هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 608 : قرائت قرآن توسط مرغان!

جناب سید عطاءالله شمس دولت آبادی - مؤلف کشکول شمس - چنین حکایت می کند: در یکی از سنوات قبل مسافرتی جهت این بنده پیش آمده بود در سمت غرب ایران محال ( منطقه) دینورقریه ای به نام کهکسار)). رئیس آن قریه مردی بود مسن، تقریبا در حدود نود سال و از متدینین بود.
صبح بعد از نماز قبل از طلوع آفتاب بود که ناگاه شنیدم کسی دارد آیه ای از قرآن مجید را تلاوت می کند و این آیه را می خواند: اذ یتلقی المتلقیان عن الیمین و عن الشمال قعیدٌ** ق / 17، ترجمه: (به خاطر بیاورید) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می دارند.*** سپس همین آیه را تکرار نمود پس از لحظه ای دو بار دیگر آیه مذکور را تکرار کرد در کمال تعجب به هر طرف متوجه شده و اثری از خواننده آن مشاهده ننمودم. روز بعد که صاحب منزل به نزد ما آمد و قضیه را جهت او بیان نموده و از قاری آن سؤال نمودیم ایشان تبسمی نموده و اشاره به سقف ایوان منزل خود کرد و گفت: اگر قدری دقت کنید سر و گردن مرغ خاکی رنگی را مشاهده خواهید نمود. اینها دو مرغ هستند که نر و ماده می باشند. شاید قریب یکصد سال است که در منزل ما جای دارند البته اینها همان مرغ اولیه نیستند به مرور ایام گاهی تخم گذاری کرده و جوجه به وجود آورده ولی بسیار جای تعجب است که پس از آن که جوجه ها بزرگ شدند می روند و دو عدد از آن ها باقی می مانند و ما برای این که مبادا این محل را تخلیه نموده، بروند هیچگاه سراغ آن ها نمی رویم ولی هر روز صبح سه بار این آیه مذکور را به قدری فصیح ( گویا و واضح) می خوانند که مشاهده نموده اید. به خصوص به آخر آیه که می رسد به کلمه قعید مد** اینگونه مد را، در اصطلاح تجوید، مد سکون عارضی می نامند.*** می دهند برای مدتی طولانی.** ر. ک: کشکول شمس / 600.***

حکایت 609: بهشت عریض و طویل

سدی گوید: من در نزد عمر بن خطاب بودم که کعب بن اشرف یهودی و مالک بن صیفی و حی بن اخطب به نزد عمر آمدند و گفتند: در قرآن شما است که: وَ جنَّة عَرضُها السَّمواتُ و الاَرضُ **آل عمران/ 133، ترجمه: و بهشتی که وسعت آن، آسمان ها و زمین است. نکته: در قرآن مرجید مورد دیگری وجود دارد که شبیه آیه مذکور است و آن مورد چنین است: وَ جنَّة عَرضُها کَعَرضِ السَّمآءِ وَ الأَرضِ حدید / 21. ترجمه: و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است.*** هرگاه وسعت بهشت بدین مقدار باشد که هفت آسمان و هفت زمین را پر کند، پس جهنم کجاست؟ عمر ندانست چه بگوید. در این حال امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد و فرمود: در چه صحبتی بودید؟ مسأله را به آن حضرت عرض کردند. حضرت فرمود: هرگاه شب می آید، روز کجاست و هرگاه روز می آید شب کجاست؟ گفتند: در علم خداست. حضرت فرمود: بهشت هم همین گونه است. این سخن به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید، پیامبر فرمود: فَسئَلوا اَهلَ الذِّکرِ اءنْ کَنتُم لا تَعلَمُونَ** نحل / 43، انبیاء / 7.*** یعنی: اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید)).** ر. ک: قضاوت های حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام / 250 به نقل از مناقب ابن شهرآشوب (به نقل از: تفسیر قطان).***

حکایت 610: مصطفی غلوش فرزند مصطفی اسماعیل!

حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای - مقام معظم رهبری - چنین حکایت میکنند:
من از این شیخ** کلمه شیخ دارای معانی متعددی است که یکی از آن ها استاد است.***راغب مصطفی (غلوش) خاطره ای دارم که بد نیست آن را برای شما بگویم. ما حدود سال های 1346 یا 1347 (شمسی) در مشهد دنبال خواندن شیخ مصطفی اسماعیل در رادیوهای کشورهای عربی به دقت می گشتیم تا بلکه خودمان او را پیدا کنیم. البته نوارهایش هم در بازار نبود و در ایران هم رادیو قرآن وجود نداشت و ما مجبور بودیم از رادیوهای بیگانه خارجی گوش کنیم. ما عاشق تلاوت شیخ مصطفی اسماعیل بودیم تلاوت های او را پیدا می کردیم وگوش می کردیم. در آن زمان رفیقی داشتم (مرحوم آقا جعفر) که آقایان او را می شناسند آن هم با من همین طور پای رادیو می نشست و گوش می کرد. یک روز من را دید و گفت: امروز در رادیوی مصر، صدای پسر شیخ مصطفی اسماعیل را پیدا کردیم! گفتم: چه طور، از کجا فهمیدی پسرش است؟ گفت: نام او راغب مصطفی است که پسر شیخ مصطفی اسماعیل می باشد (او را به نام غلوش نمی شناخت). رفیق من صدای فرزند مصطفی اسماعیل را ضبط کرده بود من که گوش کردم، گفتم: قاعدتاً باید همان پسر مصطفی اسماعیل باشد چون صدایش شبیه شیخ اسماعیل است! **استاد راغب مصطفی غلوش در اوایل کار از استاد مصطفی اسماعیل تقلید لحن می کردند.*** تلاوت هم، تلاوت همان آیات معروف بود: وَ استَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَکانٍ قَریبٍ.**ق/ 41، ترجمه: و گوش فرا ده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد. ر. ک: خاطرات قرآنی/ 16.***