هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 524 : تو از اصحاب الناری

حجاج بن یوسف ثقفی بسیاری از اوقات از قاریان درباره آیات قرآن سؤال می نمود روزی مردی به نزد او آمد. حجاج از او پرسید: قبل از قول خدای تعالی: اَمَّن هُو قانِت آناءَ اللَّیلِ** زمر /9، ترجمه: یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است.*** چیست؟ مرد گفت: قول خدای تعالی که می فرماید: قُل تَمتَّع بِکفرکَ قَلیلاً انَّکَ مِن اصحابِ النَّارِ.** زمر / 8، ترجمه: بگو چند روزی از کفرت بهره گیر که از دوزخیانی)).***
گویند: بعد از این واقعه دیگر حجاج از هیچ کس سؤال نکرد.** ر. ک: زهر الربیع / 89.***
ای دریده پوستین یوسفان - گرگ برخیزی از آن خواب گران
مولوی

حکایت 525 : انگیزه تدوین علم نحو

تاریخ نویسان اینگونه نوشته اند که: زیاد بن سمیه والی بصره از ابوالاسود دؤلی** در ضبط کلمه ((دؤلی)) اختلاف نظر است. برخی ((دئلی)) نیز نوشته اند. ***م 69ق درخواست کرد تا قاعده و راه و رسمی برای اصلاح زبان عربی و به ویژه روشی برای قرائت صحیح قرآن وضع نماید و به وی یادآور گردید که: اءنّ هذهِ الحَمرآء **حمراء: یعنی عجم. تازیان عجم را که غالبا سفید پوست می باشند مانند رومی ها و ایرانی ها و امثال آن ها ((حمرآء)) می نامیدند. ر. ک: تاج العروس 3 / 155.*** قد کَثُرَت و اَفسَدَت مِن اَلسِنَةِ العَرَبِ اختلاط عجم و تازیان رو به فزونی نهاده و زبان تازی را به تباهی کشانده است.
سپس به وی گفت: چقدر به جا و به مورد بود روش و قاعده ای فراهم آوری تا مردم بتوانند بدان وسیله زبان و لغت خود را اصلاح نموده و کلام الهی را با اعراب و نشانه های حرکات و سکون بخوانند. ابوالاسود از انجام این کار امتناع می ورزید. زیاد بن سمیه شخصی را مأمور کرد که بر سر راه و مسیر رفت و آمد ابوالاسود بنشیند تا وقتی به وی نزدیک شد قرآن را با صدای بلند (و اعراب نادرست) قرائت کند و طوری وانمود سازد که منظورش این نیست که ابوالاسود صدای او را بشنود وقتی ابوالاسود نزدیک شد این شخص کلمه رسولُهُ را در آیه اءنّ اللهَ بری ء مِن المشرِکینَ وَ رَسُولُهُ** توبه/ 3، ترجمه: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند.*** به کسر لام (به شکل: رسولِهِ) قرائت کرد. این قرائت که معنای نادرست وزننده ای را ارائه می کرد **یعنی: خداوند از مشرکان و از پیامبرش بیزار است (نعوذ بالله).*** بر ابی الاسود گران آمده و او را خشمگین ساخت و گفت: خداوند، منزه و بزرگتر از آن است که از رسول و فرستاده خویش بیزار گردد. ابوالاسود بلافاصله نزد زیاد بن سمیه بازگشت و به وی اعلام کرد که هم اکنون حاضرم به درخواست شما جامه عمل بپوشانم و این کار به نظرم پسندیده است. بنابراین نویسنده ای برای من فراهم آور تا به اعراب گذاری قرآن آغاز نمایم.** ر. ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم / 466 465، روضات الجنات 4 / 160، 162، 168.***

حکایت 526: ادب تلاوت

از مرحوم علامه محمدحسین طباطبایی و نیز مرحوم شهید مرتضی مطهری نقل شده که فرمودند:
هنگامی که مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی آملی در نجف اشرف مشغول تحصیل بودند یک شب به خاطر خستگی به بالشی که پشت سرشان بود تکیه داده و قرآن تلاوت می کنند. فردا که خدمت استاد اخلاقشان مرحوم آیت الله میرزا علی آقا قاضی می روند، استاد بی مقدمه می فرمایند: موقع تلاوت قرآن، خوب نیست که آدم به بالش تکیه دهد)).** ر. ک: یکصد داستان شنیدنی از کرامات علما / 2 / 107، به نقل از: مجله پیام حوزه، سال پنجم بهار/ 1377 (ش.
صفحه 11.***