هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 667 : مرور کریمانه

شیخ اجل سعدی حکایت کند که: یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمام اختیار از دست رفته. عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح ( شرمگاه) او نظر کرد. جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت: اِذا مَرّوا باللَّغو مَرُّوا کِراماً** فرقان / 72.*** یعنی: هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند بزرگوارانه از آن می گذرند)).
اذا رایت اثیما ساتراً و حلیماً - یا من تقبح امری لم لا تمرُّ کریماً
متاب ای پارسا روی از گنهکار - ببخشایندگی در وی نظر کن
اگر من ناجوانمردم به کردار - تو بر من چون جوانمردی گذر کن** ر. ک: گلستان سعدی، باب دوم، حکایت 39.***

حکایت 668: بیت الغزل معرفت

گویند یکی از کسانی که در حوزه درس میر سید شریف جرجانی (740 - 816 ق) شرکت می کرد، خواجه لسان الغیب حافظ شیرازی بود، هرگاه در مجلس میر سید شریف، شعر خوانده میشد، می گفت: به عوض این ترهات ( سخنان باطل و بیهوده) به فلسفه و حکمت بپردازید. اما چون شمس الدین محمد ( حافظ) به مجلس درس حاضر می شد، خود میرسید شریف از او می پرسید: بر شما چه الهام شده است؟ غزل خود را بخوانید. شاگردان سید اعتراض می کردند که این چه رازی است که ما را از سرودن شعر منع می کنید ولی به شنیدن شعر حافظ رغبت نشان می دهید؟ سید در پاسخ می گفت: چون شعر حافظ همه الهامات و حدیث قدسی و لطائف حکمت و نکات قرآنی است.** ر. ک: خدمات متقابل اسلام و ایران / 576 - 575.***

حکایت 669: یک ذره اخلاص

شیخ اجل سعدی - چنان که به ایشان نسبت داده اند - گوید: آن پیر گفتا دریغا که خلقان در می گذرند و خوش ترین چیزی ناچشیده اند. گفتند: آن چیز کدام است؟ گفت: یک ذره اخلاص که او می فرماید:
فَادعُوا الله مُخلِصینَ لَه الدین.** غافر / 14، ترجمه: (تنها) خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید.*** بنده درویش اگر یک ذره اخلاص چشیده بودی، پروای کونین** دو جهان هستی ( دنیا و آخرت).*** و عالمین و اعراض و اعتراض نداشتی. جوانمردا، رقم قول** در نسخه مورد نظر چنین آمده ولی شاید ((قبول)) صحیح باشد.*** بدان طاعت کشند که اخلاص مقارن وی بود.** ر. ک: کلیات سعدی 4 / 65 (مجلس پنجم از مجالس پنجگانه در وعظ و نصیحت).***
ای درونت برهنه از تقوی - کز برون جامه ریا داری
پرده هفت رنگ در مگذار - تو که در خانه بوریا داری
سعدی))