هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 482: سینه ای نورانی

حضرت حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدی ری شهری حافظ کل قرآن کریم در مقدمه کتاب کلید قرآن می نویسد: همزمان با نخستین سال ورودم به حوزه علمیه قم - در سال 1340 شمسی -، حفظ قرآن کریم را آغاز کردم و پس از مدتی کوتاه سوره بقره را تقریبا حفظ شدم. اما با این شبهه که شاید انگیزه ای غیر الهی مرا به این کار وادار کرده است از تصمیم خود منصرف شدم. در سال 1347 شمسی هنگامی که رژیم شاه ( محمدرضا شاه پهلوی) آیت الله (میرزا علی) مشکینی را به مشهد تبعید کرد و پس از گذشت مدت کوتاهی از خویشاوندی سببی اینجانب با ایشان** جناب ری شهری داماد حضرت آیت الله مشکینی است.*** روزی به مناسبتی سخن از حفظ قرآن به میان آمد و من گفتم: اگر تصمیم بگیرم می توانم در مدت شش ماه قرآن را حفظ کنم. آیت الله مشکینی فرمود: اگر در این مدت قرآن را حفظ کنی، پنج هزار تومان جایزه داری.
از باب مزاح یا غیر مزاح گفتم: این جایزه برای حفظ قرآن در این مدت کم است آن را دو برابر کنید، فرمودند: ندارم.** البته در آن زمان مبلغ مذکور خیلی هم کم نبود.*** باری، چند ماه از این داستان گذشت گویی جرقه ای در ذهنم زد و به خود گفتم: اکنون بیا، نه برای جایزه که برای خدا، قرآن را حفظ کن. در پی این گفتگوی درونی تصمیم جدی گرفتم قرآن را حفظ کنم از آن پس، روزی یک صفحه از قرآن را حفظ کردم.** شاید بعضی از روزها موفق به حفظ یک صفحه نشده باشم.*** تا آن گاه که همه آن را به توفیق الهی حفظ کردم اما به دلیل این که نتوانستم محفوظات خود را یادآوری و تکرار کنم، حدود پنج جزء قرآن را فراموش کردم** حدود صد صفحه از مجموع تقریبا ششصد صفحه کل قرآن (یک ششم از کل قرآن).*** و به اجزاء دیگر تسلط کافی نداشتم. نذر کردم در هر شبانه روز حد اقل به مدت بیست دقیقه محفوظاتم را تکرار کنم و هر شب قبل از خواب دو صفحه قرآن بخوانم این نذر به رغم مشکلاتی که برایم ایجاد کرد، کارساز نبود. هنگام تصدی وزارت اطلاعات با همه دل مشغولی هایی که داشتم به فکر تکمیل حفظ قرآن افتادم. روزی پس از جلسه هیئت دولت و در راه رفتن به وزارتخانه به خود گفتم: حافظه خود را آزمایش کنم تا ببینم می توانم برای تقویت و تکمیل حفظ قرآن تصمیم بگیرم یا نه؟ با حفظ کردن مجدد چند آیه احساس کردم مشکلی برای حفظ کردن ندارم. از این رو تصمیم گرفتم محفوظات خود را تکمیل کنم و به فضل خداوند منان در مدت کوتاهی، حفظ قرآن را در آذر ماه سال 1364 شمسی** شب جمعه ششم ربیع الثانی مطابق با 28 /9/ 1364 ش.*** به پایان رساندم و از آن تاریخ تا چهار سال اغلب روزی دو جزء را تکرار می کردم و از آن پس برنامه یک ختم قرآن در هر ماه را داشته ام اگر چه گاه موفق به اجرای کامل این برنامه نشده ام. اما اخیراً به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، خداوند توفیق بیشتری را عنایت فرموده است. اکنون به فضل خداوند منان، تکرار محفوظات برایم بسیار ساده و شیرین است و برای انجام آن از فرصت هایی مانند رفتن به محل کار، کوهنوردی و قدم زدن استفاده می کنم. **ر. ک: کلید حفظ قرآن / 10 7.***
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار تا بود وردت - دعا و درس قرآن غم مخور

حکایت 483 : شیوه حفظ قرآن در سودان

برادر محمد عبداللهیان چنین نقل نموده است: موسم حج بود. داخل مسجدالحرام نشسته و به تلاوت سوره یس مشغول بودم و با تکرار آیات سعی می کردم آنها را حفظ کنم و به خاطر بسپارم.
هر کس در عالَم خودش بود و با خدای خویش راز و نیازی داشت. در کنار من پیرمردی سیاه پوست نشسته بود. من نیز در عالَم خویش بودم که آیه ای را اشتباه قرائت کردم. پیرمرد مرا متوجه و اشتباهم را تصحیح کرد. این ماجرا باعث شد تا من باب گفتگو را باز کنم و مقداری با هم صحبت کنیم. از او پرسیدم: آیا قرآن را حفظ هستید؟ گفت: آری. تمام قرآن را حفظ هستم. با کنجکاوی پرسیدم: چگونه قرآن را حفظ کرده ای؟ به چه شیوه ای؟ گفت: من سه مرتبه قرآن را از اول تا آخر نوشتم و حفظ شدم.
گفتم: مگر شما خطاط هستید و خوش نویسی می کنید؟ گفت: خیر. در کشور ما سودان نوشتن قرآن برای حفظ شدن مرسوم و معمول است و برای خود من نیز تجربه شده است که نوشتن برای حفظ و ماندگاری تأثیر بیشتری دارد. در حالی که او نیز متوجه تعجب من شده بود، پرسید: مگر شما چگونه قرآن را حفظ می کنید؟ گفتم: همچنان که از تلاوت و حفظ کردن من متوجه شدید، در کشور ما به روش تکرار، قرآن را حفظ می کنند. لیکن شیوه شما برای من خیلی جالب است و تازگی داشت.** ر. ک: ماهنامه بشارت، سال چهارم، شماره 24 (مرداد و شهریور/ 1380) صفحه 39. نکته: شیوه ای که در حکایت فوق، مذکور شد مختص کشور سودان نبوده، بلکه در برخی از کشورهای دیگر نیز رایج است همانند: کشور لیبی و... .***

حکایت 484 : دکتر صدوقی و کربلایی کاظم

حجةالاسلام و المسلمین محمد رازی در کتاب اعجاز ولایت می نویسد: کربلایی کاظم** داستان ایشان در حکایت 452 گذشت.*** را برای ناراحتی چشمش به مطب پرفسور صدوق چشم پزشک معروف تهران بردم او را معرفی کردم و گفتم: این مرد، کربلایی کاظم حافظ القرآن عصر ما است که با نداشتن سواد و حافظه، همه قرآن را به سبب اعجاز حافظ شده و شما هر آیه ای از قرآن را از ایشان سؤال کنید بی درنگ می گوید آیه چندم کدام سوره است و قبل و بعدش چیست و عجیب تر این که هر آیه ای را بخواهید از هر قرآن خطی یا چاپی، ریز خط یا درشت خط فوراً پیدا می کند و نشان می دهد.** در این جا جا دارد که برخی از خصوصیات حفظ قرآن که در کربلایی کاظم وجود داشت و از طریق تحصیل و درس خواندن و حفظ کردن عادی قرآن نمی توان به آن ها دست یافت، اشاره کنیم:
الف: هرگاه یک کلمه عربی یا غیر عربی برای او خوانده می شد بی درنگ می گفت که در قرآن هست یا نیست.
ب: اگر یک کلمه قرآنی از او پرسیده میشد بی معطلی می گفت که آن کلمه در چه سوره و چه جزیی از قرآن آمده است و چندبار تکرار شده است.
ج: اگر کلمه ای در چند جای قرآن ذکر شده بود، همه آن موارد را بدون وقفه بر می شمرد و دنباله هر کدام را می خواند.
د: هر گاه در یک آیه یک کلمه، یا یک حرف و یا یک حرکت غلط خوانده می شد یا زیاد و کم می شد بی درنگ متوجه می شد و خبر می داد.
ه: هرگاه چند کلمه از چند سوره به دنبال هم خوانده می شد محل هر کلمه را بدون اشتباه بیان می کرد.
و: هرگاه یک کلمه قرآنی را از هر از هر قرآنی می خواستند پیدا کند بی درنگ بخشی از صفحات را بر می گرفت و صفحه مورد نظر را می گشود و کلمه را نشان می داد یا اگر از او می خواستند آیه ای را از قرآن نشان دهد فورا آیه را نشان می داد.! هرگاه در یک صفحه نوشتار عربی و یا غیر عربی یک آیه مطابق با سایر کلمات نوشته می شد آیه را تشخیص و تمیز می داد که تشخیص آن برای اهل فضل نیز دشوار بود.
ح: آمار تعداد حروف هر سوره و حتی تعداد نقطه های هر سوره را بیان می نمود.
ط: می توانست تمامی سوره ها را به قهقرا ( از آخر به اول) تلاوت کند.***
دکتر گفت: آیه اءِنَّمَا الخَمرُ وَ المَیسِرُ** مائده/ 90، ترجمه: (ای کسانی که ایمان آورده اید!) شراب و قمار (و بتها و ازلام نوعی بخت آزمایی پلید و از عمل شیطان است از آنها دوری کنید تا رستگار شوید).*** در کدام سوره است؟ کربلایی کاظم جواب داد: دکتر یک قرآن خطی نفیس که در قفس کتابهایش بود، برداشت و به دست کربلایی کاظم داد و گفت: پدر! آیه اءنَّما الخَمرُ را از این قرآن نشان بده. کربلایی کاظم قرآن را گرفت و باز نمود و گفت: بفرمایید. دیدیم آیه مزبور در همان صفحه بود. دکتر صدوقی از دیدن این امر تکانی خورد و گفت: افسوس که ما با داشتن این آیات برای دین و مذهبمان حرکت نمی کنیم اگر چنین شخصی در آمریکا یا اروپا بود چقدر از او استفاده مادی و معنوی می کردند و همه روزه او را در معرض نمایش و آزمایش قرار می دادند.** ر. ک: داستان کربلایی کاظم/ 53 52، به نقل از: اعجاز ولایت/ 13.***
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد - وآنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
حافظ))