هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 627: تخم مرغ و چوب!

گویند: کسی نزد محمد بن سیرین آمد و گفت: به خواب دیدم که بیضه ای ( تخم مرغی) دزدیدم و در زیر چوبی پنهان کردم. تعبیر این خواب چیست؟ ابن سیرین گفت: از فعل شوم خود توبه کن که چنان می نماید که صفت قیادت** قیادت: قائد شدن یعنی رهبری نمودن و مجازا به معنی قرمساقی ( جاکشی و دیوثی) آمده است.*** عادت تو گشته است و می کشی زنان را در زیر مردان به حرام. گفت: تو این از کجا دانستی؟ گفت: از آن جا که حق تعالی مردان را گفته: کَأَنَّهُم خُشبٌ مُسنَّدة **منافقون / 4.*** و تشبیه کرده است مردان را به چوب خشک و این آیه در شأن منافقان است که فرمود: گوییا ایشان چوب های خشکند به دیوار باز نهاده)). و زنان را گفته کَأنَّهُنَّ بَیضٌ مَکنُونٌ**صافات/ 49.*** گویا ایشان بیضه های ( تخم مرغهایی) پنهانند که از گرد و غبار پاک و پاکیزه اند)). پس تو که بیضه در زیر چوب می نهی، زنان را در زیر مردان می کشی، آن مرد به دست ابن سیرین توبه کرد. **ر. ک: لطائف الطوائف / 218 - 217.***

حکایت 628: بال جبرئیل

فقیری شبی به خواب دید که پای بربال جبرئیل دارد و نماز می گزارد چون بیدار شد به ملازمت یکی از عرفای زمان رفت و خواب خود را عرض کرد. آن عارف فرمود که: مگر ( شاید) در نماز پای بر ورقی از اوراق کلام الله مجید، نهاده ای. او به خانه آمد و در زیر مصلایی ( جانمازی) که بر بالای آن نماز می گذارد. احتیاط ( جستجو) کرد، ورقی از مصحف ( قرآن) یافت.** ر. ک: لطائف الطوائف / 218.***

بخش پانزدهم: معمایی

کهیعص
(کاف،ها، یا عین، صاد) مریم / 1.