هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 732: حُبُک

شخصی از خطیبی سؤال کرد که: والسمآءِ ذاتِ الحُبُکِ** ذاریات/ 7، ترجمه: قسم به آسمان که دارای چین و شکن های زیباست.*** چه معنی دارد؟
گفت: همه کس داند که سماء))** آسمان.*** زمین باشد و ذات))** صاحبة، دارا.*** هم از همین قبیل چیزها باشد. اما حبک)) **چین و شکن.*** نه من می دانم. نه تو و نه آن که این را گفته است.** ر. ک: کشکول منتظری 2 / 566.***
حکمت 733
جواز دادن پدر و مادر!
این بنده محمد حسین محمدی چندین سال پیش به مناسبت درگذشت والده یکی ازدوستانم، در مجلس ختم و تعزیت آن مرحومه شرکت کرده بودم سخنران مجلس که پیرمردی، با ظاهری آراسته بود پس از چند دقیقه صحبت پیرامون مقام پدر و مادر، این آیه را قرائت نمود** البته تا آن جا که به یاددارم او تنها فراز و بالوالدَینِ احساناً و: لا تَقُل لَهُما اُفٍّ را خواند زیرا با توجه به آن چه که خواهید خواند از او انتظار نمی بردم که بتواند آیه ای را کامل و صحیح قرائت نماید.*** وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا **اسراء/ 23، ترجمه: و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. (این آیه را آیه ((تالیف)) می نامند). ***درست به یاد دارم که چنین می گفت: لا تَقُل لَهُما اُفّ، می خواهی بزنی بزن، اما اُفّ نگو!** نکته: مطلبی که در این جا ذکرش لازم و ضروری می نماید این است که آیه شریفه مذکور در صدد بیان مصداقی جهت تصور کوچکترین و کمترین مرحله اهانت به والدین است که قرآن از آن به گفتن اف تعبیر نموده است. بنابراین به طریق اولی - از باب مفهوم موافق - زدن والدین یا فحش دادن به آنان مورد نهی است که این مفهوم را فحوی الخطاب یعنی مضمون و مفاد خطاب می نامند. نمونه دیگر این مورد در قرآن کریم آیه معروفی است که می فرماید:
فَمَن یَعمَل مِثقَال ذرَّة خَیراً یَرَه و مَن یَعمَل مِثقَالَ ذرَّة شرّاً یَرَهُ (زلزال / 8 - 7)، ترجمه: پس هر کس هموزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند و هر کس هموزن ذره ای کار بد انجام دهد آن را می بیند) که اگر کسی بیش از ذره ای بلکه هزاران کار خیر یا شر انجام دهد به طریق اولی، آن را خواهد دید.***

حکایت 735: خشونت به هنگام جماعت

مندل بن علی عنزی گوید: روزی اعمش به هنگام سحر از منزلش خارج شد و به مسجد بنی اسد رفت. مؤذن اذان و اقامه گفته و امام نماز جماعت را آغاز نمود. اعمش نیز به همراه سایر مردم اقتدا نمود. امام جماعت در رکعت اول پس از سوره حمد سوره بقره را خواند و در رکعت دوم سوره آل عمران را پس از پایان نماز اعمش خطاب به امام گفت: از خدا نمی ترسی؟ مگر تو حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نشنیده ای که فرمود: هرکس امامت نماز جماعت را عهده دار می شود باید نماز را سبک و آسان برگزار کند و آن را طولانی نسازد زیرا در میان کسانی که به او اقتدا نموده اند، افراد ضعیف و ناتوان و افرادی که می خواهند هر چه زودتر به دنبال کارشان بروند، یافت می شوند؟** یکی از احادیث چنین است: امام علی علیه السلام می فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اکرم به من فرمود: یا علی اذا صلیتَ فصل صلاة اضعف مَن خلفک ترجمه: ای علی! هرگاه امامت جماعت گروهی را عهده دار شوی، مراعات ناتوان ترین فرد آنان را بنما)). ر. ک: وسایل الشیعه، باب 69، از ابواب صلاة الجاهلیة، ح 2.*** امام پاسخ داد: خدای تعالی می فرماید: وَ اءنَّها لَکَبیرة الا عَلی الخاشِعینَ** بقره / 45.*** یعنی: نماز جز برای خاشعان، امری دشوار و گران است)). اعمش گفت: ای نادان! من از سوی همان خاشعان مأموریت یافته ام به تو بگویم که مردی خشن و انعطاف ناپذیری.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 112، محاضرات الادبآء 4 / 448، نکته: یکی از وظایف امام جماعت آن است که مراعات حال ضعیف ترین فرد از افراد مأمومین ( اضعف مامومین) را بنماید.***

حکایت 736: از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

ابوعبدالله بن عرفه گوید: با جمعی همراه بودم آنان درباره مطالب ادبی و احادیث و سایر دانش ها با یکدیگر بحث و مناظره می نمودند.
جوانی همراه آنان بود که در مناظره آنان شرکت نمی کرد و تنها می گفت: خدای پدرم را رحمت کند، او دارای چنان اطالاعت گسترده از قرآن و سایر علوم بود که احدی نمی توانست با او برابری کند.
وقتی آن عده سخن جوان را شنیدند با خود می گفتند: بنابراین باید این جوان عالم ترین فرد نسبت به قرآن و علوم آن باشد. فردی از آن میان، از جوان پرسید: آن چه را که اکنون می گویم، در کدام سوره وجود دارد؟
و فینا رسول الله یتلو کتابه - کما لاح مبیض من الصبح ساطع
یبیت یجافی جنبه عن فراشه - اذا استثقلت بالکافرین المضاجع** در میان ما رسول خدا بود که کتابش را تلاوت می نمود، او همانند سپیده صبح بود که با درخشش خویش همه جا را روشن و نورانی می کرد. هنگامی که کافران به خواب سنگین فرو رفته و به بستر خویش چسبیده بودند، او پس از اندکی خواب خود را از بستر جدا نموده، برخاسته و به عبادت و راز و نیاز با خداوند می پرداخت.***
جوان گفت: سبحان الله! آیا کسی هست این را نداند که این آیات در سوره حم عسق** سوره شوری.*** قرار دارد. آن جماعت به جوان گفتند: حقا که پدرت درباره تو هیچگونه کوتاهی نکرده است! جوان گفت: آری، چه فکر کرده اید آیا پدرم نیز باید همانند پدرانتان که درباره شما کوتاهی نموده اند، با من چنین می کرد.** ر. ک: اخبار الحمقی و المغفلین / 75.***