هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 583 : مال اندوزی و شمارش پول

جناب استاد بهاء الدین خرم شاهی نقل می کنند که: به یاد دارم روزی در ایام جوانی در شهر قزوین و با پدرم زندگی می کردم، پدرم از کار روزانه خود بازگشته و پس از صرف ناهار، دسته ای اسکناس را از کیف و جیب لباس خود بیرون آورده با آمیزه ای از حجب و مالدوستی پشت به حاضران کرده و به شمردن پول سرگرم بود. من این آیه را با صدای بلند در اشاره به ایشان خواندم: اَلَّذِی جَمَعَ مَالاً وَ عدَّدَهُ یَحسَبُ أنَّ مالَهُ اخلَدَهُ** همزه/ 3 - 2.*** یعنی: همان کسی که مال اندوخت و آن را شمارش کرد و گمان می کند که مالش او را جاویدان می سازد)).
پدرم تکانی خورد و شرمنده شد و تا آخر عمرش گاه به گاه از این استشهاد مناسب که باعث نوعی تنبه و هشدار او شده بود، به نیکی یاد می کرد.** ر. ک: قرآن پژوهی / 786.***

حکایت 584: قرآن چهل جزئی!

جناب سید محمدباقر گلپایگانی - فرزند مرحوم آیت الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی - چنین نقل نموده است: یک بار که از سوریه به طرف مصر می رفتم داخل هواپیما قرآنم را از جیبم در آوردم و به قرائت مشغول شدم. آقایی که اهل اسکندریه بود و کنار من نشسته بود از من پرسید: اهل کجا هستی؟ مذهب تو چیست؟ گفتم: اهل ایران و جعفری مذهب می باشم. قرآن را از من گرفت و گفت: آیا این قرآن خود شماست؟! گفتم: بلی. تعجب کرد و گفت: به ما گفته اند که قرآن شما ( شیعیان) چهل جزء دارد و با قرآن ما ( اهل سنت) فرق می کند اما این قرآن که شما می خوانید و چاپ قم است مثل قرآن ما است.** ر. ک: ماهنامه بشارت شماره 6 / 39.***

حکایت 585 : غواصان شهادت طلب و انس با سوره واقعه

سال 1364 ش بود، در گوشه ای از منطقه گسترده جنوب، گروهی از برادران جوان و نوجوان واحد غواصی لشکر امام حسین علیه السلام به تمرین و آماده شدن جهت عملیات فتح فاو مشغول بودند این گروه مشکل ترین و در عین حال حساس ترین وظیفه را در عملیات آینده به عهده داشتند. چون آنان می بایست قبل از همه نیروهای دیگر، در عرض طولانی رودخانه منطقه عملیات از زیر آب غواصی نمایند و پس از آن، نگهبانان خط مقدم جبهه دشمن را از پا در آورده و استحکامات و مواضع دفاعی آنان را نابود کرده و تیربارهای دشمن را از کار بیندازند. تنها با موفقیت این گروه بود که نیروهای دیگر می توانستند وارد عمل شوند و خود را توسط قایق ها به آن طرف رودخانه برسانند و به پیشروی در مواضع و خطوط دفاعی دشمن، مشغول شوند. این بود که افراد واحد غواصی از بین داوطلبان شهادت انتخاب می شدند که همگی دارای روحیه ای بالا و معنویتی ویژه و سنین زیر بیست سال بودند. یکی از کارهای مداوم و همیشگی این گروه این بود که هر شب، قبل از خواب، دور هم جمع شده و سوره واقعه را به شکل جمعی و با صدای هماهنگ می خواندند. قرائت این سوره و دقت در معنای آن به ویژه با توجه به فضای عطرآگین عشق به شهادت، همه افکار و خاطرات دیگر را از یاد و نظر آن ها می زدود و آنها را هر چه بیشتر مشتاق شهادت و بهشت موعود می نمود. وقتی جایگاه مقربین در بهشت ضمن آیات شریفه این سوره مبارکه، توصیف می شد چهره ها برافروخته می گردید: وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون اولئِک المُقَرِّبونَ فی جَنّات النَّعیمِ** واقعه / 12 - 10، ترجمه: و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند آن ها مقربانند، در باغ های پرنعمت بهشت (جای دارند). ***آنان گویی جایگاه و موقعیت خود را بدون هیچگونه تردیدی مشاهده می نمودند. با پایان گرفتن تلاوت سوره مبارکه واقعه هر کدام از افراد گروه به نوبت، همه آمال و آرزوها و نیز، همه خواسته های خود را در قالب جمله ای کوتاه ریخته به عنوان دعا از خداوند، درخواست می نمودند. پس از آن، گروهی از برادران، ذکر و تلاوت قرآن را تا موقع خواب رها نمی کردند و با چنین روحانیتی در حالی که ذکر خدا و نیز آیات دلنشین قرآن را بر لب داشتند به استراحت می پرداختند. این انس و الفت با قرآن و ذکر خداوند قبل از خواب نقش عجیبی در سحرخیزی آنان داشت به گونه ای که گاهی دو ساعت پیش از اذان صبح پهلو از زمین بر می گرفتند و به نیایش، نماز شب و یا تلاوت قرآن مشغول می شدند.** ر. ک: ماهنامه بشارت شماره 2 / 30 - 31 به قلم: نوری ها (با تلخیص).***