هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 623 : خوردن مروارید

گویند: مردی به نزد ابن سیرین آمد و گفت: در خواب دیدم که لؤلؤ ( مروارید) می بلعم بعد آن را قی نموده و از دهانم بیرون می ریزم. تعبیرش چیست؟ ابن سیرین گفت: هر اندازه که از قرآن حفظ کرده ای، همه را فراموش خواهی کرد.** ر. ک: رنگارنگ 2 / 485.***

حکایت 624: اذان تا اذان!

آورده اند که: مردی به ابن سیرین گفت: در خواب دیدم که اذان می گویم، تعبیرش چیست؟ ابن سیرین پاسخ داد: تو به مکه خواهی رفت. پس از مدتی مرد دیگری به او گفت: من نیز در خواب دیدم که اذان می گویم، تعبیرش چیست؟ ابن سیرین پاسخ داد: تو مردی دزد هستی از این کار دست بردار.
حاضران علت دو تعبیر متفاوت را از ابن سیرین پرسیدند. وی پاسخ داد: در چهره مرد اول آثار نیکوکاری ظاهر بود بدین جهت من از آیه شریفه: وَ اذِّن فِی النَّاسِ بالحَجِّ** حج / 27، ترجمه: و مردم را دعوت عمومی به حج کن.*** تعبیر خواب او را استفاده نمودم. ولی در چهره مرد دوم آثار خلافکاری نمایان بود بدین جهت من از آیه شریفه: ثُمَّ اذَّنَ مؤَذِّن ایَّتها العیرُ اءنَّکم لَسارِقُونَ** یوسف / 70، ترجمه: سپس کسی صدا زد: ای اهل قافله! شما دزد هستید.*** تعبیر خواب او را استفاده نمودم.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 8/ 75، لطائف الطوائف / 218.***
صلاح کار کجا و من خراب کجا - ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
حافظ))

حکایت 625: رؤیای صادق

ابوحمزه ثمالی می گوید: به سفر حج می رفتم، در این سفر با امام سجاد علیه السلام ملاقات نمودم حضرت به من فرمود: می خواهی خوابی را که دیده ای برای تو باز گو کنم؟! عرض کردم: بلی، ای پسر رسول خدا.
فرمود: در عالم خواب دیدم که وارد بهشت شدم حوریانی که هرگز مانند نورانیت آن ها، چیزی را ندیده ام، از من استقبال کردند بر تخت بهشتی نشسته بودم در این هنگام شنیدم که گوینده ای دو بار خطاب به من گفت: ای علی بن الحسین، به تو در مورد وجود (فرزندت) زید، تبریک می گوییم) (این موضوع هنگامی بود که هنوز زید متولد نشده بود).
ابوحمزه می گوید: پس از مراسم حج (به مدینه رفته و) به در خانه امام سجاد علیه السلام رفتم وقتی در زدم امام پشت در آمده و آن را باز کرد. دیدم کودکی در آغوش آن حضرت است. حضرت چون مرا دید این آیه را خواند: هذا تاویلُ رُؤیای مِن قبلُ قَد جَعلَها ربّی حقّاً** یوسف / 100.*** یعنی: این تعبیر خوابی است که قبلاً دیدم پروردگارم آن را حق قرار داد)). **ر. ک: حکایت های شنیدنی 1 / 34 - 44 به نقل از: امالی صدوق / 202، بحارالانوار/ 58 / 311.***