هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 707 : وکیل اموال الهی

حکایت کنند که: مردی به خدمت سالک همدانی** سالک همدانی احتمالا همان عارف ربانی شیخ علی رضی الدین لالات است.*** رفت و از او خواست که برای او براتی ( ضمانت نامه) نویسد که به هر کجا رود، چیزی به او عطا کنند. شیخ بر تکه کاغذی مرقوم فرمود: وکیل اموال الهی و برگزیده حضرت پادشاهی، از خزانه مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ** بقره / 261، ترجمه: کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند (بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد همه چیز). *** از وجه مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا** انعام / 160، ترجمه: هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد.*** و به حکم مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ** نحل/ 96، ترجمه: آنچه نزد شماست، فانی می شود امّا آنچه نزد خداست باقی است.*** از معامله مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ** بقره / 245، حدید/ 11، ترجمه: کیست که به خدا قرض الحسنه ای دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ ***و یقول اءنْ اَحسَنتُم اَحسَنتُم لِاَنفُسِکُم **اسراء / 7، ترجمه: اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می کنید.*** تسلیم وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ **ضحی / 10، ترجمه: و سؤال کننده را از خود مران.*** نمایید تا به وقت محاسبه حساباً یَسیراً **انشقاق / 8، ترجمه: حسابی آسان.*** در دیوان فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ** زلزله (زلزال) / 7، ترجمه: پس هر کس هموزن ذرّه ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند.*** در یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ **شعراء/ 88، ترجمه: در آن روز ( رستاخیز) که مال و فرزندان سودی نمی بخشد.*** مُجری خواهید شد)).** ر. ک: نشان از بی نشان ها / 447.***
خانه پر گندم و یک جو نفرستاده به گور - غم مرگت چو غم برگ زمستانی نیست
سعدی))

حکایت 708 : مرغ تسبیح گوی و من خاموش!

سعدی - علیه الرحمه - در گلستان چنین حکایت نموده: یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته. شوریده ای که دران سفر همراه ما بود، نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت. چون روز شد، گفتمش: آن چه حالت بود؟ گفت: بلبلان را دیدم که بنالش در آمده بودند از درخت، و کبکان از کوه و غوکان ( قورباغه ها) در آب و بهایم از بیشه. اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.
دوش مرغی به صبح می نالید- عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را - مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که ترا - بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست - مرغ تسبیح گوی و ما خاموش** ر. ک: گلستان سعدی، باب دوم، حکایت بیست و ششم.***
نکته: این حکایت ظریف سعدی، تلمیحی لطیف است به آیاتی چند از قرآن مجید که به چند مورد بارز آن اشاره می کنیم:
الف: تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْ ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ.** اسراء / 44، ترجمه: آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می گویند؛ و هر موجودی، تسبیح و حمد او می گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. ***
ب: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ.** نور/ 41، ترجمه: آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می داند.***
ج: یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ.** جمعه / 1، تغابن / 1، ترجمه: آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا می گویند.***
د: وَ سَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ.** انبیاء/ 79، ترجمه: و کوه ها و پرندگان را با داوود مسخّر ساختیم، که (همراه او) تسبیح (خدا) می گفتند.***

حکایت 709: خبر کانَت

گویند: ولید بن عبدالملک، فردی لحان** لحان: یعنی کسی که در اعراب کلمات، بسیار خطا می کند.*** بود. روزی به هنگام خواندن خطبه، آیه 27 سوره مبارکه الحاقه را چنین خواند: یا لیتها کانت القاضیة** صورت صحیح آیه چنین است: یا لیتها کانت القاضیة، ترجمه: ای کاش مرگم فرا می رسید.*** (به جای القاضیةَ.) برادر ولید - به نام سلیمان - که در آن جا حاضر بود بلافاصله خطاب به ولید گفت: عَلَیکَ. **ر. ک: ربیع الابرار 1 / 634، نکته: سلیمان - برادر ولید - با گفتن علیک در حقیقت می خواسته به برادرش بگوید: تو که با گفتن القاضیة فعل ناقص کانت را بدون خبر گذاشته ای خبرش لفظ علیک است.*** ( یا لیتها کانت القاضیة علیک. یعنی: ای کاش مرگت فرامی رسید).