هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 671: اطلس پوش والضحی

شیخ اجل سعدی - علیه الرحمه - را منسوب نموده اند که در نعت حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم چنین گفته و چه نیکو دُرّ سخن سُفته که: آن مقتدای زمره حقیقت و آن پیشوای لشکر طریقت و آن رنگین خاتم جلال و آن جوهر عنصر کمال و آن اطلس** اطلق: بافته ای نرم همانند حریر و ابریشم.*** پوش وَالضُّحی **ضحی / 1، ترجمه: قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید.*** و آن قصب** قصب: نی، گیسوی بافته، پارچه کتانی نازک.*** بند وَ اللَّیل اذا سَجی** ضحی/ 2، ترجمه: و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد.*** و آن طَیلسان **طیلسان: ردای سبز، جبه.*** دار وَ لَسوفَ یُعطیکَ ربُّکَ فَتَرضی** ضحی / 5، ترجمه: و به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خوشنود شوی.*** آن صاحب وَ لَلآخِرةُ خَیرٌ لکَ مِن الاُولی.** ضحی / 4، ترجمه: و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است.*** آن مهتری که اگر حرمت برکت قدم او نبودی، راه دین از خاک کفر پاک نگشتی - الیوم اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم** مائده / 3، ترجمه: امروز دین شما را کامل کردم.*** - آن سَروری که اگر هیبت دست او نبودی قبادی ماه چاک نگشتی که: اِقتَرَبتِ السّاعةُ و انشَقَّ القَمَرُ. **قمر/ 1، ترجمه: قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت. ر. ک: کلیات سعدی 4 / 42 - 41، (مجلس اول از مجالس پنجگانه). سعدی در ادامه گوید: بِهْ از این بشنو: آدم صفی خلت صفوت ازو یافت. ادریس با تدریس رفعت ازو گرفت. روح پرفتوح در قالب نوح بعزت او در آمد. طیلسان صعود بر سر هود او کشید. کمر شمشیر خلت بر میان خلیل او بست. منشور امارت بنام اسماعیل او نبشت. خاتم مملکت در انگشت سلیمان او نهاد. نعلین قربت در پای موسی او کرد. عمامه رفعت بر سر عیسی او نهاد.***

حکایت 672: درجات و درکات

گویند: حسن (بصری) - از زاهدان قرون اول و دوم قمری - مریدی داشت که هرگاه آیتی از قرآن بشنودی، خویشتن را بر زمین زدی. یک بار بدو گفت: ای مرد! اگر این چه می کنی، توانی که نکنی، پس آتش نیستی در معامله جمله عمر خود زدی. و اگر نتوانی که نکنی، ما را به ده منزل از پس پشت ( پشت سر) بگذاشتی.** ر. ک: تذکرة الاولیاء/ 94.***

حکایت 673: نصیحت رب العالمین

شیخ اجل سعدی - علیه الرحمه - در مقدمه کتاب نصیحة الملوک))** اندرزنامه پادشاهان.*** چنین می گوید:... اما بعد از ثنای خداوند عالم و ذکر بهترین فرزند آدم - صلی الله علیه و آله و سلم - در نصیحت ارباب مملکت ( پادشاهان) شروع می کنیم به حکم آن که یکی از دوستان عزیز جزوی درین معنی تمنا کرد به فهم نزدیک و از تکلف دور.
جوابش نبشتم که شرایف ساعات آدم - دام بقائه - به وظایف خداوند - جل ثنائه - آراسته باد، معلوم کند که ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: وَ اذا حَکَمتُم بینَ النَّاسِ أن تَحکُمُوا بالعَدلِ** نساء/ 58، ترجمه: و هنگامی که میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری کنید.*** و دیگر فرمود: اءنّ اللهَ یأمُرُ بالعَدلِ و الاِحسانِ** نحل / 90، ترجمه: خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.*** مجملی فرمود - تعالی و تقدس - که مفصل آن در دفترها نشاید گفتن، اما به قدر طاقت کلمه ای چند بیان کنیم در معنی عدل و بالله التوفیق.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 3 (نصیحة الملوک) نکته عبارت بالله التوفیق (توفیق تنها از جانب خداست) برگرفته شده از آیه 88 سوره مبارکه هود است.***