هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 760: یحیی اَلَموتی

جوانی بود به نام یحیی الموتی که بسیار خوش خلق و مؤدب و متین بود. وی بسیاری از فضایل اخلاقی را دارا بود، ولی متأسفانه نماز نمی خواند. روزی عالم محل به او گفت: حیف نیست که تو با این همه کمالات و صفات شایسته ای که داری، نماز نمی خوانی؟ جوان گفت: چطور می توانم نماز بخوانم و حال آن که خداوند هیچ توجهی به من ندارد و من از ابتدای زندگی، فقیر و فلاکت زده بودم. عالم گفت: چه توجهی از این بالاتر که خدا اسم تو را در قرآن ذکر کرده است. یحیی گفت: اگر واقعا چنین باشد که شما می گویید تا آخر عمر نمازم را ترک نخواهم کرد. آن عالم قرآن را باز کرد و جمله یُحیِی المَوتی** حج/ 6، شوری /9، احقاف/ 33، قیامت / 40، ترجمه: (خداوند) مردگان را زنده می کند.*** را به او نشان داد. جوان هم که خیلی با قرآن آشنا نبود و به اعراب و حرکات آن، توجهی نمی کرد، خواند: یحیی الموتی و از این که دید نامش در قرآن ذکر شده بسیار خوشحال شد و از آن به بعد نمازش را ترک نکرد.** ر. ک: لطیفه های شیرین با آیات قرآنی / 98 - 97.***

حکایت 761: اگر راست می گویی آیه ای بخوان

جلال الدین سیوطی گوید: آورده اند که عبدالله بن رواحه انصاری - که از اصحاب رسول خدا بود - کنیزکی داشت. او به دور از چشم همسرش با آن کنیزک همبستر می شد. روزی همسرش او را در آن حال دید پس از آن که کار از کار گذشت خطاب به عبدالله گفت: کنیزک را بر زن خویش برتری دادی؟! عبدالله برای بطلان ادعای همسرش پافشاری می کرد همسرش گفت: اگر راست می گویی چند آیه از قرآن تلاوت کن (چون زن می دانست که تلاوت قرآن در حال جنایت جایز نیست).** البته لازم به توضیح است که بر اساس فتوای فقهاء و مجتهدان، خواندن سوره های عزائم ( سجده، فصلت، نجم و علق) که دارای سجده واجبند در حال جنابت حرام است و خواندن بیش از هفت آیه از سوره های دیگر (غیر از این چهار سوره) مکروه است. ***عبدالله بلافاصله گفت:
شهدت بانّ وعدالله حق - و أنَّ النار مَثوی الکافرینا** گواهی می دهم که وعده خدا حق است و دوزخ جایگاه کافران است.***
زن گفت: آیه ای دیگر بخوان. عبدالله گفت:
و أَنَّ العرش فوق المآء طافا - و فوق العرش رب العالمینا** و همانا عرش بر فراز آب حرکت می کند و پروردگار جهانیان بالای آن است.***
زن گفت: آیه ای دیگر بخوان. عبدالله گفت:
و تحمله ملآئکةکرام - ملائکة الاله مُقرَّبینا** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 6 / 55 - 54.***
زن گفت: به خدای - تعالی - ایمان دارم و آن چه را که چشمانم دیده، تکذیب می کنم. گویند: عبدالله بن رواحه پس از این حیله و راه چاره ای که به کار برده بود به حضور مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد و پیش آمد مزبور را به عرض آن حضرت رسانید و رسول خدا آن چنان خندیدند که دندان های مبارکشان نمایان شد.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات، 6 / 55 - 54.***

حکایت 762: تعیین مرجع ضمیر

گویند: حجاج بن یوسف ثقفی مشغول خواندن قرآن بود تا این که به این آیه شریفه رسید: وَ اءن مِن اَهلِ الکِتابِ الّا لَیُؤمِننَّ بِه قَبلَ مَوته.** نسآء/ 159، ترجمه: و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر این که پیش از مرگش به او ( حضرت عیسی مسیح) ایمان می آورد.***
حجاج ضمیر موته را به اهل کتاب ارجاع می داد** درباره مرجع ضمیر موته بین مفسران اختلاف نظر وجود دارد.*** و لذا معنی آیه را این گونه می فهمید که اهل کتاب قبل از مردنشان به حضرت عیسی ایمان می آوردند بدین جهت برای فهم بهتر آیه دستور داد دو نفر یهودی را آوردند و مقابل او گردن زدند و در آن حال نگاه حجاج به لبهای آن دو بود تا ببیند که آیا پیش از مردن اظهار ایمان می کنند یا نه؟! یکی از علما که در آن مجلس حاضر بود گفت: ای حجاج! به کجا نگاه می کردی؟ حجاج گفت: می خواستم آیه را بفهمم! عالم خندید و گفت: در ارجاع ضمیر، اشتباه کرده ای. ضمیر موته به حضرت عیسی علیه السلام بر می گردد یعنی قبل از مردن حضرت عیسی آنان که از اهل کتابند در آخرالزمان عیسی را می بینند و به او ایمان می آورند. حجاج پرسید: معنای آیه چه موقع ظاهر می شود؟ عالم گفت: در زمان ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف که حضرت عیسی علیه السلام از آسمان نزول می کند و در نماز به حضرت مهدی علیه السلام اقتدا می نماید. حجاج پرسید: از کجا این مطلب را گرفته ای؟ گفت: از امام زین العابدین علیه السلام. حجاج گفت: به خدا سوگند، مطلب را از سرچشمه زلالی گرفته ای.** ر. ک: مردان علم در میدان عمل 5/ 35، به نقل از: حکومت دادگستر/ 130. تفسیر علی بن ابراهیم قمی، تفسیر نمونه 4 / 205 به نقل از: تفسیر برهان 1 / 426.***