هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 788: وحی شیطانی

شخصی به ابن عمر گفت: مختار گمان می کند که به او وحی می شود. ابن عمر پاسخ داد: البته درست می گوید چرا که خداوند متعال فرموده است: وَ اءنّ الشیطانَ لَیُوحُونَ الی اَولِیاءِهِم **انعام/ 121، درباره نظیر این آیه ر. ک: انعام/ 112.*** یعنی: و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا (وحی) می کنند)).** ر. ک: ماهنامه بشارت شماره 4/ 62.***

حکایت 789 : نه یهودی و نه مسیحی

حجة الاسلام و المسلمین سعید اشراقی چنین نقل نموده اند: از اخوان خود شنیدم که زمانی ناصرالدین شاه به قم آمد و در شهر قم دو طایفه معروف بوده و شهرت داشتند یکی طایفه بیگدلی ها و دیگری طایفه حاج حسینی ها و از هر طایفه چند نفر از بزرگانشان به ملاقات شاه رفتند. در میان آن ها جد ما مرحوم حاج شیخ محمدتقی ارباب نیزشرکت داشت. فرمانار قم شروع کرد به معرفی اشخاص و گفت: این آقا از طایفه بیگدلی و آن آقا از طایفه حاج حسینی است. ناصر الدین شاه متوجه جد ما شد و گفت: پس این آقا از کدام یکی از این قبیله هاست؟ مرحوم جد ما بلافاصله فرمود: مَا کَانَ ابراهیمُ یَهُودیّاً وَ لا نَصرانیّاً و لکِن کانَ حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکینَ** آل عمران/ 67، ترجمه: ابراهیم علیه السلام نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه موحدی خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود)).*** ناصرالدین شاه که از شوخی و مزاح و لطیفه گویی لذت می برد از این سرعت انتقال و حُسن انتخاب و تیزهوشی مرحوم ارباب خوشش آمد و همه اهل و مجلس و شاه خندیدند. نتیجه این لطیفه گویی این شد که شاه به مرحوم ارباب گفت: هر خواسته ای دارید بفرمایید تا من انجام دهم. مرحوم ارباب فرمودند: من شخصاً چیزی نمی خواهم ولی شهر قم آب ندارد و اهالی قم از جهت آب در مضیقه هستند. ناصر الدین شاه دستور داد قناتی کندند که بعداً به قنات ناصری معروف شد و هم اکنون هم به همان اسم مشهور است.** ر. ک: مردان علم در میدان عمل عمل 6 / 475 - 474.***

حکایت 790: همتای زانیه

گویند: روزی مامون در حال کودکی در حضور پدرش هارون حرکات بچه گانه می نمود. هارون در غضب شده گفت: یابن الزانیة یعنی ای زنازاده مأمون در جواب پدر این آیه را خواند: الزَّانیةُ لا یَنکِحُها الا زانٍ اَو مُشرِکٌ ** نور / 3.*** یعنی: زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی آورد)). هارون از جواب او منفعل ( شرمسار) شد.** ر. ک: بزم ایران/ 55. لطائف الطوائف / 384، محاضرات الادباء 1 / 329.***