هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 652: شنیدن کی بود مانند دیدن

ماوردی** ابوالحسن علی بن حبیب شافعی.*** چنین حکایت نموده است: شنیدم ابواسحاق بن ابراهیم بن مضارب بن ابراهیم می گفت:
شنیدم پدرم می گوید: از حسین بن فضل** ابوعلی حسین بن فضل بن عمیر بجلی کوفی نیشابوری.*** سؤال کرده و به وی گفتم: تو امثال ( ضرب المثل های) عرب و عجم را از قرآن بر می آوری. آیا در کتاب خدا این مثل را دیده ای خیرُ الأُمورِ اَوسَطُها؟** بهترین امور حد وسط و میانه آن است (یعنی: نه افراط نه تفریط بلکه میانه روی).*** حسین بن فضل پاسخ داد: آری. در چهار جای از قرآن
الف: لاَّ فَارِضٌ وَ لاَ بِکْرٌ عَوَانٌ بَیْنَ ذَلِکَ.** بقره / 68، ترجمه: نه پیر و از کار افتاده باشد و نه بکر و جوان بلکه میان این دو باشد.***
ب: وَ لاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَی عُنُقِکَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ.** اسراء / 29، ترجمه: هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشای.***
ج: وَ لاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ وَ لاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً.** اسراء / 110، ترجمه: و نمازت را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان و در میان آن دو، راهی (معتدل) انتخاب کن. ***
د: وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا.** فرقان / 67، ترجمه: و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.***
گفتم آیا در کتاب خدا این مثل را یافته ای مَن جَهلَ شیئاً عاداهُ؟** هرکس چیزی را نشناسد با آن دشمنی می کند. یا النَّاسُ اعداءُ ما جَهِلُوا مردم دشمن آن چیزی هستند که آن را نمی شناسند.*** گفت: بلی. در دو جای از قرآن الف: بَل کذَّبوا بِما لَم یُحیطُوا بِعِلمِهِ. **یونس / 39، ترجمه: بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند.***
ب: وَ إِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هَذَا إِفْکٌ قَدِیمٌ** احقاف / 11، ترجمه: و چون خودشان به وسیله آن هدایت نشدند می گویند این یک دروغ قدیمی است.***
گفتم: آیا در کتاب خدا می یابی که اءِحذَر شَرَّ مَن اَحسَنتَ اِلَیهِ؟** احقاف / 11، ترجمه: وچون خودشان به وسیله آن هدایت نشدند می گویند این یک دروغ قدیمی است.
سگی را خون دل دادم که با من یار می گردد - ندانستم که سگ خون می خورد خونخوار می گردد***
گفت: آری. در آن جا که فرموده: وَ مَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ** توبه/ 74، ترجمه: آنها فقط از این انتقام می گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل خود، بی نیاز ساختند.***
گفتم: آیا در کتاب خدا می یابی که لَیسَ الخَبَرُ کَالعَیانِ؟** شنیدن کی بود مانند دیدن.*** گفت: آری. در فرموده خدای تعالی: قَالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَ لَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی. **بقره / 260، ترجمه: فرمود: مگر ایمان نیاورده ای؟! (ابراهیم) عرض کرد: چرا، ولی می خواهم قلبم آرامش یابد.*** گفتم: آیا یافته ای که فِی الحَرکاتِ بَرَکاتٌ؟** از تو حرکت از خدا برکت.*** گفت: آری. در فرموده خدای تعالی: وَ مَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَ سَعَةً** نسآء/ 100، ترجمه: کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امنِ فراوان و گسترده ای در زمین می یابد.***
گفتم: آیا یافته ای که کَما تَدینُ تُدانُ؟** چنان که خوار می کنی خوار خواهی شد (تقریبا معادل: هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی).*** گفت: آری. آن جا که فرمود: مَن یَعْمَلْ سُوءًا یُجْزَ بِهِ.** نسآء / 123، ترجمه: هر کسی عمل بدی انجام دهد، کیفر داده می شود.*** گفتم: آیا در آن می یابی گفتار عرب را که حینَ تَقلی تَدیری؟** چون بجوشد خواهی دانست. ***گفت: آری. آن جا که می فرماید: وَ سَوْفَ یَعْلَمُونَ حِینَ یَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا.** فرقان / 42، ترجمه: امّا هنگامی که عذاب الهی را ببینند، به زودی می فهمند چه کسی گمراهتر بوده است.*** گفتم: آیا در آن یافته ای که لا یُلدَغُ الؤمِنُ مِن جُحر مرَّتَینِ؟** مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نشود (حدیث). تقریبا معادل این ضرب المثل فارسی است که: مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.*** گفت: بلی. در آن جا که فرموده: قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاَّ کَمَا أَمِنتُکُمْ عَلَی أَخِیهِ مِن قَبْلُ.** یوسف / 64، ترجمه: (یعقوب) گفت: آیا نسبت به او ( بنیامین) به شما اطمینان کنم همانگونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم و (دیدید چه شد)؟!***
گفتم: آیا در آن می یابی که مَن اَعانَ ظالِماً سُلِّطَ عَلَیهِ؟** هرکس ستمگری را یاری دهد آن ستمگر بر وی مسلط گردد. ***گفت: آری. آن جا که می فرماید:
کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلَی عَذَابِ السَّعِیرِ.** حج / 4، ترجمه: بر او نوشته شده که هر کس ولایتش ( شیطان) را بر گردن نهد، بطور مسلّم گمراهش می سازد، و به آتش سوزان راهنماییش می کند.*** گفتم: آیا در کلام خدا می یابی مَثَل عربها را که لَا تَلِدُ الحَیَّةُ الّا حَیَّةً؟** از مار نزاید جز مار بچه.
سعدی: عاقبت گرگ زاده گرگ شود - گر چه با آدمی بزرگ شود*** گفت: آری. آن جا که خدای تعالی فرموده: وَ لَا یَلِدوا الّا فاجِراً کَفَّاراً. **نوح / 27، ترجمه: و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند.*** گفتم آیا در آن می یابی این مثل را که لِلحیطانِ آذانٌ؟** دیوار گوش دارد. معادل آن در فارسی این است: دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد.
بخلوت نیزش از دیوار می پوش - که باشد در پس دیوارها گوش*** گفت: آری. آن جا که می فرماید: وَ فِیکُم سمَّاعُون لَهُم.** توبه / 47، ترجمه: و در میان (لشکر) شما (مسلمانان) جاسوسانی از آن ها ( منافقین) هستند.*** گفتم: آیا در آن می یابی که: الجَاهِلُ مَرزُوق وَ العالِمُ مَحرُوم؟** جاهل روزی داده می شود ولی عالم از روزی محروم است.*** آری. در فرموده خدای تعالی که: مَن کانَ فِی الضلالةِ فَلیَمدُد لَه الرّحمان مدّاً.** مریم/ 75، ترجمه: کسی که در گمراهی است باید خداوند به او مهلت و تمکن دهد.*** گفتم: آیا در کلام خدای تعالی یافته ای که: الحَلالُ لا یَأتیکَ الّا قُوتاً والحَرامُ لا یَأتیکَ الّا جُزافاً؟ **حلال جز به مقدار قوت (و نان شب) برایت نمی آید، ولی حرام بی حساب و فراوان می آید.*** گفت: آری. آن جا که فرموده: إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاَ یَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ. **اعراف / 163، ترجمه: همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که ماهی گرفتن بر آن ها حرام بود) آشکار می شدند؛ (و در نهرهای کوچک کنار دریا پر میشدند) امّا در غیر روز شنبه، (و روزهای دیگر که ماهی گرفتن بر آن ها حلال بود) به سراغشان نیآمده و پدیدار نمی شدند)). ر. ک: ترجمة الاتقان فی علوم القرآن 2 / 417 - 415.***

حکایت 653: تا هُم فیها خَالِدونَ!

آورده اند که: شاعری به انشاء شعر و کلامی منظوم جسارت ورزید و چنین گفت:
اطاعت تو شها بر تمام عالَم فرض - اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ
لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاَ نَوْمٌ
لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأَرْضِ** بقره / 255.***
بدو گفتند: مصرع نخست چنین کوتاه کرا، و لکن مصرع ثانی این چنین طولانی چرا؟!
پاسخ آورد که: خدا بر من رحمت ارزانی داشت که مصرع دوم تا ... وَ ما فِی الارض قافیه گرفت، وگرنه تا هُم فیها خَالِدُونَ** بقره / 257.*** در مصرع ثانی مرکب سخن را پیش می تازاندم و تا منتهای آیات الکرسی، راهی به سوی قافیه می جستم.** ر. ک: فصلنامه بینات شماره 2 / 204، به نقل از: دکتر سیدمحمد باقر حجتی، در امثال و حکم دهخدا درباره این ضرب المثل چنین آمده است: هُم فیها خَالِدونَ جمله آخر آیة الکرسی است و چون این آیه طویل و مفصل است از تا هُم فیها خالِدُونَ تا پایان چیزی طویل را اراده کنند. ر. ک: امثال و حکم 1 / 540.***

حکایت 654: هر چه کنی به خود کنی

آورده اند که: در عهد رسالت سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم چون این آیت فرود آمد که: إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لاَِنفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا** اسراء / 7، ترجمه: اگر نیکی می کنید به خودتان نیکی کنید و اگر بدی کنید باز هم به خود می کنید.*** یکی را از یاران رسول صلی الله علیه وآله و سلم نظر بر جمال مخدره این معنی افتاد** آیه به زنی سراپرده نشین که شریف و محترم است تشبیه شده است یعنی: شیفته معنای آیه شد.***. شب و روز این آیت را می خواند. یکی از جهودان را بر وی حسد آمد و آتش حسد در نهاد او افروخته گشت و گفت: باش تا من این کار را بر خلق ظاهر کنم. پس قدری حلوا بساخت و زهر در آن جا تعبیه ( جاگذاری) کرد و بدان مرد داد تا آن را بخورد. مرد آن را بستد و به صحرا برون آمد دو جوان را دید که از سفر می آمدند و اثر سفر در ایشان ظاهر گشته. آن صحابی ایشان را گفت: نان و حلوا رغبت دارید؟ گفتند: بلی. مرد نان و حلوا پیش ایشان بنهاد در حال بخوردند و بیفتادند و بمردند. آن خبر در مدینه افتاد او را بگرفتند و پیش سید علیه السلام آوردند. رسول علیه السلام از وی پرسید که: آن نان و حلوا از کجا آوردی؟ گفت: مرا فلان زن جهود داده است. آن زن را بطلبیدند چون بیامد آن دو جوان را بدید و هر دو پسران او بودند که به سفر رفته بودند. زن جهود در دست و پای رسول علیه السلام افتاد و گفت: صدق این مقالت مرا معلوم شد که من اگر چه بد کردم با خود کردم و آن به من بازگشت و تحقیق ( حقیقت) معنی آن آیت بدانستم.** ر. ک: جوامع الحکایات و لوامع الروایات / 278 - 277.***