هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 672: درجات و درکات

گویند: حسن (بصری) - از زاهدان قرون اول و دوم قمری - مریدی داشت که هرگاه آیتی از قرآن بشنودی، خویشتن را بر زمین زدی. یک بار بدو گفت: ای مرد! اگر این چه می کنی، توانی که نکنی، پس آتش نیستی در معامله جمله عمر خود زدی. و اگر نتوانی که نکنی، ما را به ده منزل از پس پشت ( پشت سر) بگذاشتی.** ر. ک: تذکرة الاولیاء/ 94.***

حکایت 673: نصیحت رب العالمین

شیخ اجل سعدی - علیه الرحمه - در مقدمه کتاب نصیحة الملوک))** اندرزنامه پادشاهان.*** چنین می گوید:... اما بعد از ثنای خداوند عالم و ذکر بهترین فرزند آدم - صلی الله علیه و آله و سلم - در نصیحت ارباب مملکت ( پادشاهان) شروع می کنیم به حکم آن که یکی از دوستان عزیز جزوی درین معنی تمنا کرد به فهم نزدیک و از تکلف دور.
جوابش نبشتم که شرایف ساعات آدم - دام بقائه - به وظایف خداوند - جل ثنائه - آراسته باد، معلوم کند که ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: وَ اذا حَکَمتُم بینَ النَّاسِ أن تَحکُمُوا بالعَدلِ** نساء/ 58، ترجمه: و هنگامی که میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری کنید.*** و دیگر فرمود: اءنّ اللهَ یأمُرُ بالعَدلِ و الاِحسانِ** نحل / 90، ترجمه: خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.*** مجملی فرمود - تعالی و تقدس - که مفصل آن در دفترها نشاید گفتن، اما به قدر طاقت کلمه ای چند بیان کنیم در معنی عدل و بالله التوفیق.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 3 (نصیحة الملوک) نکته عبارت بالله التوفیق (توفیق تنها از جانب خداست) برگرفته شده از آیه 88 سوره مبارکه هود است.***

حکایت 674: اضافه تشریفی

روزی در مجلس وعظ که احمد غزالی - برادر امام محمد غزالی - مردم را به بیانات عارفانه خود سرگرم داشته بود یکی از قاریان این آیه را خواند: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.** زمر / 53. ترجمه: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.*** احمد گفت: خدای متعال در این آیه شریفه اسراف کاران را به وسیله یاء متکلمه، اضافه تشریفی به خود داده است. آنگاه احمد این دو بیت شعر عربی را انشاد نمود ( خواند):
و هان علیّ اللّوم فی جنب حبها - و قول الاعادی انه لخلیع
اضم اذا نودیت باسمی و اننی - اذا قیل لی یا عبدها لسمیع
یعنی: اگر دشمنان من در برابر علاقه ای که به او ( معشوقه) دارم نکوهش کنند و بگویند او انسان بی اعتباری است هیچگونه ناراحتی به خود راه نخواهم داد تا به جایی که اگر مرا به اسم بخوانند خود را به ناشنوایی زده و پاسخ نمی دهم ولی اگر مرا به نام بنده او ( معشوقه) خطاب کنند جواب خواهم داد.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 1/ 502.***