هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 673: نصیحت رب العالمین

شیخ اجل سعدی - علیه الرحمه - در مقدمه کتاب نصیحة الملوک))** اندرزنامه پادشاهان.*** چنین می گوید:... اما بعد از ثنای خداوند عالم و ذکر بهترین فرزند آدم - صلی الله علیه و آله و سلم - در نصیحت ارباب مملکت ( پادشاهان) شروع می کنیم به حکم آن که یکی از دوستان عزیز جزوی درین معنی تمنا کرد به فهم نزدیک و از تکلف دور.
جوابش نبشتم که شرایف ساعات آدم - دام بقائه - به وظایف خداوند - جل ثنائه - آراسته باد، معلوم کند که ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: وَ اذا حَکَمتُم بینَ النَّاسِ أن تَحکُمُوا بالعَدلِ** نساء/ 58، ترجمه: و هنگامی که میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری کنید.*** و دیگر فرمود: اءنّ اللهَ یأمُرُ بالعَدلِ و الاِحسانِ** نحل / 90، ترجمه: خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.*** مجملی فرمود - تعالی و تقدس - که مفصل آن در دفترها نشاید گفتن، اما به قدر طاقت کلمه ای چند بیان کنیم در معنی عدل و بالله التوفیق.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 3 (نصیحة الملوک) نکته عبارت بالله التوفیق (توفیق تنها از جانب خداست) برگرفته شده از آیه 88 سوره مبارکه هود است.***

حکایت 674: اضافه تشریفی

روزی در مجلس وعظ که احمد غزالی - برادر امام محمد غزالی - مردم را به بیانات عارفانه خود سرگرم داشته بود یکی از قاریان این آیه را خواند: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.** زمر / 53. ترجمه: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.*** احمد گفت: خدای متعال در این آیه شریفه اسراف کاران را به وسیله یاء متکلمه، اضافه تشریفی به خود داده است. آنگاه احمد این دو بیت شعر عربی را انشاد نمود ( خواند):
و هان علیّ اللّوم فی جنب حبها - و قول الاعادی انه لخلیع
اضم اذا نودیت باسمی و اننی - اذا قیل لی یا عبدها لسمیع
یعنی: اگر دشمنان من در برابر علاقه ای که به او ( معشوقه) دارم نکوهش کنند و بگویند او انسان بی اعتباری است هیچگونه ناراحتی به خود راه نخواهم داد تا به جایی که اگر مرا به اسم بخوانند خود را به ناشنوایی زده و پاسخ نمی دهم ولی اگر مرا به نام بنده او ( معشوقه) خطاب کنند جواب خواهم داد.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 1/ 502.***

حکایت 675: متکبرتر از خدا

شیخ اجل سعدی علیه الرحمه در کتاب نصیحة الملوک چنین حکایت نموده است: یکی مظلمه** دادخواهی، شکایت.*** بیش حجاج یوسف برد. جوابش نگفت و التفاتش نکرد مرد بخندید و بخنده** بعضی از نسخه ها: مرد رنجیده.*** همی رفت و می گفت: این از خدای متکبرتر** یکی از صفات و اسماء حسنای الهی صفت تکبر است همانگونه که در آیه 23 سوره مبارکه حشر از خداوند با صفت متکبر یاد شده است. نکته قبال توجه آن است که صفت مذکور از صفات اختصاصی خدای سبحان بوده که اگر در مخلوقی یافت شود از زشت ترین صفات آن مخلوق به شمار می آید و بدین جهت خداوند در چند آیه به متکبران وعده عذاب داده است به عنوان نمونه در سوره های: نحل / 29، زمر/ 60، 72، غافر/ 35.*** است! به حجاج رسانیدند. بخواندش که این چرا گفتی؟ گفت: از برای آن که خدا با موسی سخن گفت** اشاره به آیه وَ کلَّم اللهُ موسی تَکلیماً نساء / 164، ترجمه: و خداوند با موسی سخن گفت. همچنین اشاره به آیه وَ لَمَّا جَاء مُوسَی لِمِیقَاتِنَا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ اعراف / 143، ترجمه: و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت. همچنین ر. ک: بقره / 253.*** و تو را دل نمی آید که با خلق خدای سخن گویی! حجاج این سخن بشنید و انصافش بداد.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 14 (نصیحة الملوک).***
بنی آدم سرشت از خاک دارد - اگر خاکی نباشد آدمی نیست