هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 620 : جام زرین پر از عسل!

نقل است که: مردی به ابن سیرین گفت: در خواب دیدم جام زرینی در دست دارم و از عسلی که در آن است می چشم. تعبیرش چیست؟
ابن سیرین گفت: از خدا بترس و قرآنی را که فراموش کرده ای دوباره از حفظ کن.** ر. ک: ترجمه روضات الجنات 8 / 74.***

حکایت 621 : جنبنده ای با من سخن می گفت!

گویند: مردی نزد ابن سیرین آمد و گفت: در خواب دیدم که جنبنده ای با من سخن می گفت. تعبیرش چیست؟ ابن سیرین گفت: اجل تو نزدیک است به جهت قول خدای متعال که می فرماید: و اذا وَقَع القَولُ علیهِم اَخرَجنا لَهُم دابَّةً من الارضَ تُکلِّمُهُم** نمل / 82.*** یعنی: و هنگامی که فرمان عذاب آن ها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند) جنبنده ای را از زمین برای آن ها خارج می کنیم که با آنان تکلم می کند)).** ر. ک: بازار دانش/ 107.***

حکایت 622 : قرائت سوره نصر در عالم رؤیا

گویند: مردی به نزد ابن سیرین - خوابگزار معروف - آمد و گفت: در خواب دیدم که سوره اذا جآءَ نَصرُ اللهِ می خوانم، تعبیرش چیست؟ گفت: وصیت کن که اجل تو نزدیک است. مرد پرسید: این تعبیر را از کجا می گویی؟ گفت: چون این سوره، آخرین سوره ای است که بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. پس از اندک مدتی آن مرد وفات یافت و درستی سخن ابن سیرین آشکار شد.** ر. ک: رنگارنگ 2 / 300، کشکول طبسی 1 / 113 - 112، کشکول منتظری 2 / 523.***