هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 713: تمام و کمال

شمس الدین احمد افلاکی در کتاب مناقب العارفین آورده که: روزی شخصی پرسید که فرق میان تمام و کمال چیست؟ مولانا ( جلال الدین رومی) فرمود که: الفَرقُ بَینَ التَّمامِ و الکَمال آن است که کمال عبارت از تمامی بی نهایت است و تمام به غایت فنا رسیدن است چنانک در مرگ بگویند که تمام شد، یعنی سپری شد. پس از بهترین معنی است که اَکمَلتُ** الیوم اکملتُ لَکُم دینَکُم مائده/ 3، ترجمه: امروز دین شما را کامل کردم.*** در دین آورد و اَتمَمتُ** وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی مائده/ 3، ترجمه: و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.*** در نعمت و الله اعلم.** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 531.***

حکایت 714: قرآن پارسی

شمس الدین احمد افلاکی صاحب مناقب العارفین می گوید: منقول است که روزی حضرت سلطان ( بهاء الدین) ولد، فرمود که از یاران، یکی به حضرت پدرم، شکایتی کرد که دانشمندان با من بحث کردند که مثنوی را قرآن چرا می گویند؟** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 291 (با اندکی تصرف)*** من بنده گفتم که تفسیر قرآن است همانا که پدرم لحظه ای خاموش کرده ( ساکت شده)، فرمود که: ای احمق! چرا نباشد؟!** این لحن صحبت میتواند قرینه باشد که استفهام قبل از آن، پرسش عادی و حقیقی نبوده، بلکه استفهام انکاری بوده است.*** همانا که در ظروف حروف انبیاء و اولیاء جز انوار اسرار الهی مُدرج نیست و کلام الله از دل پاک ایشان رُسته بر جویبار زبان ایشان روان شده است.
اءنّ الکلام لفی الفؤاد و انّما - جُعل اللسان علی الکلم دلیلاً
خواه سُریانی باشد، خواه سبع المثانی، خواه عبری، هواهی عربی.
گر چنینی و چنانی جان جانی جان جان - هر زبان خواهی بفرما خسرو شیرین لبی
چون این بیان از زبان صاحب عیان به سمع دانشمندان رسید بجمعهم ( همگی) به تمهید عذر بلادت ( کودنی) و نادانی خود مشغول گشته، استغفار کرده، از سلک یاران شدند.** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 291 (با اندکی تصرف).***
هر که کاه و جو خورَد قربان شود - هر که نور حق خورد قرآن شود
گر خوری یک باز از آن ماکول نور - خاک ریزی بر سر نان تنور

بخش هجدهم: مناسب خوانی آیات

یَتلُونَه حَقُّ تِلاوَتِهِ.
بقره / 121.