هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 740: مِن جارّه!

عبدالله شطیری گوید: ابراهیم قرائت خود را بر اعمش ارایه می نمود در اثنای قرائت آیه ای را نین خواند: قال لِمِن حَولِه اَلا تَستَمِعُونَ.** صحیحش این است: قال لِمَن حَولَهُ اَلا تستَمِعُونَ شعراء/ 25، ترجمه: (فرعون) به اطرافشان گفت: آیا نمی شنوید (آیا مرد - موسی - چه می گوید)؟!*** اعمش گفت: اشتباه خواندی لِمَن حَولَهُ درست است.
ابراهیم گفت: مگر شما خود به ما یاد نداده اید که حرف مِن مابعدش را مجرور می کند.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 76.***

حکایت 741: مخوان این سوره را ای استاد!

مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب منازل الاخرة چنین می فرماید: نقل است که: فضیل بن عیاض که یکی از رجال طریقت است - شاگردی داشت که اعلم شاگردان و محسوب می شده وقتی ناخوش شد، هنگام احتضار فضیل به بالین او آمد و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن (سوره) یس)). آن شاگرد گفت: مخوان این سوره را ای استاد! پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو: لا اله الا الله.
گفت: نمی گویم آن را به جهت آن که العیاذ بالله: (پناه بر خدا) من بیزارم از آن. پس به این حال مُرد.
فضیل از مشاهده این حال، بسی در هم شد و به منزل خود رفت و بیرون نیامد. پس او ( شاگرد) را در خواب دید که او را به سوی جهنم می کشند. فضیل از او پرسید که: تو اعلم شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را ازتو گرفت و به عاقبت بد مردی؟ گفت: برای سه چیز که در من بود: اول نمامی و سخن چینی دوم حسد بردن)). سوم ان که من علتی ( بیماریی) داشتم و به طبیبی عرضه کرده بودم. او به من گفته بود که در هر سال یک قدح ( کاسه و پیاله) شراب بخور که اگر نخوری این علت ( مرض) در تو باقی خواهد ماند پس من بر حسب قول آن طبیب شراب می خوردم)). به این سه چیز که در من بود عاقبت من بد شد و به آن حال مُردَم.** ر. ک: منازل الاخرة / 24 - 23.***

حکایت 742: زندگی و مرگ جاهلانه!

امام المتقین و یعسوب الدین، امیرالمؤمنین - علیه افضل صلوات المصلین - در نهج البلاغه، ضمن خطبه ای را که در آن از مهجور ماندن قرآن شکوه می نمایند چنین فرموده اند: به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند. در میان آن ها کالایی خوارتر از قرآن نیست اگر آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند و در نزد آنان، چیزی زشت تر از معروف و نیکوتر از منکر نیست.** ر. ک: ترجمه نهج البلاغه (دشتی) / 63 - 62، خطبه 17، امام علی علیه السلام در خطبه 147، همین مسایل را با تفصیل بیشتری بیان فرموده اند.***