هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 674: اضافه تشریفی

روزی در مجلس وعظ که احمد غزالی - برادر امام محمد غزالی - مردم را به بیانات عارفانه خود سرگرم داشته بود یکی از قاریان این آیه را خواند: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.** زمر / 53. ترجمه: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.*** احمد گفت: خدای متعال در این آیه شریفه اسراف کاران را به وسیله یاء متکلمه، اضافه تشریفی به خود داده است. آنگاه احمد این دو بیت شعر عربی را انشاد نمود ( خواند):
و هان علیّ اللّوم فی جنب حبها - و قول الاعادی انه لخلیع
اضم اذا نودیت باسمی و اننی - اذا قیل لی یا عبدها لسمیع
یعنی: اگر دشمنان من در برابر علاقه ای که به او ( معشوقه) دارم نکوهش کنند و بگویند او انسان بی اعتباری است هیچگونه ناراحتی به خود راه نخواهم داد تا به جایی که اگر مرا به اسم بخوانند خود را به ناشنوایی زده و پاسخ نمی دهم ولی اگر مرا به نام بنده او ( معشوقه) خطاب کنند جواب خواهم داد.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 1/ 502.***

حکایت 675: متکبرتر از خدا

شیخ اجل سعدی علیه الرحمه در کتاب نصیحة الملوک چنین حکایت نموده است: یکی مظلمه** دادخواهی، شکایت.*** بیش حجاج یوسف برد. جوابش نگفت و التفاتش نکرد مرد بخندید و بخنده** بعضی از نسخه ها: مرد رنجیده.*** همی رفت و می گفت: این از خدای متکبرتر** یکی از صفات و اسماء حسنای الهی صفت تکبر است همانگونه که در آیه 23 سوره مبارکه حشر از خداوند با صفت متکبر یاد شده است. نکته قبال توجه آن است که صفت مذکور از صفات اختصاصی خدای سبحان بوده که اگر در مخلوقی یافت شود از زشت ترین صفات آن مخلوق به شمار می آید و بدین جهت خداوند در چند آیه به متکبران وعده عذاب داده است به عنوان نمونه در سوره های: نحل / 29، زمر/ 60، 72، غافر/ 35.*** است! به حجاج رسانیدند. بخواندش که این چرا گفتی؟ گفت: از برای آن که خدا با موسی سخن گفت** اشاره به آیه وَ کلَّم اللهُ موسی تَکلیماً نساء / 164، ترجمه: و خداوند با موسی سخن گفت. همچنین اشاره به آیه وَ لَمَّا جَاء مُوسَی لِمِیقَاتِنَا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ اعراف / 143، ترجمه: و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت. همچنین ر. ک: بقره / 253.*** و تو را دل نمی آید که با خلق خدای سخن گویی! حجاج این سخن بشنید و انصافش بداد.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 14 (نصیحة الملوک).***
بنی آدم سرشت از خاک دارد - اگر خاکی نباشد آدمی نیست

حکایت 676: قرآن و شعر

گویند: یکی از صحابه به حضور مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد. در همان موقع سراینده ای به ایراد اشعار خود می پرداخت. صحابی گفت: با وجود قرآن چرا باید در حضور شما شعر بخوانند؟! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: قرآن به موقع خودش و شعر هم به موقع خودش.** ر. ک: کشکول شیخ بهایی 2 / 348 به نقل از: محاضرات الادباء (راغب اصفهانی).***
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف - هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
حافظ))