هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 512: قاریان فاسق و آسیابی در جهنم!

مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام به نقل از اجداد طاهرینش فرمود: روزی علی علیه السلام چنین فرمود: در جهنم سنگ آسیایی وجود دارد که پنج گروه را آسیاب (و آرد) می نماید. آیا نمی پرسید آن پنج طایفه چه کسانی هستند که آسیاب شده و به آرد تبدیل می گرداند؟ حاضران عرض کردند: آری، یا امیرالمؤمنین، آنان چه کسانی هستند؟ علی علیه السلام فرمود: آنان عبارتند از: عالمان فاجر، قاریان فاسق، حاکمان ظالم، وزیران خائن و کارگزاران کاذب.** ر. ک: خصال صدوق 1 / 296. بحارالانوار 92 / ح 12.***

حکایت 513 : حلاوت تلاوت

اسلم الخواص گوید: من قرآن را قرائت می کردم، ولی شیرینی و حلاوت آن را درک نمی نمودم بدین جهت با خود خطاب نموده و گفتم: ای اسلم! قرآن را به گونه ای قرائت کن که گویا آن را از رسول خدا می شنوی. پس از این، حلاوتی اندک را حساس می کردم. بار دیگر با خود گفتم قرآن را به گونه ای قرائت کن که گویا آن را از فرشته وحی جبرئیل امین می شنوی. پس از این، حلاوت بیشتری را احساس می کردم. بار دیگر با خود گفتم قرآن را به گونه ای قرائت کن که گویا آن را از خدای عز و جل هنگامی که به آن تکلم فرمود - می شنوی. پس از آن، هرگاه قرآن را قرائت می نمودم حلاوتی تمام و کامل، احساس می کردم.** ر. ک: خصال صدوق 1 / 296. بحارالانوار، 92 / 180 ح 12.***

حکایت 514 : شاهدی بر قرائت ابوعمرو

نوشته اند که ابوعمرو (بن علاء بصری) یکی از قراء سبعه از بیم کیفر حجاج به یمن گریخت.
عمرو بن عبید می گوی من هم با ابوعمرو همراه بودم در اثناء راهپیمایی ما در بیابان یمن، با مردی برخوردیم که این اشعار منسوب به امیة بن صلت را می خواند:
اصبر النفس عند کل مهم اءنّ فی الصبر حیلَة المُختال
لا یضیقنَّ بالامور فقد نَکشفُ غمّاً ؤَها بغیر اختیال
رُبَما تجزع النفوس من الامر له فرجة کحلٍّ العِقالِ** در هر پیشآمد مهمی نفس خود را شکیبا می گردانم به یقین که راه چاره فرد چاره جو در شکیبایی کردن است از پیشآمدهای ناگوار دلتنگ مشو که ما بلاها را بدون حیله گری از بین می بریم چه بسا آدمیان از چیزهای کوچکی اظهار ناراحتی می کنند که گشایش آن همانند باز کردن ریسمان و زانوبند از پای شتران، آسان است.***
ابوعمرو پس از شنیدن این ابیات به آن مرد گفت: مگر چه شده و چه خبری است؟ آن مرد گفت: حجاج مرده است ابوعمرو گفت: من در آیه الا مَنِ اغتَرَفَ غُرفَةً بیَدِهِ** بقره / 249، ترجمه: مگر آنان که جز یک پیمانه با دست خود بیشتر از آن نخورند.*** فتح غین غرفة را اختیار کرده بودم **علاوه بر ابوعمور، نافع و ابن کثیر نیز غرقة با فتح فاء قرائت نموده اند و دیگر قراء سبعه، غرفة با ضمه فاء خوانده اند. ر. ک: تهذیب القرائه، 1 / 135، 2 / 80.*** و در صدد شاهدی برای این قرائت بودم. وقتی این شعر را شنیدم که آن مرد فَرجة را به فتح فاء خواند و گواه قرائت خویش را یافتم، بیش از خبر مرگ حجاج از این آگاهی ادبی خوشحال شدم.** ر. ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم/ 342 به نقل از: سفینة البحار / 2 /8 / 26. نکته: این داستان به گونه ای دیگر هم در تاریخ بازگو شده است. ر. ک: مقاله دکتر سیدمحمدباقر حجتی، تحت عنوان از ابی الاسود تا سیبویه)). محاضرات الادبآء 4 / 394.***