هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 504 : حق التدریس معلمان قرآن

فضل بن ابی قرة گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: یابن رسول الله! برخی از مردم می گویند: در آمد معلم (قرآن) حرام و پلید است. امام علیه السلام فرمود: دروغ می گویند دشمنان خدا. آنان بدین وسیله می خواهند تا فرزندانشان را از آموزش قرآن محروم سازند (و از این حرفشان تنها بهانه ای بیش نیست). اگر شخصی به معلم (قرآن) فرزند خویش مبلغی معادل دیه و خونبهای فرزندش را نیزبپردازد، برای معلم مباح و جایز خواهد بود.** ر. ک: من لا یحضره الفقیه 3 / 99. باب المعایش و المکاسب و الفوائد و الصناعات،ح 32.***

حکایت 505 : آموزش قرآن به عنوان مهریه

زنی به خدمت رسول اکرم علیه صلوات الله الاکرم رسید و گفت: یا رسول الله مرا شوهر دهید.
پیامبر به حاضران در مجلس فرمود: کدامیک از شما میل دارد با این زن ازدواج نماید؟ مردی برخاست و گفت: من ای رسول خدا او را به ازدواج من در آورید. پیامبر خطاب به آن مرد فرمود: (به عنوان مهریه) چه چیزی به او می دهی؟ مرد گفت: من چیزی ندارم. پیامبر فرمود: نه. این گونه نمی شود. زن چون چنین دید بار دیگر درخواست خود را تکرار نمود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز بار دیگر سخن خود را تکرار نموده و فرمود: چه کسی میل دارد با این زن ازدواج کند؟ کسی به جز همان مرد اعلام آمادگی نکرد. (پیامبر نیز نپذیرفت زیرا آن مرد مالی به عنوان مهریه نداشت). زن برای سومین بار تقاضای خویش را تکرار نمود. در این هنگام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به آن مرد فرمود: آیا چیزی از قرآن بلدی؟ مرد گفت: آری. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این زن را به مهریه معلوم که عبارت است از آموزش مقداری از قرآن که بلد هستی به ازدواج تو در آوردم پس هرچه از آیات قرآن می دانی به او بیاموز.** ر. ک: وسائل الشیعه 15 / 4 3 باب 2 از ابواب مهور،ح 1، الکافی 5 / 380 باب نوادر فی المهر،ح 5.***

حکایت 506 : از ما بهتران

جابر بن عبدالله انصاری گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی سوره الرحمن را در جمع مردم خواند ولی آن ها سکوت کردند و چیزی نگفتند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن ها فرمود: جن ها بهتر از شما پاسخ می دهند چرا که وقتی من آیه شریفه: فَباَیِّ آلاءِ ربِّکما تُکذِّبان** الرحمن / 13، 16، 18، 21، 23، 30، 32، 34، 36، 38، 40، 42، 45، 47، 49، 51، 53، 55، 57، 59، 61، 63، 65، 67، 69، 71، 73، 75، 77، ترجمه: پس کدامین نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید (ای گروه جن و انس)؟!.*** را برای جنیان خواندم آن ها در پاسخ گفتند: لا وَ لا بِشی ءٍ مِن آلاء رَبُّنا نُکذِّب یعنی: نه، هرگز ما چیزی از نعمت های پروردگارمان را انکار و تکذیب نمی کنیم.
بدین ترتیب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مسلمانان دستور دادند که هنگام شنیدم آیه مذکور سکوت نکرده بلکه به ندای آیه پاسخ گویند حال یا همانند گفته جنیان و یا این گونه: لا بِشی ءٍ مِن آلاءکَ رَبِّ اُکذِّب یعنی: پروردگارا! من هرگز چیزی از نعمت های تو را انکار و تکذیب نمی نمایم.** ر. ک: داستان ها و پندها / 5 / 63 62، به نقل از: مجمع البیان،9 / 93.***