هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 437 : من قرآن را تبرک کنم؟!

یک بار یک نفر تعدادی از قرآن های قطع کوچک که فقط محتوی چند عدد از سوره های قرآن است آورده بود که امام امضاء کند و برای رزمندگان جبهه هدیه ببرد چون تعداد زیاد بود گفتیم که این کار وقت امام را می گیرد و باعث زحمت معظم له می شود. آن شخص اکتفا کرد که قرآن ها به دست امام برسد و به اصطلاح او به دست امام تبرک شود! او گفت: همین مقدار که این قرآن ها با دست امام لمس شده باشد برای بچه های جبهه بسیار خوشحال کننده است.
ما هم قبول کردیم و قرآن ها را که در یک پاکت بزرگ بود نزد امام بردیم در آخر کار که می خواستیم از خدمت امام برگردیم یکی از آقایان پاکت محتوی قرآن ها را برداشت و به طرف دست حضرت امام برد. معظم له به گمان آن که طبق معمول گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک می بردیم دستشان را جلو آوردند و وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد فرمودند: چیه؟
به عرض رسید: این ها قرآن هایی است که شامل چند سوره است، خواسته اند که برای جبهه تبرک شود! امام که همیشه حرکاتش کاملا آرام و معتدل بود ناگهان به طور بی سابقه و با شتاب و به شدت مضطربانه دستشان را به عقب کشیدند و با لحنی تند و عتاب آمیز فرمودند: من قرآن را تبرک کنم؟ این چه کارهایی است می کنید؟!** ر. ک: سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی قدس سره 5 / 69 68.***

حکایت 438 : جعل حدیث

به ابوعصمت مروَزی** نوح بن مریم معروف به نوح جامع)).*** گفتند: این همه احادیث را پیرامون فضائل سوره های قرآن چگونه از عکرمه از ابن عباس، نقل می کنی؟ وی در پاسخ گفت: من دیدم مردم از قرآن روی برگردانیده اند و به فقه ابوحنیفه و مغازی** این کلمه جمع مغزی است و مقصود از آن کتاب هایی است که که درباره صفات برجسته و کارهای مهم جنگجویان و مسایلی از این قبیل نوشته شده است.*** ابن اسحاق، روی آورده اند از باب وظیفه،** برخی از افراد که در میان آن ها جماعتی از زهاد و عباد نیز به چشم می خورند، بر اساس پاره ای از نظریات غلط، از جعل و وضع حدیث باک نداشته بلکه خود را در این امر مثاب و ماجور نیز می دیدند، حاکم از یکی از زهاد نقل نموده که به وی گفتند: چرا احادیث در فیلت قرآن و سوره های آن می ساختی؟ وی در پاسخ همه سخنان ابوعصمت مروزی را تکرار نمود.آن گاه به وی گفتند: مگر نشنیده ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که هر کس بر من دروغ ببندد جایگاهش پر از آتش می گردد؟ ( من کذب علیَّ فَلیَتَبَوَّءُ مَقعَدَهُ مِن النّارِ) گفت:
من بر وی دروغ نبستم بلکه به نفع وی حدیث ساختم! ( ما کذبت علیه انما کذبت له)! ر. ک: علم الحدیث و درایة الحدیث / 116.*** به وضع ( جعل) حدیث، پیرامون این سوره ها دست زدم.** ر. ک: فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی 1 / 95 به نقل از: الغدیر 6 / 275. علم الحدیث و درایة الحدیث / 116.***

حکایت 439 : معیار انتخاب فرمانده

روایت شده: که روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جمعی را به سفری می فرستاد. آن حضرت از یکایک آنان می پرسید که چه مقدار از قرآن را می دانند تا این که به جوان ترین آنان رسید و فرمود: چه مقدار از قرآن می دانی؟ آن جوان گفت: من فلان سوره و فلان سوره و سوره بقره را می دانم. حضرت خطاب به آنان فرمود: بروید. این جوان امیر و فرمانده شماست. گفتند: ای رسول خدا! این جوان از همه ما کم سن و سال تر است! فرمود: او سوره بقره را می داند.** ر. ک: مجمع البیان 1/ 68.***