هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 510: صوت دلربای قرآن

عالم ربانی ملا زین العابدین سلماسی نقل می فرماید که: روزی جناب علامه بحرالعلوم وارد حرم حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شد و این بیت را زمزمه می کرد:
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن به رُخَت نظاره کردن سخن خدا شنیدن
از سید بحرالعلوم سبب خواندن این شعر را پرسیدم. فرمود: چون وارد حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام شدم، حضرت حجت (عج) را دیدم که در بالای سر، قرآن تلاوت می فرمود، چون صدای آن بزرگوار را شنیدم، این بیت شعر را خواندم و وارد حرم شدم و آن حضرت هم از حرم بیرون رفتند.** ر. ک: داستان های شنیدنی از کرامات علما / 33 32 به نقل از: فوائد الرضویه / 680. نجم الثاقب / 618 حکایت 79. بحارالانوار 53 / 302 کتاب جنة المأوی، حکایت 54.***

حکایت 511 : هجده هزار بار ختم قرآن!

یکی از قراء سبعه ( قاریان هفتگانه)، عاصم است. وی دو راوی دارد به نام های حفص و شعبه)).
شعبه (95 193 ق) از پیشوایان اهل سنت بوده و در حدود هفت سال پیش از مرگش سمت اقراء و بررسی قرائت دیگران را رها کرد ولی در عین حال عالمی عامل و دانشمندی بزرگ به شمار می رفت و خود می گفت: اَنَا نُصفُ الاسلام یعنی: من نیمی از اسلام هستم.
هنگامی که مرگ شعبه فرا رسید، خواهرش می گریست، شعبه به وی گفت: چرا گریه می کنی؟ خواهرم! به آن زاویه بنگر، که من در آن زاویه هجده هزار بار، قرآن را ختم کرده ام. **پژوهشی در تاریخ قرآن کریم / 327، البیان فی تفسیر القرآن / 132، به نقل از: طبقات القرآء / 327 325، تهذیب التهذیب 12 / 37 35. نکته:
1 انسان عاقل نه چیزی را بدون دلیل قبول می کند و نه چیزی را بدون دلیل رد می کند.
2 با توجه به این که ایشان ( شعبه) از مقریان و اساتید تلاوت بوده و نزدیک به یکصد سال عمر نمودند، باور این حکایت چندان دشوار نیست.***

حکایت 512: قاریان فاسق و آسیابی در جهنم!

مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام به نقل از اجداد طاهرینش فرمود: روزی علی علیه السلام چنین فرمود: در جهنم سنگ آسیایی وجود دارد که پنج گروه را آسیاب (و آرد) می نماید. آیا نمی پرسید آن پنج طایفه چه کسانی هستند که آسیاب شده و به آرد تبدیل می گرداند؟ حاضران عرض کردند: آری، یا امیرالمؤمنین، آنان چه کسانی هستند؟ علی علیه السلام فرمود: آنان عبارتند از: عالمان فاجر، قاریان فاسق، حاکمان ظالم، وزیران خائن و کارگزاران کاذب.** ر. ک: خصال صدوق 1 / 296. بحارالانوار 92 / ح 12.***