هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 628: بال جبرئیل

فقیری شبی به خواب دید که پای بربال جبرئیل دارد و نماز می گزارد چون بیدار شد به ملازمت یکی از عرفای زمان رفت و خواب خود را عرض کرد. آن عارف فرمود که: مگر ( شاید) در نماز پای بر ورقی از اوراق کلام الله مجید، نهاده ای. او به خانه آمد و در زیر مصلایی ( جانمازی) که بر بالای آن نماز می گذارد. احتیاط ( جستجو) کرد، ورقی از مصحف ( قرآن) یافت.** ر. ک: لطائف الطوائف / 218.***

بخش پانزدهم: معمایی

کهیعص
(کاف،ها، یا عین، صاد) مریم / 1.

حکایت 629: عُزَیر و عُزره

از امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام پرسیدند: کدام دو برادر بودند که در یک روز متولدشده و در یک روز وفات یافتند اما یکی از ایشان پنجاه سال و دیگری صد و پنجاه سال زندگی کرد؟ حضرت در پاسخ فرمودند: آن دو برادر عزیر و عزره بودند که در یک روز به دنیا آمدند و عزیر صد سال مرده بود و خداوند او را زنده کرد** اشاره به آیه أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خَاوِیَةٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّیَ یُحْیِی هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ. بقره / 259، ترجمه: یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود؛ او با خود) گفت: »چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می کند؟! (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد.*** و پس از مدتی هر دو در یک روز وفات نمودند.** ر. ک: گلشن لطائف 2 / 72، لطیفه 777، نکته: علامه طبرسی می نویسد: از امام علی علیه السلام روایت شده که فرمودند: عزیر در پنجاه سالگی از نزد اهل و عیال خود خارج شد در حالی که همسرش باردار بود سپس خداوند او را صد سال میراند آنگاه او را برانگیخت. عزیر پس از زنده شدن در حالی که هنوز پنجاه سال داشت به نزد خانواده خود بازگشت و این در حالی بود که سن پسرش صد سال بود بنابراین پسرش از او بزرگتر بود که این خود آیتی است از آیات خداوند متعال. ر. ک: مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 259 سوره بقره.***