هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 636: الف، لام، میم!

گویند: سلطان محمد غزنوی برای خلیفه بغداد نامه نوشت و از او خواست که نام وی را در خطبه یاد کند و اسم او را در سکه ها نقش نماید. خلیفه از این کار سر باز زد. محمود نامه ای برای او فرستاد و تهدید کرد و در ضمن آن گفت: اگر خواهم سنگ بغداد را بر پشت پیلان به غزنه بیاورم، می توانم خلیفه در جواب او نامه ای سر به مهر فرستاد. چون آن را باز گشاد در نامه چیزی ندید جز نام خدا و پس از آن الفی کشیده ا و در وسط آن لام ل و در آخر آن میمی م و سرانجام، الحمدلله)).
سلطان متحیر گشت و اهل مجلس نیز همه متحیر ماندند و هر آیتی که در قرآن الف، و لام و میم بود** در قرآن مجید در ابتدای شش سوره حروف مقطعه الم))، و در هفتاد و هشت سوره نیز الم( آیا نه؟) به کار رفته است.
درباره آمار مذکور، ر. ک: المعجم الاحصایی لالفاظ القرآن الکریم، 2 / 273، 3 / 1293 - 1292.*** همه بخواندند و تفسیر بکردند هیچ جواب محمود نبود. قضا را ( اتفاقاً) ابوبکر قهستانی بر ایشان وارد شد. موضوع را با او گفتند. او نیز در این باره بیندیشید و ناگاه سر بر آورد و گفت: شرح آن را یافتم. سلطان گفت: بگو و هر چه می خواهی، بخواه. گفت: سلطان برای آن ها نامه فرستاده و ایشان را به بردن پیلان ( فیلها) تهدید کرده است. حال خلیفه این نامه را فرستاده و در آن این الف و لام و میم اشاره است به قول خدای تعالی که می گوید: اَلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بَاَصحابِ الفِیلِ... .** سوره مبارکه فیل، ترجمه: آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران ( لشکر ابرهه) چه کرد؟!... ***
سلطان را از این سخن رعشه بر اندام افتاد و پشیمان و نادم گشت. و پس از آن همواره ادب نگاه می داشت.** ر. ک: تأثیر قرآن و حدیت در ادبیات فارسی/ 13 به نقل از: ترتیب الدول / 69، و نیز ر. ک: قابوس نامه / 209.***

حکایت 637: بین دو مکروه

از عیاشی نقل شده که: روزی از امام رضا علیه السلام درباره نفقه دادن به اهل و عیالم اجازه خواستم (تا آن حضرت مدار نفقه را معین فرمایند). امام علیه السلام فرمود: بَینَ المَکرُوهَینِ! یعنی: مقدار نفقه باید به اندازه مشخصی که بین دو مکروه و ناپسند قرار گرفته، باشد.
عرض کردم: قربانت گردم، نه به خدا قسم. من دو مکروه ( مکروهین) را نمی دانم که چیست. حضرت به من فرمود: چرا - خدایت رحمت کند - آیا نمی دانی که خدای عز و جل هم اسراف را مکروه و ناپسند دانسته و هم بخل و سختگیری را.** پس، مقصود از دو مکروه اسراف و بخل است.***
و فرموده: وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا.**فرقان / 67.*** یعنی: و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.))** ر. ک: خصال صدوق 1 / 55 - 54.***

حکایت 638: کلمه ای قرآنی و درمان کوری

علامه حسن زاده آملی می فرماید: یکی از مشایخ روایت میکرد که در سوره مبارکه یس اسمی هست که برطرف می شود به برکت آن کوری مادرزادی و پیسی. او را گفتند: آیا اگر کسی تمام سوره را بخواند نفعی از این مقوله که می گویی به او خواهد رسید؟ جواب داد: هرگاه حکیم یک دو را برای مریضی مقرر کرده باشد و آن دوا در دکان عطاری باشد و مریض برود تمام ادویه دکان او را بخورد آیا نفعی به او خواهد رسید؟!** ر. ک: هزار و یک نکته / 122 - 121 نکته 170.***