هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 514 : شاهدی بر قرائت ابوعمرو

نوشته اند که ابوعمرو (بن علاء بصری) یکی از قراء سبعه از بیم کیفر حجاج به یمن گریخت.
عمرو بن عبید می گوی من هم با ابوعمرو همراه بودم در اثناء راهپیمایی ما در بیابان یمن، با مردی برخوردیم که این اشعار منسوب به امیة بن صلت را می خواند:
اصبر النفس عند کل مهم اءنّ فی الصبر حیلَة المُختال
لا یضیقنَّ بالامور فقد نَکشفُ غمّاً ؤَها بغیر اختیال
رُبَما تجزع النفوس من الامر له فرجة کحلٍّ العِقالِ** در هر پیشآمد مهمی نفس خود را شکیبا می گردانم به یقین که راه چاره فرد چاره جو در شکیبایی کردن است از پیشآمدهای ناگوار دلتنگ مشو که ما بلاها را بدون حیله گری از بین می بریم چه بسا آدمیان از چیزهای کوچکی اظهار ناراحتی می کنند که گشایش آن همانند باز کردن ریسمان و زانوبند از پای شتران، آسان است.***
ابوعمرو پس از شنیدن این ابیات به آن مرد گفت: مگر چه شده و چه خبری است؟ آن مرد گفت: حجاج مرده است ابوعمرو گفت: من در آیه الا مَنِ اغتَرَفَ غُرفَةً بیَدِهِ** بقره / 249، ترجمه: مگر آنان که جز یک پیمانه با دست خود بیشتر از آن نخورند.*** فتح غین غرفة را اختیار کرده بودم **علاوه بر ابوعمور، نافع و ابن کثیر نیز غرقة با فتح فاء قرائت نموده اند و دیگر قراء سبعه، غرفة با ضمه فاء خوانده اند. ر. ک: تهذیب القرائه، 1 / 135، 2 / 80.*** و در صدد شاهدی برای این قرائت بودم. وقتی این شعر را شنیدم که آن مرد فَرجة را به فتح فاء خواند و گواه قرائت خویش را یافتم، بیش از خبر مرگ حجاج از این آگاهی ادبی خوشحال شدم.** ر. ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم/ 342 به نقل از: سفینة البحار / 2 /8 / 26. نکته: این داستان به گونه ای دیگر هم در تاریخ بازگو شده است. ر. ک: مقاله دکتر سیدمحمدباقر حجتی، تحت عنوان از ابی الاسود تا سیبویه)). محاضرات الادبآء 4 / 394.***

حکایت 515: لعنت و رحمت قرآن

صاحب مناقب العارفین شمس الدین احمد افلاکی می نویسد: روزی اعزّه حفاظ شهر از از تفسیر این حدیث سؤال کردند که: رُبَّ تالِی القُرآنِ و القرآنُ یَلعَنُهُ** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: چه بسا تلاوت کننده قرآن، که قرآن او را لعنت می نماید.
ر. ک: قرآن در احادیث اسلامی / 76، به نقل از: مستدرک الوسایل، 1 / 291، جامع الاخبار.*** چه معنی دارد؟
مولانا ( جلال الدین محمد مولوی) فرمود: که اغلب قرآن، اوامر و نواهی است و ترغیب بر آداب ظاهر و باطن. یکی می خواند که: اَقیمُوا الصَّلاةَ و آتُو الزَّکاةَ** بقره / 43، 83، نساء / 77، خح / 78، نور / 56، مجادله / 13، مزمل / 20، ترجمه: نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید. ***نماز (برپا) نمی کند و زکات نمی دهد و یکی می خواند که: اءنّ اللهَ یَأمُرُ بالعَدلِ و الاِحسانِ** نحل / 90، ترجمه: خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.*** ظلم می کند و بخیل و شحیح** آزمند، تنگ چشم، خسیس، بخیل.*** است و در امانت خیانت میکند و از منکر و فحشاء اجتناب می نماید لاجرم به زبان حال، قرآن مجید بر او لعنت می کند و او را ملعون می خواند و روز قیامت هم خصم جان او خواهد شدن.
روزی بیاید کین سخن خصمی کند با مستمع - کآب حیاتم خواندمت تو خویشتن کر ساختی
و آن جماعتی که در طریقت قرآن مجید سلوک نمایند و مامور امر حکیم شود و از جاده مستقیم بیرون نروند، همانا که عبارت اشارت ایشان و القرآنُ یَرحَمُهُ** قرآن برای او طلب رحمت می کند. *** خواهد بودن.
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس - وز کسی کآتش زَدَست اندر هوس
همگان سر نهادند و مستغفر گشته، مرید شدند.** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 524.***

حکایت 516 : عالم آل محمد علیه السلام))

ابراهیم بن عباس گوید: من ندیدم که سؤال کرده باشند از امام رضا علیه السلام مگر این که ایشان جواب آن را دانسته و بیان می فرمود، و ندیدم داناتر از او در آن وقت و عصر. و مأمون امتحان می کرد آن حضرت را با انواع سؤالات. و آن حضرت فوراً جواب می فرمود و همه کلام و جواب و تمثل آن حضرت، انتزاعاتی از قرآن مجید بود. آن حضرت در هر سه روز قرآن را ختم می کرد و می فرمود: کمتر از سه روز نیز می توان قرآن را ختم کنم و لیکن نمی گذرم از آیتی الا که در آن فکر می کنم که در مورد چه چیز نازل شده و در چه بابی است.** ر. ک: کشف الغمة (ترجمه: علی بن حسین زوارئی) 3 / 156، بحارالانوار 92. 204.***
مطهرون نقیّات ثیابُهم تجری الصلاةُ علیهم اینما ذُکِروا
من لم یکن علویّاً حین تنسبُه فما له فی قدیم الدهر مفتخر
فانتم الملأ الاعلی و عندکم علم الکتاب و ما جآءت به السُّوَرُ
ابونواس))