هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 778: پس ظرف مُشک را با خود می برم!

زمخشری - مفسر معروف اهل سنت - در کتاب کشاف چنین نقل نموده: عربی خلافکار، ظرف کوچکی از مشک را سرقت نموده به او گفتند: خداوند در قرآن می فرماید: مَن یَغلُل یأتِ بِما غَلَّ یَومَ القِیامَةِ** آل عمران / 161. ***یعنی: هر کس خیانت کند روز رستاخیز آن چه را در آن خیانت کرده با خود (به صحنه محشر می آورد)). دزد گفت: بنابراین من ظرف مشک را با خود می برم چون هم بوی خوشی دارد و هم سبک است.** ر. ک: زهر الربیع / 255، لطائف الطوائب / 152، محاضرات الادبآء 4 / 420.***

حکایت 779: کفر شیاطین

منصور دومین خلیفه عباسی، سلیمان بن راشد** در برخی از کتاب ها سلیمان بن رامین و سلیمان بن برمک، ضبط شده است.*** را به ولایت موصل برگمارد و او را با هزار عجم راهی موصل کرد و گفت: همراه تو هزار شیطان فرستادم تا با آن ها مردم را گمراه و ذلیل کنی!
نزدیکی موصل، هزار عجم سرپیچی کردند و پراکنده شدند. منصور به سلیمان نوشت: أَکَفرتَ النِّعمَةَ یا سُلَیمانُ، آیا پس نعمت نگه نداشتی ای سلیمان؟ سلیمان پاسخ داد: وَ ما کَفَر سُلیمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا** بقره / 102.*** یعنی: سلیمان کافر نشد بلکه شیاطین کافر شدند)). منصور خندید و او را بخشید.** ر. ک: مکالمه قرآنی 1 / 29، به نقل از: معادن الجواهر و نزهة الخواطر 2 / 230، لطائف الطوائف / 97، ربیع الابرار 1 / 688 - 687.***

حکایت 780: نحوی و شیشه فروش

گویند: عالمی نحوی بر درب مغازه شیشه فروشی ایستاد و گفت: بِکُم هاتانِ القِنّینَتانِ اللَّتانِ فیهِما نُکتَتانِ خَضراوَتانِ؟ ** ترجمه: این دو بطری که در هر یک از آن ها نقطه و لکه ای سبزرنگ وجود دارد قیمتشان چند است؟*** شیشه فروش گفت: مُدهآمَّتانِ. فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان؟! **الرحمن / 65 - 64، ترجمه: هر دو خرم و سرسبزند، پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید. ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 126.***