هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 516 : عالم آل محمد علیه السلام))

ابراهیم بن عباس گوید: من ندیدم که سؤال کرده باشند از امام رضا علیه السلام مگر این که ایشان جواب آن را دانسته و بیان می فرمود، و ندیدم داناتر از او در آن وقت و عصر. و مأمون امتحان می کرد آن حضرت را با انواع سؤالات. و آن حضرت فوراً جواب می فرمود و همه کلام و جواب و تمثل آن حضرت، انتزاعاتی از قرآن مجید بود. آن حضرت در هر سه روز قرآن را ختم می کرد و می فرمود: کمتر از سه روز نیز می توان قرآن را ختم کنم و لیکن نمی گذرم از آیتی الا که در آن فکر می کنم که در مورد چه چیز نازل شده و در چه بابی است.** ر. ک: کشف الغمة (ترجمه: علی بن حسین زوارئی) 3 / 156، بحارالانوار 92. 204.***
مطهرون نقیّات ثیابُهم تجری الصلاةُ علیهم اینما ذُکِروا
من لم یکن علویّاً حین تنسبُه فما له فی قدیم الدهر مفتخر
فانتم الملأ الاعلی و عندکم علم الکتاب و ما جآءت به السُّوَرُ
ابونواس))

حکایت 517 : صورت تلاوتِ سرِ سردار کربلا

سهل بن مسیب گوید: قافله اسیران کربلا به باب بنی خزیمة ( محلی از محله های کوفه) رسیدند.
توقفشان به طول انجامید در خلال مدت توقف سر مقدس امام حسین علیه السلام را بر فراز نیزه بلندی استوار کرده بودند این گاه دیدم لبهای مبارک حرکت دارد گوش دادم آوای تلاوت قرآن از سر مبارک شنیدم خوب گوش دادم شنیدم سوره مبارکه کهف را قرائت می نماید تا رسید به آیه شریفه اَم حَسِبتَ أَنَّ اَصحابِ َ الکهفِ و الرَّقیمِ کانُوا مِن آیاتِنا عَجَباً** کهف /9، ترجمه: آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!*** گریستم و گفتم: به خدا سوگند امر تو از داستان اصحاب کهف شگفت انگیزتر است زیرا به قدرت خدای بزرگ سر بریده ات سخن می گوید. از شدت تحیر و تأثّر از بی خود شده و بی هوش بر زمین افتادم لحظاتی بی هوش بودم وقتی حالت عادی باز یافتم دیگرباره متوجه سر مبارک شدم دیده سوره را به پایان رسانیده است.** ر. ک: الوقایع و الحوادث (ملبوبی) 4 / 56 کشف الغمه 2 / 252. شیخ صدوق (ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی) در پاسخ شخصی که منکر وقوع جریان مذکور بوده چنین نوشته است:
اطلاع یافته ایم که سرمطهر حضرت سید الشهداء بر فراز نیزه آیاتی چند از سوره مبارکه کهف را تلاوت کرده لیکن این موضوع از ناحیه ائمه طاهرین برای ما روایت نشده و ما هم وقوع آن را انکار نمی کنیم زیرا موقعی که به تحقیق پیوسته (و مسجل شده) که روز قیامت دست و پای گنهکاران تکلم می کند و به اعمال ناپسندی که مرتکب شده اند گواهی می دهند (ر. ک: سوره یس آیه 65) چگونه سر بریده فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که خلیفه خدا در روی زمین بوده و امام ائمه و سید جوانان بهشت است، تلاوت قرآن نکند و به یادآوری از قرآن مجید نپردازد و اینگونه کرامت از طرف خدای متعالی به وسیله آن حضرت به وقوع بپیوندد و ما هرگاه در صدد انکار آن بر آمدیم بدیهی است منکر قدرت خدا شده و به مقام فضل و ارجمندی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به نظر حقارت نگریسته ایم. گذشته از این شگفت از کسی است که تلاوت قرآن را از آن حضرت انکار می کند. لیکن می گوید در سوگ آن حضرت فرشتگان گریستند و آسمان در مصیبت او خون بارید و جنیان برای او سوگواری نمودند و در همه عالم مراسم عزاداری برای او برپا می نمایند. کسی که خود را متدین قلمداد می کند و ادعا می نماید که دین سالم و خالی از هر گونه آلودگی دارد هرگاه این چنین امر مهم و ارزنده ای را انکارنماید و بگوید وقوع آن از راه خبر برای ما به ثبوت نرسیده، معجزات انبیا و شرایع پیامبران را که جز از راه خبر منقول از طریق دیگری در اختیار ما در نیامده، انکار خواهد کرد. ر. ک: ترجمه روضات الجنات 7/ 73.***
بر چرخ میرود زفراز سنان - هنوز صوت تلاوت سر سردار کربلا

حکایت 518 : حرف بقالها

مرحوم علامه شهید مرتضی مطهری در کتاب داستان راستان چنین می نویسد:
در زمانی که حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام از طرف مأمون به خراسان احضار شده، و اجبارا با شرائط خاصی ولایت عهد مأمون را پذیرفته بود، زید النار برادر امام نیز در خراسان بود. زید به واسطه داعیه ای که داشت و انقلابی که در مدینه بر پا کرده بود، مورد خشم و غضب مأمون قرار گرفته بود. اما مأمون که آن ایام سیاستش اقتضاء می کرد تا حرمت و حشمت امام رضا علیه السلام را حفظ کند، به خاطر امام از قتل یا حبس برادرش زید صرف نظر کرد.
روزی در یک مجلس عام، عده زیادی شرکت داشتند و امام رضا علیه السلام برای آنان صحبت می فرمود از آن سو زید (برادر آن حضرت) عده ای از اهل مجلس را متوجه خود کرده و برای آنان در فضیلت سادات و اولاد پیامبر و اینکه آنان وضعی استثنائی و ویژه دارند، داد سخن می داد، و مرتب می گفت: ما خانواده چنین، ما خانواده چنان)). امام رضا علیه السلام متوجه گفتار زید شد. ناگهان نگاه تند و فریاد یا زید! آن حضرت، زید و همه اهل مجلس را متوجه کرد. امام فرمود: ای زید! حرفهای بقالهای کوفه باورت آمده،** یا زَیدَ! اَغَرَّکَ قَولُ بَقّالی الکوفَة؟! ر. ک: معانی الاخبار/ 106 ح 1.*** و مرتب تحویل مردم می دهی؟! اینها چه چیز است که به مردم می گویی؟! آن که شنیده ای خداوند ذریه فاطمه علیهاالسلام را از آتش جهنم مصون و محفوظ داشته است،** قال رسول الله: اءنّ فاطمَةَ اَحصَنَت فَرجَها فَحَرَّمَ اللهُ ذُریّتها علی النَّارِ ر. ک: معانی الاخبار / 106 ح 2، 3.*** مقصود فرزندان بلافصل فاطمه یعنی حسن و حسین و دو خواهر ایشان (یعنی حضرت زینب و ام کلثوم) است. اگر مطلب این طور است که تو می گویی و اولاد فاطمه وضع استثنائی دارند و به هر حال آنها اهل نجات و سعادتند، پس تو نزد خدا از پدرت موسی بن جعفر گرامی تری، زیرا او در دنیا امر خدا را اطاعت کرد، قائم اللیل و صائم النهار بود، و تو امر خدا را عصیان می کنی و به قول تو هر دو، مثل هم، اهل نجات و سعادت هستید. پس برد با تو است، زیرا (پدرت) موسی بن جعفر عمل کرد و سعادتمند شد و تو عمل نکرده و رنج نبرده، گنج بردی. علی بن الحسین زین العابدین می گفت: نیکوکار ما اهل بیت پیغمبر دو برابر اجر دارد و بدکار ما دو برابر عذاب** لُمُحسِننا کِفلانِ مِنَ الاَجرِ لِمُسیئِنا ضِعفانِ من العَذابِ. ***همان طور که قرآن درباره زنان پیغمبر تصریح کرده است** ر. ک: احزاب / 31 30.*** زیرا آن کس از خاندان ما که نیکوکاری می کند در حقیقت دو کار کرده: یکی اینکه مانند دیگران کار نیکی کرده، و دیگر اینکه حیثیت و احترام پیغمبر را حفظ کرده است. آن کس از خاندان ما هم که گناه می کند دو گناه مرتکب شده: یکی اینکه مانند دیگران کار بدی کرده، دیگر اینکه آبرو و حیثیت پیغمبر را از بین برده است)).
آنگاه امام رو کرد به حسن بن موسای وشاء بغدادی، که از اهل عراق بود و در آن مجلس حضور داشت، امام خطاب به حسن بن موسی فرمود: ای حسن! مردم عراق این آیه قرآن را چگونه قرائت** شاید منظور آن حضرت از قرائت تفسیر و تأویل باشد.*** می کنند قَالا یا نُوحَ اَنَّه لَیسَ مِن اَهلِک ز انَّه عَمَل غَیرَ صالِحٍ؟ **هود / 44، ترجمه: (پروردگار در جواب نوح) فرمود: ای نوح! او ( و پسرت) از اهل تو نیست او عمل غیر صالحی است ( فرد ناشایسته ای است). ***حسن بن موسی عرض کرد: یا ابن رسول الله! بعضی طبق معمول و قرائت مشهور انَّهُ عَمِل غَیرُ صَالِحٍ** این فرزند تو فرزندی است ناصالح و ناشایست.*** قرائت می کنند، اما بعضی دیگر که باور نمی کنند خداوند پسر پیغمبری را مشمول قهر و غضب خود قرار دهد، آیه را به شکل انَّهِ عَمِلُ غَیرِ صالِحٍ** او فرزند آدم است و فرزند تو نیست.*** قرائت می کنند** تمامی قراء سبعه و عشره آیه مذکور را به شکل انَّه عمَل غیرُ صالح با تنوین عمل و رفع غیر قرائت نموده اند و تنها کسانی از قراء سبعه آیه مذکور را به شکل انَّهُ عمِلَ غیرَ صالِح با خواندن عمل به شکل فعل ماضی و نصب غیر قرائت نموده است. و باید دانست که احدی از قراء سبعه و عشره آیه را به شکل انَّهُ عمَلُ غَیرِ صالِحٍ با رفع بدون تنوین عمل و جر غیر قرائت نکرده است و شاید بدین جهت است که امام رضا علیه السلام اینگونه قرائت را که توسط حسن بن موسی نقل گردید بی اساس دانسته و آن را ابطال فرموده است و یا این که امام علیه السلام تأویل و تفسیر آن گروه از مردم را، مردود شمرده اند، زیرا بر حسب تأویل و اعتقاد آنان و با توجه به این قرائت خاص، آنان فرزند حضرت نوح را، تولد یافته اززنا میپنداشته اند که حضرت رضا این تأویل را قاطعانه محکوم فرموده است. ***و می گویند پسر نوح ( کنعان) در واقع از نسل نوح نبود. اینان عقیده دارند که خداوند به نوح فرمود: ای نوح! او از نسل تو نیست، اگر از نسل تو می بود من به خاطر تو او را نجات می دادم.
پس از پایان سخنان حسن بن موسی، امام علیه السلام فرمود: ابدا این طور نیست، او ( کنعان) فرزند حقیقی نوح و از نسل نوح بود. اما چون بدکار شد و امر خدا را عصیان کرد، پیوند معنوی اش با نوح بریده شده و به نوح گفته شد، این فرزند تو ناصالح است از این رو نمی تواند در ردیف صالحان قرار گیرد. حال، موضوع ما خانواده ( اهل بیت) نیز چنین است. اساس کار، پیوند معنوی و صلاح عمل و اطاعت امر خدا است. هر کس خدا را اطاعت کند از ما اهل بیت است، گو اینکه هیچ گونه نسبت و رابطه نسلی و جسمانی با ما نداری اگر نیکوکار و مطیح امر حق باشی از ما هستی.** ر. ک: داستان راستان 2 / 294 292 حکایت 102 (با عنوان حرف بقال ها) به نقل از بحارالانوار 43 / 230، تاریخ سیدة النساء فاطمة الزهرا، باب 9،ح 2، ج 11 / 321 320 کتاب النبوة ابواب قصص نوح، باب 3،ح 26. معانی الاخبار / 106 105، باب معنی ما روی فاطمة احصنت فرجها فحرم الله ذریت ها علی النار ح 1.***