هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 785: آرزوی کافر

قطب الدین علامه شیرازی** محمد بن مسعود بن مصلح شیرازی شافعی ملقب به علامه و قطب الدین شیرازی)).*** به فضل و کمال و ظرافت مشهور و میان او و شیخ سعدی مطایبه و ظرافت معمول بوده است. یکی از اتابکان شیراز آغاز عمارت مسجدی کرد و خود متوجه آن کار شد و عامه مرد مطلباً لمرضاته [ برای خشنودی مردم ]بر سر آن عمارت حاضر گشتندی و شیخ سعدی و قطب هم گاهی حضورداشتند و اتابک را علاوه بر حُسن و جمال هنوز سبزه خط بر گرد عذار نرسته بود روزی هنگام نصب خشتی که استاد بنّا می نهاد قطعه گلی پریده بر رخسار اتابک افتاد قطب این آیه را خواند: یا لَیتَنی کُنتُ تُراباً** نبأ/ 40.*** یعنی: ای کاش خاک بودم (و بر چهره اتابک می ریختم).
اتابک نفهمید که وی چه گفت. از شیخ سعدی پرسید که: قطب چه می فرماید؟ سعدی گفت: یَقُول الکافِرُ یا لَیتَنی کُنتُ تُراباً** همان.*** یعنی: کافر می گوید: ای کاش خاک بودم)). **ر. ک: بزم ایران/ 70، روضات الجنات 8 / 119.***

حکایت 786 : امام من و امام تو

پس از رحلت حضرت امام صادق - علیه صلوات الله الصادق - ابوحنیفه به مومن الطاق که از شاگردان آن حضرت بود - به عنوان سرزنش گفت: امام تو از دنیا رفت.
فوراً مؤمن الطاق گفت: اَمّا اِمامُکَ** واژه امام هم شامل امام حقمی شود و هم شامل امام باطل. همانگونه که جمع این کلمه یعنی واژه ائمه هر دو گروه را شامل می شود. درباره آن چه ذکر شد ر. ک: بقره/ 124، فرقان/ 74، اسراء/ 71، توبه / 12، انبیاء/ 73، قصص / 5، 41، سجده / 24.*** مِن المُنظَرینَ الی یَوِ الوَقتِ المَعلُومِ)) **حجر / 37 - 38.*** یعنی: (اما پیشوای تو شیطان از مهلت یافتگان است، تا آن روز معین معلوم.** حجر/ 38 - 37.***

حکایت 787: سه حمد و سوره متفاوت

نقل کرده اند که: مرحوم حاج محمد کلباسی بسیار محتاط بود و احیاناً اگر کسی برای ادای شهادت به نزد ایشان می آمد مسأله ای از او سؤال میکرد اگر جواب صحیح می داد شهادت او را می پذیرفت.
روزی شیخ شیپور - یکی از دلقک های ناصر الدین شاه - را برای ادای شهادتی خدمت ایشان آوردند.
ایشان فرمودند: حمد و سوره خود را بخوان. شیخ شیپور می گوید: کدام حمد و سوره را؟ می فرماید: ما که جز یک حمد و سوره نداریم. می گوید: چرا! ما سه حمد و سوره داریم یک حمد و سوره ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواند که نه شما می توانید بخوانید، نه من. یک حمد و سوره ای که شما می خوانید و من نمی توانم بخوانم یک حمد و سوره ای هم که من می خوانم و شما نمی توانید بخوانید. ایشان از سخن آن دلقک خوشش آمده و شهادت او را قبول کردند.** ر. ک: مردان علم در میدان عمل 3/ 482 - 481.***