هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 735: خشونت به هنگام جماعت

مندل بن علی عنزی گوید: روزی اعمش به هنگام سحر از منزلش خارج شد و به مسجد بنی اسد رفت. مؤذن اذان و اقامه گفته و امام نماز جماعت را آغاز نمود. اعمش نیز به همراه سایر مردم اقتدا نمود. امام جماعت در رکعت اول پس از سوره حمد سوره بقره را خواند و در رکعت دوم سوره آل عمران را پس از پایان نماز اعمش خطاب به امام گفت: از خدا نمی ترسی؟ مگر تو حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نشنیده ای که فرمود: هرکس امامت نماز جماعت را عهده دار می شود باید نماز را سبک و آسان برگزار کند و آن را طولانی نسازد زیرا در میان کسانی که به او اقتدا نموده اند، افراد ضعیف و ناتوان و افرادی که می خواهند هر چه زودتر به دنبال کارشان بروند، یافت می شوند؟** یکی از احادیث چنین است: امام علی علیه السلام می فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اکرم به من فرمود: یا علی اذا صلیتَ فصل صلاة اضعف مَن خلفک ترجمه: ای علی! هرگاه امامت جماعت گروهی را عهده دار شوی، مراعات ناتوان ترین فرد آنان را بنما)). ر. ک: وسایل الشیعه، باب 69، از ابواب صلاة الجاهلیة، ح 2.*** امام پاسخ داد: خدای تعالی می فرماید: وَ اءنَّها لَکَبیرة الا عَلی الخاشِعینَ** بقره / 45.*** یعنی: نماز جز برای خاشعان، امری دشوار و گران است)). اعمش گفت: ای نادان! من از سوی همان خاشعان مأموریت یافته ام به تو بگویم که مردی خشن و انعطاف ناپذیری.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 112، محاضرات الادبآء 4 / 448، نکته: یکی از وظایف امام جماعت آن است که مراعات حال ضعیف ترین فرد از افراد مأمومین ( اضعف مامومین) را بنماید.***

حکایت 736: از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

ابوعبدالله بن عرفه گوید: با جمعی همراه بودم آنان درباره مطالب ادبی و احادیث و سایر دانش ها با یکدیگر بحث و مناظره می نمودند.
جوانی همراه آنان بود که در مناظره آنان شرکت نمی کرد و تنها می گفت: خدای پدرم را رحمت کند، او دارای چنان اطالاعت گسترده از قرآن و سایر علوم بود که احدی نمی توانست با او برابری کند.
وقتی آن عده سخن جوان را شنیدند با خود می گفتند: بنابراین باید این جوان عالم ترین فرد نسبت به قرآن و علوم آن باشد. فردی از آن میان، از جوان پرسید: آن چه را که اکنون می گویم، در کدام سوره وجود دارد؟
و فینا رسول الله یتلو کتابه - کما لاح مبیض من الصبح ساطع
یبیت یجافی جنبه عن فراشه - اذا استثقلت بالکافرین المضاجع** در میان ما رسول خدا بود که کتابش را تلاوت می نمود، او همانند سپیده صبح بود که با درخشش خویش همه جا را روشن و نورانی می کرد. هنگامی که کافران به خواب سنگین فرو رفته و به بستر خویش چسبیده بودند، او پس از اندکی خواب خود را از بستر جدا نموده، برخاسته و به عبادت و راز و نیاز با خداوند می پرداخت.***
جوان گفت: سبحان الله! آیا کسی هست این را نداند که این آیات در سوره حم عسق** سوره شوری.*** قرار دارد. آن جماعت به جوان گفتند: حقا که پدرت درباره تو هیچگونه کوتاهی نکرده است! جوان گفت: آری، چه فکر کرده اید آیا پدرم نیز باید همانند پدرانتان که درباره شما کوتاهی نموده اند، با من چنین می کرد.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 75.***

حکایت 737: اختلاف قرائت!

شعبی گوید: ابوبکر برایم چنین نقل نمود: معلمی را دیدم که به کودکی چنین می آموخت فریق فی الجنة و فریق السعیر. به او گفتم: خدای تعالی به هیچ وجه چنین نفرموده (و قرائت تو نادرست است) بلکه می فرماید: فریق فی الجنة و فریق فی السعیر.** شوری / 7، ترجمه: گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان. ***معلم خطاب به من گفت: تو بنابر قرائت ابوعاصم بن علاء کسایی تلاوت می کنی و من بنابر قرائت ابوحمزه بن عاصم مدنی)). به او گفتم: شناخت تو درباره قراء، عجیب و غریب تر است! **ظاهرا نام وی ابوعباد کاتب بوده است.***