هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 534: معیار زیباترین صوت در تلاوت

روایت نموده اند که: شخصی می خواست بداند که چه صوتی بهترین صوت قرآنی است. با این هدف به محضر مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شده و پرسید: یا رسول الله! چه کسی از بهترین صوت قرآنی برخوردار است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ فرمود: کسی که چون به قرائتش گوش فرا دهی، بنگری که از خدا می ترسد.** ر. ک: قصه های قرآن / 52 51 بهنقل از: بحار الانوار 92 / 195،ح 10. حضرت امام خمینی قدس سره می فرماید: از خواب گران بر آی و به قلب خود برسان آیات شریفه کتاب الهی و صحیفه نورانی ربوبی را. این آیات با عظمت برای بیدار کردن من و تو فرو فرستاده شده و ما جمیع حظوظ ( بهره های) خود را منحصر به تجوید و صوت آن کردیم و از معارف آن غفلت ورزیدیم تا شیطان بر ما حکومت کرد و حکمفرما شد و در تحت سلطه شیطان واقع شدیم. ر. ک: کلید قرآن / 29 به نقل از: آداب الصلاة / 172.***

بخش دوازدهم: استخاره ها و تفألهای قرآنی

وَ عندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها الّا هُوَ.
انعام / 59.

حکایت 535 : این ارض مقدس است فاخلع نعلیک!

روایت نموده اند که: سلطان سلیمان از پادشاهان آل عثمان بود که از کربلا باز می آمد و به زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف می گردید. وقتی در نجف اشرف به بارگاه و حرم مطهر نزدیک گردید پیاده شد و تصمیم گرفت به احترام آن حضرت تا قبه نورانی او پیاده حرکت کند.
قاضی عسکر که مفتی مردم و از دشمنان امیرالمؤمنین علیه السلام بود، سلطان را همراهی می کرد. وقتی از تصمیم سلطان آگاه گردید با حالت خشم به حضورش آمد و گفت: تو سلطان زنده ای و علی بن ابی طالب سلطان مرده است، چگونه عزم بر پیاده روی در زیارت او داری؟ سلطان و قاضی عسکر در این زمینه با یکدیگر سخنانی داشتند تا این که او به سلطان پیشنهاد کرد که اگر در سخن او تردید دارد که پیاده رفتن شاه سبب کسر شأن و منزلت سلطان است، به قرآن تفأل جوید تا حقیقت امر معلوم شود. سلطان گفته او را پذیرفت و پس از آن که قرآن را گشود این آیه آمد: فَاخلَع نَعلَیکَ انَّکَ بالوادِ المقدَّسِ طُویً.** طه / 12.***
یعنی: کفشهایت را از پا در آور که تو اکنون در وادی مقدس (طوی) قدم گذارده ای)).
سلطان به قاضی رو کرد و گفت: پیشنهاد تو، برهنگی پای ما را بر پیاده روی اضافه نمود. پس کفشهای خود را از پا بیرون آور و با پای برهنه تا روضه منور امیرالمؤمنین علیه السلام پیاده رفت.** ر. ک: قصه های قرآن / 18 17، به نقل از: حکایات علما با سلاطین / 16.***
در حضرت او چه گفت باید، لبیک - اینجا نه سلام رسم باشد نه علیک
این وادی طور است نگه دار ادب - این ارض مقدس است فاخلع نعلیک
***
هذا الافق المبین قد لاح لدیک فاسجد متذللاً و عفِّر خدَّیک
ذا طور سنین فاغضض الطرف به هذا حرم العزة فاخلع نعلیک** مرحوم سید نعمت الله جزایری درباره این و بیت (که شاید از شیخ بهایی باشد) فرموده: هذِهِ کلمات تَستَحق أن تُکتب بالنّور علی وَجَناتِ الحُور. یعنی: این ها، کلماتی است که سزاوار است آن را با نور بر پیشانی حور ( حورالعین) نوشت. ر. ک: زهر الربیع / 195.***