هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 757: زقوم

از سعید بن جبیر نقل شده که: وقتی آیه ای که در آن واژه زَقُّوم وجود دارد،** این واژه در سوره های صافات / 62، دخان / 43، واقعه / 52، وجود دارد.*** نازل گردید مشرکان قریش با حالت تمسخر به یکدیگر می گفتند: زقوم دیگر چیست؟!** زقوم در لغت به معنی فلز آب شده و گداخته است که وقتی وارد بدن شود درون شکم به جوشش در می آید چنان که در سوره دخان آیه 43 تا 46 چنین می خوانیم بیگمان درخت زقوم غذای گناهکاران است که مانند مس گداخته در شکم ها بجوشد همچون جوشیدن آب جوشان)).*** چه کسی معنی چنین گیاهی را که دارای میوه زقوم است می داند؟ در آن مجلس شخصی از اهالی آفریقا حاضر بود او گفت: در میان ما آفریقائیان، زقوم یعنی کره و خرما.** شادی منظور او نیز مسخره کردن و استهزاء بوده است.*** ابوجهل با تمسخر کنیز خود را صدا زد و گفت: کنیز! مقداری کره و خرما بیاور تا زقوم کنیم! ابوجهل همچنان به مسخره کردن خویش ادامه داد و می گفت: زقوم همان کره و خرمایی است که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را به وسیله آن، تهدید می کند، کره و خرما که ترس ندارد. بدین ترتیب می بینیم که کوردلان متکبر آیات الهی را به مسخره می گرفتند غافل از آن که روزی خواهد آمد که غذایشان زقوم یعنی فلز آب شده و گداخته است. **ر. ک: داستان ها و پندها 5 / 27 - 26، به نقل از: تفسیر قرطبی 8 / 529، ذیل آیه 62، سوره صافات.
تفسیر نمونه 21 / 204 - 203.***

حکایت 758: تنها و تنهی

شخصی در نماز جماعت حاضر نمی شد و همواره نمازهایش را به تنهایی و فُرادی می خواند به او گفتند: چرا نمازت را فرادی می خوانی و در جماعت شرکت نمی کنی؟ گفت: چون خداوند خودش فرموده: اءنّ الصلاة تَنهی** عنکبوت / 45: اءنّ الصلاةَ تَنهَی عَنِ الفَحشاءِ و المُنکَرِ ترجمه: نماز (انسان را) از زشتی ها و گناه باز می دارد (و نهی می کند).*** یعنی نماز را به تنهایی بخوانید.** ر. ک: لطیفه های شیرین با آیات قرآنی / 30 - 29.***

حکایت 759: همزه ای با برکت

صعصعة بن صوحان گوید: روزی عربی بادیه نشین به حضور علی بن ابی طالب - علیه صلوات الله الواهب - آمد و عرض کرد: یا علی! این جلمه که در قرآن آمده یعنی چه؟ لا یأکلُهُ الا الخاطُونَ یعنی: از غسلین (خون و چرک) غذایی نمی خورند جز آنان که گام بر می دارند)). سوگند به خدا همه انسان ها (هنگام راه رفتن) قدم بر می دارند پس همه از چنین غذای آمیخته به خون و چرک دوزخیان، می خورند؟! علی علیه السلام لبخندی زد و فرمود: ای اعرابی! (درست نخواندی، صحیحش این است:) لا یأکُلهُ الا الخاطِئُونَ** الحاقه/ 37، باید توجه داشت که آن عرب، به جای خاطئون (خطاکاران) خاطون (گام بردارندگان) می خواند.***
یعنی: از آن چرک و خون نمیخورند جز گناهکاران. عرب بادیه نشین به اشتباه خویش پی برده و عرض کرد: سوگند به خدا ای امیرمؤمنان، راست فرمودی، خداوند به بنده (پاکش) چنین غذایی نمی دهد. سپس امام علی علیه السلام متوجه ابوالاسود (دُؤلی) شده و فرمود: برای این افراد رفع و نصب و جر (و همزه و علام دیگر قرآنی) وضع کن تا بدینگونه به اشتباه نیفتند و کلمات را غلط نخوانند.** ر. ک: داستان ها و پندها9 / 60، تفسیر نمونه 24 / 437 - 472، به نقل از: الدرّ المنثور 6 / 263.***