هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 456 : وهابی مبهوت!

حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید محمدمهدی طباطبایی پدر گرامی محمدحسین طباطبایی چنین تعریف نموده اند: قبل از شروع مراسم حج که در مکه بودیم هر شب با سید محمدحسین به مسجدالحرام می رفتیم و در طبقه پایین مسجد مقابل حجر اسماعیل و ناودان طلا می نشستیم. در مدت کوتاهی حجاج ایرانی و غیر ایرانی دور ما جمع می شدند و در عرض مدت کمی جلسه ای با شکوه از حجاج بیت الله الحرام تشکیل می گردید و سید محمدحسین به اجرای برنامه می پرداخت و به پرسش های حاضرین پاسخ می داد همچنین همیشه همراه ما چند تن از مترجمین بودند که جواب ها را به زبان های مختلف ترجمه می کردند در یکی از شب ها چند تن از طلاب علوم دینی حجازی که از وهابیون بودند در جلسه ما حاضر شدند یکی از آن ها صفوف جمعیت را شکافت و به سوی ما آمد و در کنار ما نشست. او گفت: من به جمله ای که از وسط یکی از آیات قرآن با دست اشاره می کنم اگر راست می گویید شما با دست اشاره کنید و فرزندتان آن را قرائت نماید. او به این جمله اشاره کرد: وَ لَعَلّا بَعضُهُم عَلی بَعضٍ** مؤمنون / 91، ترجمه: و بعضی در بعضی دیگر برتری می جست.*** در همان لحظه من مشاهده نمودم که از میان جمعیت چند نفر مشغول خواندن قرآن ( آیة الکرسی) شدند من بدون توجه به آنان با خونسردی به جمله مذکور با دست اشاره نمودم و همه دیدند که سید محمدحسین که در مکانی دورتر نشسته بود همان جمله را قرائت کرد. صدای جمعیت به تکبیر و تشویق بلند شد. و در آن حال رنگ از رخسار آن طلبه وهابی پرید. یکی از دوستان که با زبان عربی آشنایی کامل داشت خود را به من رساند و گفت: این چند نفر طلبه وهابی قبل از ورودشان به جلسه در گوشه ای صحبت می کردند و من صدای آن ها را می شنیدم و همین شخصی که چند لحظه پیش سؤال کرد و رفت به دوستانش می گفت: من کنار این پدر و فرزند می نشینم و سؤال سختی را مطرح می کنم شما هنگام جواب دادن آن ها به سؤال شروع به خواندن آیة الکرسی نمایید تا آن ها نتوانند به سؤال من پاسخ صحیح بدهند)).** سخنان آن طلبه وهابی، آدمی را به یاد این آیه می اندازد: وَ قَالَ َالَّذِینَ کَفَروا لا تَسمَعُوا لِهذَا القرآنِ وَ الغَوا فیهِ لَعَلَّکُم تَغلِبُونَ فصلت / 26، ترجمه: کافران گفتند: گوش به این قرآن فراندهید و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید شاید پیروز شوید.)) ***

حکایت 457 : سحر و جادو!

جناب احمد دباغ حافظ کل قرآن مجید چنین نقل نموده اند: در کشورهای دیگر به جز ایران اسلامی، حفاظ قرآن فقط به حفظ آیات می پردازند و اصلا توجهی به شماره آیات و صفحات و... ندارند. در حین برگزاری مسابقات قرآن کشور عربستان وقتی قرار شد من به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در رشته حفظ کل با تفسیر (چند جزء) برای مسابقه به جایگاه بروم با خود فکر کردم که اگر همان طور که در ایران مرسوم است قبل از پاسخ به هر سؤال شماره آیه، صفحه، حزب و جزء را نیز بگویم، اشکالی پیش نمی آید؟ این مطلب، خاصه با جوسازی هایی که علیه ایران اسلامی و تشیع در عربستان می شود، مهم به نظر می رسید. پس از مشورت با دوستان و استخاره به قرآن به این نتیجه رسیدم که بهتر است فقط شماره آیه را قبل از جواب دادن به سؤال، بیان کنیم. به فضل الهی و با عنایات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اجرای برنامه حفظ و پاسخ به پرسش ها را به خوبی به پایان بردم بعد از آن که از جایگاه پایین آمدم عده ای از افراد حاضر در محل برگزاری مسابقات که از کشورهای مختلف آمده بودند مرا احاطه کردند و از من در مورد چگونگی پاسخ به سوالات حفظ همراه با شماره آیات می پرسیدند. برای آن ها این عمل تعجب آور بود و آن را نوعی معجزه می دانستند. در این موقع خدا را شکر کردم که شماره صفحه و حزب و... را نگفته ام که در این صورت آن ها مرا ساحر یا جادوگر می پنداشتند.** ر. ک: خاطرات قرآنی / 41- 40.***

حکایت 458: طوطی حافظ!

در تاریخ اسحاقی است که می گفت: شنیدم از شخصی که در مملکت عثمانی یک نفر وفات کرده، چون وارثی نداشت اموال وی را پس از او به بیت المال نقل دادند. از جمله متروکات او یک طوطی ناطق ( سخنگو) بود که حافظ جمیع قرآن بوده از اول تا آخر. این خبر به محضر محمد پاشا وزیر رسیده، وزیر مذکور از وکیل بیت المال خواهش کرده که آن طوطی را به محضر محمدپاشا حاضر ساخته. از برای امتحان به شخصی گفت: که قرآن تلاوت بکن ولیکن از آیه ای به آیه دیگر که متصل به آن نباشد قرائت کند به جهت امتحان کردن آن طوطی، چون آن شخص مشغول به قرائت قرآن شریف شده و اسقاط آیه ای کرده آن طوطی آن آیه اسقاطیه ( جا افتاده) را بخواند کنایه از آن که به قاری بفهماند که غلط خواندی و آیه ای را اسقاط کردی.** ر. ک: کشکول الناشریه 1 / 44 به نقل از: تاریخ اسحاقی.***