور

آورده اند که: سلطان محمود غزنوی گوری برای خود ساخت و به یکی از چاکران گفت: آیه ای مناسب از قرآن پیدا کن تا بر روی سنگ گور حک کنیم. چاکر گفت: قربان! بنویسید: هذِه جهَنَّم الَّتی کُنتُم تُوعَدونَ.** یس / 63.*** یعنی: این همان دوزخی است که به شما وعده داده می شد)).** ر. ک: خنده های بلند/ 36.***
این گور تو چنان که رسول خدای گفت - یا روضه بهشت است یا کنده سعیر
ناصر خسرو))

حکایت 794: میراث فقیر

آورده اند که: مرد فقیری از دنیا رفت. به همسرش گفتند: شوهر تو چه ارثی از خود باقی گذاشت؟ زن گفت: عدَّة اَربَعَة اَشهُر وَ عَشَراً))** وَالَّذِینَ یُتَوفَّونَ مِنکُم وَ یَذَرونَ اَواجاً یَتَربَّصنَ بانفُسهِنَّ اربَعَةَ اَشهُر و عَشراً بقره / 224، ترجمه: و کسانی که از شما می میرند و همسرانی باقی می گذارند، باید چهارماه و ده روز انتظار بکشند (و عده نگه دارند).*** یعنی: عده چهار ماه و ده روز))! **ر. ک: زهر الربیع / 277.***
اءنْ ظرط المُوسر فی مجلس - قالوا لَه یرحمُکَ اللهُ
او عَطَسَ المُفلسُ فی مَجلس - سُبَّ و قالوا فیه ما ساهُ
فَمَظرَطُ المُوسرِ عِرنینُهُ - وَ مَعطَسُ المُعسِرِ مفساهُ