هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 730: ریسمان سیاه و ریسمان سفید

آورده اند که: پس از نزول آیه شریفه: وَ کُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ...،** بقره / 187، ترجمه: و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد.*** عدی بن حاتم خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! من ریسمان سیاه و سفیدی گذارده بودم و به آن ها نگاه می کردم تا به وسیله شناسایی آن دو از یکدیگر، آغاز وقت روزه را تشخیص دهم! گویند: پیامبر از این سخن چنان خندید که دندان های مبارکش نمایان گشت آن گاه به عدی فرمود: ای پسر حاتم! منظور (بازشناسی) رشته سفید صبح از رشته سیاه شب در افق است که آغاز وجوب روزه است (نه آن چه که تو پنداشته ای). **ر. ک: تفسیر نمونه 1 / 654 - 653، به نقل از: مجمع البیان ج 1، ذیل تفسیر آیه مذکور.***
الخیط الابیض ضوء الصبح منفلق - و الخیط الاسود لون اللیل مکموم
امیة بن ابی الصلت))

حکایت 731: عادت اولی الالباب

مرحوم سید نعمت الله جزایری - مؤلف کتاب زهر الربیع - گوید: بعضی از افاضل برایم حکایت نمود که: اربابی خدمتکار خود را به نزد شخصی فرستاد تا از او مقداری کاه قرض کند. آن شخص از خانه خود خارج شده و به خدمتکار گفت: به خدای لا یزال و لم یزل این مقدار تبن** کاه.*** در متین** کاهدان.*** ما نمانده که عصافیر **کاهدان. ***بمناقیر **گنجشکان.*** گرفته در سطوح بیتوت خود کشند)).
خدمتکار سخن آن شخص را نفهید و به نزد ارباب خود بازگشت. اربابش گفت: چه کار کردی؟ گفت: به او گفتم ولی او برایم مقداری قرآن خواند و به خانه اش برگشت. ارباب گفت: دوباره به در خانه اش برو و از مقداری کاه بخواه. خدمتکار برای بار دوم به نزد او آمد و دق الباب نمود آن شخص از خانه اش خارج شد خدمتکار خطاب به وی گفت: آقا لطفا سخن قبلی خود را برایم بازگو کنید. آن شخص گفت: اعاده عبارت، عادت اولی الالباب نیست)).** یعنی: تکرار سخن، عادت صاحبان خرد نیست.*** خدمتکار پس از شنیدن این کلام به نزد اربابش برگشت. ارباب گفت: چه کار کردی؟ گفت: آن شخص به در خانه آمد و آیه دیگری از قرآن برایم خواند. ارباب گفت: بار دیگر به نزدش برو و درخواست کاه کن. خدمتکار به نزد آن شخص آمد. آن شخص به در خانه اش آمد و گفت: التاسیسُ خَیرَ مِنَ التَّاکید.** تاسیس (معنای جدید) از تأکید (معنای قبلی) بهتر است. (یعنی: دیگر از من نخواه که کلام سابق خود را تأکید و تکرار کنم) ر. ک: زهر الربیع / 336 - 335.***

حکایت 732: حُبُک

شخصی از خطیبی سؤال کرد که: والسمآءِ ذاتِ الحُبُکِ** ذاریات/ 7، ترجمه: قسم به آسمان که دارای چین و شکن های زیباست.*** چه معنی دارد؟
گفت: همه کس داند که سماء))** آسمان.*** زمین باشد و ذات))** صاحبة، دارا.*** هم از همین قبیل چیزها باشد. اما حبک)) **چین و شکن.*** نه من می دانم. نه تو و نه آن که این را گفته است.** ر. ک: کشکول منتظری 2 / 566.***
حکمت 733
جواز دادن پدر و مادر!
این بنده محمد حسین محمدی چندین سال پیش به مناسبت درگذشت والده یکی ازدوستانم، در مجلس ختم و تعزیت آن مرحومه شرکت کرده بودم سخنران مجلس که پیرمردی، با ظاهری آراسته بود پس از چند دقیقه صحبت پیرامون مقام پدر و مادر، این آیه را قرائت نمود** البته تا آن جا که به یاددارم او تنها فراز و بالوالدَینِ احساناً و: لا تَقُل لَهُما اُفٍّ را خواند زیرا با توجه به آن چه که خواهید خواند از او انتظار نمی بردم که بتواند آیه ای را کامل و صحیح قرائت نماید.*** وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا **اسراء/ 23، ترجمه: و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. (این آیه را آیه ((تالیف)) می نامند). ***درست به یاد دارم که چنین می گفت: لا تَقُل لَهُما اُفّ، می خواهی بزنی بزن، اما اُفّ نگو!** نکته: مطلبی که در این جا ذکرش لازم و ضروری می نماید این است که آیه شریفه مذکور در صدد بیان مصداقی جهت تصور کوچکترین و کمترین مرحله اهانت به والدین است که قرآن از آن به گفتن اف تعبیر نموده است. بنابراین به طریق اولی - از باب مفهوم موافق - زدن والدین یا فحش دادن به آنان مورد نهی است که این مفهوم را فحوی الخطاب یعنی مضمون و مفاد خطاب می نامند. نمونه دیگر این مورد در قرآن کریم آیه معروفی است که می فرماید:
فَمَن یَعمَل مِثقَال ذرَّة خَیراً یَرَه و مَن یَعمَل مِثقَالَ ذرَّة شرّاً یَرَهُ (زلزال / 8 - 7)، ترجمه: پس هر کس هموزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند و هر کس هموزن ذره ای کار بد انجام دهد آن را می بیند) که اگر کسی بیش از ذره ای بلکه هزاران کار خیر یا شر انجام دهد به طریق اولی، آن را خواهد دید.***