هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 745: خداحافظی با قرآن

آورده اند که: پیش از آن که عبدالملک مروان به مقام خلافت برسد، همواره ملازم مسجد الحرام بود و به خواندن نماز و تلاوت قرآن مجید مواظبت داشت و به اندازه ای به این کار توجه داشت که او را کبوتر مسجد))** حمامة المسجد*** می گفتند. روزی از روزها در مسجد الحرام نشسته و قرآن کریم را در دامن نهاده بود در این حال ابلاغ خلافت را دریافت نمود بلافاصله قرآن را بر زمین نهاد و گفت: سلام علیک هذا فراق بینی و بینک))** کهف / 78، ترجمه: اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. ***اینک از تو خداحافظی می کنم و دیگر میان من و تو جدایی افتاد.** ر. ک: کشکول شیخ بهایی 2/ 101. سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 4 / 295.***

حکایت 746: اسم نوکرتان کاظم نیست!

زندان، تاریک بود و تا چشم به آن عادت نمی کرد، چیزی دیده نمی شد. تازه چشمان اطراف و اکناف را می توانست ببیند که یک جوان عامی ( از عوام الناس) را هم به جمع زندانیان ملحق نمودند.
جوان که علت دستگیری خود را نمیدانست مات و مبهوت پس از این که چشمانش به آن جا و تاریکی اش عادت پیدا کرد، به یکی از زندانیان پناه برده و گفت: جناب! تو را به خدا، آخر گناه من چیست؟ آن جناب فرمود: مؤمن! عنان نفس عاصی قاصر را به دست قهر غضب مده که و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین** آل عمران / 134، ترجمه: و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد.*** جوان عامی که چیزی متوجه نشد، گفت: نه جناب! اسم نوکرتان کاظم نیست، رمضان است.** ر. ک: خواندنی هایی از لابلای گفته ها و نوشته / 81 - 80، (با تصرف و تلخیص).***

حکایت 747: قرآن های اهدایی محمدرضا شاه

یکی از مشکلات رژیم محمدرضا شاه پهلوی ارسال قرآن به همدان بود، روحانیان همدان مخالف انقلاب شاه بودند دو روحانی برجسته این خطه آیت الله آخوند ملا علی معصومی همدانی و آیت الله سید نصر الله بنی صدر هیچگونه سازش و همخویی با طرحهای شاهنشاهی نداشتند و بارها مخالفت خود را اعلام کرده بودند. این دو بزرگوار در این مورد نیز از قبول قرآن اهدایی شاه، سر باز زدند. این بار چون موضوع قرآن و کلام الهی بود - که به دست جنایتکاری چون محمدرضا پهلوی به چاپ می رسید - روش دیگری را (جهت مخالفت) برگزیدند. ابتدا با بیان این که اهدای قرآن نیاز به تشریفات ندارد، رژیم را وادار نمودند تا از انجام مراسم تشریفات صرف نظر کند. سپس آیة الله ملا علی معصومی به مسافرت رفت و آیت الله بنی صدر نیز به بهانه این که به اتفاق هم بایستی قرآن را دریافت کنند، از قبول آن امتناع کرد. عملکرد این دو روحانی و دیگر علمای این شهر، ساواک ** سازمان اطلاعات و امنیت کشور.*** همدان را بر آن داشت تا از اهدای قرآن صرف نظر کرده و به مقامات بالاتر پیشنهاد کنند تا قرآن ها به مسجد و کتابخانه هدیه شود. در نهایت امر، وزیر دربار شاهنشاهی اعلام کرد که قرآن ها را به بانک ملی ایران شعبه همدان، تحویل دهند، در این رابطه اسنادی نیز موجود است.** ر. ک: همچو سلمان / 154 - 153، به نقل از: مجله پانزده خرداد شماره 25 / 169.***