هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 662: نشنید و شنیدی

شیخ اجل سعدی شیرین سخن در گلستان خویش حکایتی بسیار کوتاه ایراد نموده که متن متین آن چنین است:
موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که: أَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ.** قصص / 77، ترجمه: همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن.*** نشنید** ر. ک: قصص / 78*** و عاقبتش شنیدی.** ر. ک: قصص / 88.***
آن کس که به دینار و درم خیر نیندوخت - سر عاقبت اندر سر دینار و درم کرد
خواهی متمع شوی از دنیی و عقبی - با خلق کَرم کن چو خدا با تو کَرم کرد** ر. ک: گلستان سعدی، باب هشتم در آداب صحبت (مصاحبت و همنشینی) نکته: این سخن سعدی مثل یک فرمول جبری است که یک جزء کوچک آن را نمی توان پس و پیش کرد.***

حکایت 663: جواز رفع

گویند: شخصی هنگم قرائت آیه شریفه: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ** نور/ 36، ترجمه: (این چراغ پرفروغ) در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد). ***عبارت فی بُیُوتٍ را به شکل فی بُیُوتٌ (با رفع) می خواند. به او گفتند: چرا با این که حرف جر فی بر سر این کلمه در آمده آن را مرفوع می خوانی نه مجرور؟
گفت: به جواز رفع آن در خود آیه تصریح شده زیرا خداوند خود می فرماید: اَذِنَ اللهُ أَن تُرفَعَ یعنی: خداوند اجازه داده که مرفوع شود)).** ر. ک: قرآن پژوهی / 797، زهر الربیع / 34، کشکول شیخ بهایی 1 / 281.***

حکایت 664: عالم محکوم و جاهل حاکم

ثمامة بن ابرش))** در برخی کتاب ها سلام الابرش ضبط شده است.*** مردی فاضل بود. هنگامی که هارون الرشید بر وی خشم گرفت اورا تحت نظر خادمش به نام یاسر قرار داد. یاسر تفقد احوال او می کرد و به وی احسان می نمود. روزی ثمامه شنید که خادمش یاسر این آیه شریفه را می خواند: وَیل یَومَئِذ للمُکَذِّبینَ. **مرسلات/ 15، 19، 24، 28، 37، 40، 45، 47، 49، مطففین/ 10، طور / 11، ترجمه: وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.*** یاسر کلمه مکذبین را با فتح حرف ذال قرائت می کرد ( مکذَّبین). ثمامه گفت: وای بر تو مکذَّبین (با فتح دال) پیامبرانند که مورد تکذیب مردم روزگارشان قرار گرفتند تو باید مکذب به کسر ذال بخوانی. یاسر از آن جایی که اطلاعی نداشت پی به منظور او نبرد و گفت: پیش از این، مردم می گفتند که تو آدم زندیق و بی دینی هستی و من نمی پذیرفتم. اکنون به درستی اظهار آن ها پی بردم زیرا می شنوم که پیامبران را نکوهش می کنی. یاسر خدمتکار از آن پس دیگر به تفقد احوال ثمامه نپرداخت و او را به حال خویش واگذارد.
مدتی بعد پس از آن که هارون از ثمامه در گذشت و او را عفو نمود وی را به حضور طلبید. و از او پرسید: سخت ترین چیزها کدام است؟ ثمامه در پاسخ گفت: عالمی است که تحت نظر جاهلی قرار گرفته و محکوم به فرمان او باشد.** ر. ک: کشکول شیخ بهایی 2 / 53 - 52، اخبار الحمقی و المغفلین / 151، ربیع الابرار 1 / 620، محاضرات الادباء 1 / 44.***
عالم اندر میان جاهل را - مثلی گفته اند صدیقان
شاهدی در میان کوران است - مصحفی در سرای زندیقان
سعدی