هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 457 : سحر و جادو!

جناب احمد دباغ حافظ کل قرآن مجید چنین نقل نموده اند: در کشورهای دیگر به جز ایران اسلامی، حفاظ قرآن فقط به حفظ آیات می پردازند و اصلا توجهی به شماره آیات و صفحات و... ندارند. در حین برگزاری مسابقات قرآن کشور عربستان وقتی قرار شد من به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در رشته حفظ کل با تفسیر (چند جزء) برای مسابقه به جایگاه بروم با خود فکر کردم که اگر همان طور که در ایران مرسوم است قبل از پاسخ به هر سؤال شماره آیه، صفحه، حزب و جزء را نیز بگویم، اشکالی پیش نمی آید؟ این مطلب، خاصه با جوسازی هایی که علیه ایران اسلامی و تشیع در عربستان می شود، مهم به نظر می رسید. پس از مشورت با دوستان و استخاره به قرآن به این نتیجه رسیدم که بهتر است فقط شماره آیه را قبل از جواب دادن به سؤال، بیان کنیم. به فضل الهی و با عنایات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اجرای برنامه حفظ و پاسخ به پرسش ها را به خوبی به پایان بردم بعد از آن که از جایگاه پایین آمدم عده ای از افراد حاضر در محل برگزاری مسابقات که از کشورهای مختلف آمده بودند مرا احاطه کردند و از من در مورد چگونگی پاسخ به سوالات حفظ همراه با شماره آیات می پرسیدند. برای آن ها این عمل تعجب آور بود و آن را نوعی معجزه می دانستند. در این موقع خدا را شکر کردم که شماره صفحه و حزب و... را نگفته ام که در این صورت آن ها مرا ساحر یا جادوگر می پنداشتند.** ر. ک: خاطرات قرآنی / 41- 40.***

حکایت 458: طوطی حافظ!

در تاریخ اسحاقی است که می گفت: شنیدم از شخصی که در مملکت عثمانی یک نفر وفات کرده، چون وارثی نداشت اموال وی را پس از او به بیت المال نقل دادند. از جمله متروکات او یک طوطی ناطق ( سخنگو) بود که حافظ جمیع قرآن بوده از اول تا آخر. این خبر به محضر محمد پاشا وزیر رسیده، وزیر مذکور از وکیل بیت المال خواهش کرده که آن طوطی را به محضر محمدپاشا حاضر ساخته. از برای امتحان به شخصی گفت: که قرآن تلاوت بکن ولیکن از آیه ای به آیه دیگر که متصل به آن نباشد قرائت کند به جهت امتحان کردن آن طوطی، چون آن شخص مشغول به قرائت قرآن شریف شده و اسقاط آیه ای کرده آن طوطی آن آیه اسقاطیه ( جا افتاده) را بخواند کنایه از آن که به قاری بفهماند که غلط خواندی و آیه ای را اسقاط کردی.** ر. ک: کشکول الناشریه 1 / 44 به نقل از: تاریخ اسحاقی.***

حکایت 459 : میهمان ناخوانده و حفظ آیات

طفیلیی ( میهمان ناخوانده ای) را گفتند: از قرآن مجید کدام قسمت را حفظ داری؟ گفت: قول خدای تعالی را که می فرماید: وَ إِذْ قَالَ مُوسَی لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّی أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِینَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا** کهف / 62 60.***
یعنی: و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمی دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم (ولی) هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند؛ و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و روان شد). هنگامی که از آن جا گذشتند، (موسی) به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور، که سخت از این سفر خسته شده ایم)).** ر. ک: روضات الجنات 3 / 208، محاضرات الادبآء 2 / 640.***