هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 527: ختم در هر روز!

امام صادق علیه السلام می فرماید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش فرمود: کدام یک از شما همواره روزه دار است؟
سلمان عرض کرد: من یا رسول الله.
حضرت فرمود: کدام یک از شما شب زنده دار است؟
سلمان عرض کرد: من یا رسول الله!
حضرت فرمود: کدامیک از شما هر روز قرآن را ختم می کند؟
سلمان عرض کرد: من یا رسول الله.
یکی از اصحاب ناراحت شد و گفت: یا رسول الله! سلمان مردی فارس است که می خواهد بر گروه قریش فخر ورزد. فرمودید: کدامیک از شما همواره روزه می گیرد؟ گفت: من، و حال آن که در اکثر روزها غذا می خورد. فرمودید: کدام یک از شما شب زنده داری می کند؟ گفت: من، در حالی که اکثر شب ها در خواب است. فرمودید: کدام یک از شما هر روز قرآن را ختم می کند؟ گفت: من، در حالی که اکثر روزها، ساکت است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ساکت باش ای فلان! کجا مثل لقمان حکیم پیدا می کنی؟ [کنایه از این که سلمان فارسی همانند لقمان حکیم است ] از او سؤال کن به تو پاسخ می دهد.
آن مرد به سلمان گفت: ای اباعبدالله! آیا گمان برده ای که همواره روزه داری؟
سلمان گفت: آری.
آن مرد گفت: اما من تو را در اکثر روزها می بینم که غذا می خوری!
سلمان گفت: آن گونه که تو گمان برده ای نیست. من در ماه سه روز، روزه می گیرم و خدای عز و جل -فرموده: کسی که کار نیکویی انجام دهد ده برابر آن پاداش می گیرد))** مَن جاءَ بالحَسَنَةِ فَلَه عَشرُ امثالِها سوره مبارکه انعام آیه شریفه 160.*** و من روزه ماه شعبان را به ماه رمضان متصل می کنم و این روزه همیشگی است!
آن مرد گفت: آیا نگفتی که شب را احیا می کنی؟
سلمان گفت: آری.
آن مرد گفت: اما تو در اکثر شب خوابیده ای.
سلمان گفت: آن طور که تو گمان برده ای نیست. من از حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود:
کسی که با طهارت بخوابد مثل این است که تمامی شب را احیا کرده است. و من با طهارت می خوابم.
آن مرد گفت: آیا گمان نبردی که همه روز قرآن را ختم می کنی؟
سلمان جواب داد: آری .
آن مرد گفت: اما تو در بیشتر روزها سکوت می کنی.
سلمان گفت: آن گونه که تو گمان برده ای نیست. من شنیدم که حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود: یا اباالحسن! مَثَل تو در امت من، مَثَل سوره قل هو الله احد است. پس هر کس که یک بار آن را بخواند یک سوم قرآن را خوانده است و کسی که دو بار آن را بخواند دو سوم قرآن را خوانده است و کسی که سه بار آن را بخواند، قرآن را ختم کرده است. پس کسی که تو را به زبان دوست داشته باشد یک سوم ایمانش کامل شده است و کسی که تو را به زبان و قلب دوست داشته باشد، دو سوم ایمانش کامل شده است و کسی که تو را به زبان و قلب دوست داشته باشد و به دست یاری کند ایمانش را کامل کرده است به خدایی که مرا برانگیخت، ای علی علیه السلام! اگر تمام اهل زمین همانند اهل آسمان تو را دوست داشته باشند، کسی به آتش، عذاب نخواهد شد. و من ( سلمان) سوره قل هو الله احد را روزی سه بار می خوانم!
آن مرد از مجلس بیرون رفت در حالی که گویا در دهانش سنگ نهاده بودند ( کنایه از این که در مجادله و بحث شکست خورده و زبان در کامش نمی چرخید).** ر. ک: قصه های قرآن / 104 101، به نقل از: بحارالانوار، 92 / 345، روضة الواعظین/ 281 280.***

حکایت 528: قرآن ایرانیان

جناب حمید زکی لو چنین نقل نموده است: در سال 1367 (شمسی) به اتفاق دو تن از دوستان به کشور نیجریه اعزام شدیم در شهر میامی همزمان با هفته وحدت ( 12 تا 17 ربیع الاول) هر شب در مساجد مختلف برنامه تلاوت قرآن داشتیم. در شب تولد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نوبت تلاوت به من رسید.
برای تلاوت بالای منبر رفتم و شروع به تلاوت کردم. در همین موقع امام جماعت مسجد با پرخاشگری مرا مورد خطاب قرار داد. ترجمه صحبت های او چنین بود که شما ایرانی ها مسلمان نیستید. قرآنی که شما دارید با قرآن ما تفاوت دارد اگر حقیقت را می گویید از روی قرآن ما تلاوت کنید. به او گفتم که هر قرآنی را که صلاح بدانید از روی آن تلاوت می کنم. قرآنی به من دادند که چاپ عربستان سعودی و به خط عثمان طه))** عثمان طه خطاط مشهور قرآن مجید و اهل کشور سوریه است. او تاکنون چند نسخه قرآن با قرائت های مختلف کتابت نموده است.*** بود. بلافاصله تلاوت را آغاز کردم و آیه هایی را تلاوت کردم در خلال تلاوت، همگان شاهد بودند که امام جماعت با بهت و حیرت نمی توانست مراتب تعجب خود را پنهان سازد. پس از اتمام تلاوت او اولین کسی بود که به طرف من دوید و مرا بوسید و رو به مردم کرد و گفت: ای مردم! سالها به ما گفته بودند که ایرانی ها مسلمان نیستند و قرآن شان با قرآن ما فرق دارد. اما حالا دیدید که قرآن را به زیبایی تمام بهتر از عرب ها می خوانند. پس از اتمام جلسه قرائت، موضوع تلاوت ایرانیان در وزارت امور خارجه نیجریه بازتاب بسیاری داشت آنان با احضار کاردار ایران درخواست ارتقاء روابط سیاسی از سطح کاردار به سفیر را تسلیم وی کردند و این نبود مگر تأثیر قرائت قرآن.** ر. ک: خاطرات قرآنی / 123 122.***

حکایت 529: الفی نباید کم و زیاد شود

در تاریخ آمده است که: ابن عباس مفسر و حافظ بزرگ قرآن و پسرعموی پیامبر اکرم در نزد معاویه نشسته بود که معاویه در ضمن صحبت های خود قسمتی از سوره کهف را چنین خواند: ... تَغرُبُ فی عَین خامِیَة یعنی: خورشید در چشمه ای جوشان غروب کرد آیه مربوط به داستان ذوالقرنین است. زمانی که به اطراف زمین سفر می کرد به جایی رسید که خورشید در زمینی مرداب گونه و سیاه رنگی غروب می کرد که به تعبیر قرآن ... تَغزُبُ فی عَین حمِئَة.** کهف / 86، ترجمه: (تا ذوالقرنین به غروبگاه آفتاب رسید در آن جا احساس کرد و در نظرش مجسم شد که) خورشید در چشمه تیره و گل آلودی فرو می رود.*** در این هنگام ابن عباس به معاویه گفت: ما آن را به صورت حمئه می خوانیم نه خامیه)). معاویه خطاب به عبدالله بن عمر که دران جا حاضر بود کرد و گفت: تو چگونه می خوانی؟ جواب داد: همانگونه که شما خواندید.
ابن عباس برافروخته شد و داد سخن داد که قرآن در خانه ما نازل شده است** کنایه از خویشاوندی وی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.*** حال تو می خواهی به ما تعلیم دهی؟ معاویه به دنبال کعب الاحبار تازه مسلمان یهودی الاصل فرستاد و از او پرسید: در تورات محل غروب خورشید که ذوالقرنین بدانجا رسید، چگونه بیان شده است؟ کعب گفت: من در تورات خوانده ام خورشید در مردابی غروب کرده است و با دستش به مغرب اشاره کرد.
معاویه درستی قرائت ابن عباس را تایید کرد و آن گاه خواند ... تَغرُبُ فی عَین خامِیَة** ر. ک: ماهنامه باشرت، شماره 11 / 23. گفتاری از: سید مرتضی مهری.***