هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 461 : فرقان

حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ غلامرضا نیشابوری نویسنده کتاب سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن می نویسد: با مرحوم کربلایی کاظم** داستان ایشان در حکایت 452 گذشت.*** حافظ قرآن، در مدرسه فیضیه (در شهر مقدس قم) کنار حوض ملاقات کردم و دو آیه را که در کلمات با هم اشتراک داشتند با هم منظم کردم و از او پرسیدم که این آیه در کجای قرآن قرار دارد لِکُلِّ نَبأٍ مُستَقرّاً** انعام / 67 ترجمه: هر خبری قرارگاهی دارد.*** وَ لَتَعلَمَنَّ نَبَأهُ بَعدَ حینٍ**ص/ 88 ترجمه: و خبر آن را بعد از مدتی می شنوید. ***بلافاصله گفت: این دو آیه از دو جای (مختلف) قرآن است یکی از سوره انعام و دیگری از سوره ص)).** ر. ک: سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن 3 / 259.***

حكايت 462 : حافظ كل قرآن الا 29 جزء!

**تسميه و نامگذارى ها همانند ضرب المثل ها و اصطلاحات، توفيقى است بنابراين اشكال تخصيص اكثر وارد و متوجه نيست.***
گويند: مردى بسيار همسر خود را اذيت و آزار مى نمود. او همسايه اى داشت كه همواره وى را به خاطر اين عمل سرزنش مى كرد. در يكى از شب ها آن مرد به شدت با همسر خويش درگير شده و او را به باد كتك گرفت. همسايه وى هنگامى كه از اين جريان اطلاع يافت خطاب به او گفت: اى مرد! با همسرت آن گونه رفتار كن كه خداى تعالى فرموده: فَاءِمسَاكُ ادامه اش چه بود اَو تَسريح نمى دانم چه)).**مقصود او اين آيه بوده: فَاءِمساك بِمَعرُوف اَو تَسريح بِاءِحسانٍ بقره / 229، ترجمه (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد دو مرتبه است و در هر مرتبه) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كنى (و آشتى نمايى) يا با نيكى او را رها سازد (و از او جدا شود) ر. ك: اخبار الحمقى و المغفلين / 77.***

حکایت 463 : استاد فراموشکار

یکی از طلاب مسجد مشیر الدوله شیراز که بسیار زبردست بود و پس از مدتی کوتاه مدرس گردیده و در حافظه و معلومات کم نظیر بود... شبی خوابید و صبح که از خواب برخاست دریافت که حافظه خود را از دست داده تا بدین گونه که در نماز صبح، سوره حمد را فراموش کرده و چون قرآن را باز کرد تا از روی آن سوره حمد را قرائت کند، دید نمی تواند بخواند. او به طور کلی حافظه اش را از دست داده بود و به همین حال از دنیا رفت.** ر. ک: داستان ها و پندها 7 / 110 به نقل از: استعاذه (شهید دستغیب) / 240.***
و یدعی الحفظ لقرآن و لا یقوم بالحمد وحدها نظراً